Document Type : Research Paper

Authors

Faculty of Social Sciences Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran

Abstract

Abstract
Until the early 1960s, welfare was viewed as an economic category in terms of objective and quantitative indicators such as income and consumption. Attempts to build social indicators began by emphasizing the inadequacy of economic indicators to explain social status. Since 1990, the study of subjective well-being and its adaptation to objective well-being has been included in developmental research. This is undoubtedly the case in Iran as well, and planning for the promotion of social welfare demands aristocracy over the two categories of objective and subjective well-being, and whether or not they are compatible. But the social welfare index varies widely across provinces in Iran. Two provinces of Semnan and Kurdistan were selected for investigation. Kurdistan province has always been one of the three least developed provinces of Iran and Semnan province has been among the first two provinces, especially during the past years. Also, due to cultural, ethnic, religious and geographical differences of Kurdistan province with other 
selected for study. The research method is survey and the statistical population includes all people aged 18-60 years living in two provinces in 2018. The total sample size for the two provinces was 1200. A questionnaire was also used for data collection. The results show that there is a significant relationship between ethnicity and religiosity in Semnan province with objective and subjective well-being and there is no significant relationship between education and feeling of freedom with this adjustment. The results showed that there is a significant relationship between the variables of education, ethnicity, religiosity, feeling of freedom and the dependent variable. The highest correlation is related to the ethnic status variable. According to the regression model in Semnan province religiosity had the highest effect on subjective and subjective well-being adjustment and the variables entered in the model were able to explain 16% of the dependent variable changes. For Kurdistan province, the feeling of freedom had the greatest effect on the dependent variable, and the model variables accounted for 24% of the dependent variable change.
Keywords: Social Welfare, Mental Welfare, Ethnic Status, Religion, Sense of Freedom
 

منابع
-  اینگلهارت، رونالد و ولزل، کریستین. (1394)، نوسازی، تغییر فرهنگی و دموکراسی، ترجمه: یعقوب احمدی، تهران: انتشارات کویر، چاپ دوم.
-  آراسته خو، محمد. (1379)، وامداری غرب نسبت به شرق به‌ویژه اسلام و ایران، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول.
-  بقالی، هاوژین. (1389)، تحلیلی جامعه‌شناختی سلفی گری به‌مثابه یکی از منابع هویت‌ساز در کردستان ایران، پایان‌نامه کارشناسی ارشدرشته جامعه‌شناسی، دانشگاه الزهرا.
-  بیابانی، آزیتا. (1381)، بررسی رابطه پایگاه اقتصادی اجتماعی با نوگرایی دینی با تأکید بر دانش آموزان پایه سوم دبیرستان‌های دولتی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس تهران.
-  دورکیم، امیل .(1394)، درباره تقسیم‌کار اجتماعی، ترجمه: باقر پرهام، تهران: نشر مرکز، چاپ 5.
-  رمضان زاده، عبدالله. (1377)، «روند بحران قومی در ایران»، مجله مطالعات راهبردی، پیش‌شماره 1: 137-150.
-  زالی، نادر و قنبری، ابوالفضل. (1383)، «بررسی و تحلیل نگرش‌های جغرافیایی در توسعه منطقه‌ای و تطبیق آن با ویژگی‌های استان آذربایجان شرقی»، جغرافیا و برنامه‌ریزی ، شماره 15: 77-98.
-  سام آرام. عزت‌الله و محبوبی، رضا. (1393)، «ساخت مقیاس سنجش رفاه اجتماعی با تأکید بر رفاه ذهنی (احساس رفاه)»، برنامه‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی، شماره 18: 1-34.
-  سید امامی، کاووس. (1376)، «ملی‌گرایی قومی: در جستجوی درک بیشتر»، فصلنامه مطالعات راهبردی ، شماره 10 و 11: 252-260.
-  عبداللهی، محمد و قادر زاده، امید. (1388)، «هویت جمعی غالب کُردها در کشورهای ایران و عراق»، نامه علوم اجتماعی، شماره؟؟؟؟؟؟: 1- 25.
-  فیتز پتریک، تونی. (1383)، نظریه رفاه، ترجمه: هرمز همایون پور، تهران: انتشارات گام نو، چاپ دوم.
-  کچوییان، حسین. (1387)، تطورات گفتمان‌های هویت ایرانی: ایرانی در کشاکش با تجدد و مابعد تجدد، تهران: نشر نی، چاپ دوم.
-  محبوبی، رضا. (1392)، «موجه سازی مطالبات رفاه اجتماعی بر مبنای نظریه حق»، مجله رفاه اجتماعی، شماره 49: 133-158.
-  محمدی، تیمور؛ صفر زاده، اسماعیل و موسوی، میرحسین. (1388)، «شناسایی نقاط چرخش دوران اقتصادی در ایران در یک‌زمان واقعی»، پژوهشنامه اقتصادی، دوره 9، شماره 3: 65-89.
-  مفاخری باشماق، جمیل. (1395)، بررسی شیوه‌های جذب و اقناع گروه‌های سلفی در استان کردستان، طرح پژوهشی، نیروی انتظامی استان کردستان، دفتر تحقیقات کاربردی ناجا.
-  نیلی، فرهاد و بابا زاده خراسانی، بهزاد. (1391)، «شناسایی عوامل مؤثر بر رفاه ذهنی در ایران»، فصلنامه پژوهش‌های پولی بانکی، سال ششم، شماره 14: 28-43.
-  هزارجریبی، جعفر و صفری شالی، رضا. (1390)، «رفاه اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن (مطالعه موردی شهر تهران)»، پژوهش و برنامه‌ریزی شهری، شماره 5.
-  هزارجریبی، جعفر و صفری شالی، رضا. (1391)، آناتومی رفاه اجتماعی، تهران: انتشارات جامعه و فرهنگ.
-  همیلتون، ملکم. (1387)، جامعه‌شناسی دین، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: نشر ثالث، چاپ دوم.
 
-   Bandura, A. (1977). “Self-efficacy: Towards a unifying theory of behaviour change”  Psychol Rev, vol. 84.
-   Berger, Peter. (1967). The Sacred Canopy: Elements of a Sociological Theory of Religion. the University of Michigan.
-   Boman (Eds.). (1988). Pesonality selection. San Francisco, Jossey-Bass.
-   Des, Gasper. (2007). “Human Well-being: Concepts and Conceptualizations” UNU-WIDER 2004. Discussion Paper, No 06.
-   Diner, s. (1998). Social welfare in shumsky. N. (ed). Encyclopedia of urban america. Santa barbara. Clif. Abc-clio.
-   Hechter,M, and et. Al. (2005). Nationalism and Direct Rule, Handbook of Nation and Nationalism. London, Sage published.
-   Mohagheqi, kamal and Said, Hosain. (2015). “Territorial analysis of social welfare in IranJournal of International and Comparative Social Policy, 31.