توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
محمود مهام
چکیده
آمایش سرزمین، راهبرد حیاتی برای حفاظت از یکپارچگی سرزمین و استفاده بهینه از استعدادهای(طبیعی و اجتماعی) سرزمینی است و بدون برخورداری از نظام بودجهریزی مبتنی بر محیط و پویاییهای محیطی، قابل تصور نیست. بودجه آمایش سرزمینی، راهبردی اصلاحی در نظام بودجهریزی است که تقسیم منابع را متکی بر شناسایی کلیت و یکپارچگی سرزمین، صورتبندی ...
بیشتر
آمایش سرزمین، راهبرد حیاتی برای حفاظت از یکپارچگی سرزمین و استفاده بهینه از استعدادهای(طبیعی و اجتماعی) سرزمینی است و بدون برخورداری از نظام بودجهریزی مبتنی بر محیط و پویاییهای محیطی، قابل تصور نیست. بودجه آمایش سرزمینی، راهبردی اصلاحی در نظام بودجهریزی است که تقسیم منابع را متکی بر شناسایی کلیت و یکپارچگی سرزمین، صورتبندی و عملیاتی میسازد. از اینرو، بودجه آمایش سرزمینی حداقل چهار ویژگی مهم دارد که به ترتیب عبارتند از: 1) «منعطف»؛ یعنی متناسب با تغییرات محیطی و پذیرایِ اصل تنوع زیستیِ طبیعی و اجتماعی و سازگار با ویژگیهای زیستی در فلات ایران. 2) دارای «وحدت» نه فقط در شاکله و شیوه ارائه سند بودجه، بلکه بهرهمند از وحدت ناشی از پیوستگیِ اجتماعی-زیستی و اقتصاد بومشناختی است. 3) «شفاف» در انعکاس روندِ تغییرات بافتِ مجتمعهای زیستی میباشد. 4) «مشارکتپایه» طراحی و اجرا میشود. با توجه به تصویب سند ملی آمایش سرزمین، پرسش اصلی مقاله عبارت است از اینکه: لایحه بودجه سال 1402 توانسته است کلنگری و مفصلبندیِ تغییرات تنوع زیستی(طبیعی و اجتماعی) و ساختار فضایی کشور را صورتبندیِ مالی-فنی نماید؟ تحلیل انتقادی و آمایشی متن لایحه بودجه سال 1402 و مقایسه آن با لایحه بودجه سال 1401 نشان میدهد لایحه بودجه سال 1402 نیارمند ترمیم از طریق پیریزی قانونی، مفهومی، عملیاتیِ و اتکاء بر علوم محیطی است. برای بهبود بودجهریزی 9 پیشنهاد ارائه شده است.
محمود مهام
چکیده
تداوم زیست جمعی و استمرار جوامع انسانی در سرزمین موجب شکلیابی تدریجی متقابل جامعه و محیط بهصورت انواعی از مجتمعهای زیستی است. ارتباط جوامع انسانی با تنوع محیطی در پیشینه زیستی در فلات مرتفع ایران، پیدایی سه نوع جامعه (عشایری، روستایی و شهری) را موجب شد که بخشی از میراث طبیعی-انسانی بشر هستند. تغییر در آنها با هدفگذاری بهبود ...
بیشتر
تداوم زیست جمعی و استمرار جوامع انسانی در سرزمین موجب شکلیابی تدریجی متقابل جامعه و محیط بهصورت انواعی از مجتمعهای زیستی است. ارتباط جوامع انسانی با تنوع محیطی در پیشینه زیستی در فلات مرتفع ایران، پیدایی سه نوع جامعه (عشایری، روستایی و شهری) را موجب شد که بخشی از میراث طبیعی-انسانی بشر هستند. تغییر در آنها با هدفگذاری بهبود زندگی، نیازمند شناخت بافتِ مجتمعهای زیستی است تا به «پایداری» بینجامد. اسناد و برنامههای توسعهای، واجد پشتوانههای علمی-فنی هستند که بر ترکیب و نوع روابط قدرت در سطوح مختلف تاثیرگذارند. دستور کار 2030 هر چند از انسجام بالایی برخوردار میباشد امّا عملاً انعکاسِ مواجههی قدرتها با یکدیگر است. با توجه به محوریت «پایداری» در این سند، پرسش آغازین عبارت است از: «پایداری» توسعه در سند 2030 دارای چه سازوکار و کدام جهتگیری است؟ با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، فرضیه زیر ارائه شده است: سند 2030 در تلطیف روابط شمال و جنوب و جایگزینی همکاری در سطح دادهها و اطلاعات از یک طرف و رقابت در سطحِ دانشی و نقش کاربری از طرف دیگر، تدوین گردیده است و با بخشینگری و غفلت از پیوندها(غذا و خاک «و» آب و انرژی)، بیتوجهی به مساله تقسیم منابع، تقلیلگرایی در مشارکت، نپرداختن به اندرکنش سوادِ زیستبومشناسی و زنجیره تامین مالی، نتوانسته تجمیع تجارب و یافتههای اسناد توسعهایِ پیشین باشد.