کاربست رویکرد کار شایسته در توسعه کسبوکارهای بومگردی
https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.90070.2733
یاور بابائی، عاطفه رشیدی، سجاد فردوسی
چکیده بومگردی بهعنوان یکی از ظرفیتهای کلیدی توسعه پایدار گردشگری، نقش مؤثری در ارتقای معیشت و توانمندسازی اقتصادی جوامع محلی ایفا میکند، با این حال، کیفیت اشتغال در این حوزه غالباً مغفول مانده است. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل ابعاد و مؤلفههای توسعه کسبوکارهای بومگردی مبتنی بر رویکرد کار شایسته بود. این پژوهش از نوع کیفی و با بهرهگیری از تحلیل مضمون طراحی شد. جامعه آماری شامل خبرگان و مدیران کسبوکارهای بومگردی در ایران بود و نمونهگیری به روش هدفمند انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری شد و تحلیل آنها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت تا مضامین اصلی استخراج و طبقهبندی شوند. نتایج نشان داد که ابعاد کلیدی توسعه کسبوکارهای بومگردی مبتنی بر رویکرد کار شایسته شامل اشتغال مولد، حقوق بنیادین در کار، حمایت اجتماعی، گفتوگوی اجتماعی، برابری جنسیتی و فرصتهای برابر و ایمنی و سلامت شغلی هستند که بهصورت یکپارچه کیفیت اشتغال، انگیزه نیروی کار و مشارکت فعال جوامع محلی را ارتقا میدهند. یافتهها همچنین بر ضرورت تقویت حمایتهای قانونی و اجتماعی، توانمندسازی کارکنان، نهادینهسازی شفافیت و گفتوگو، و رعایت اصول عدالت و ایمنی شغلی تأکید کردند تا پایهای مستحکم برای توسعه پایدار و عادلانه بومگردی فراهم شود. بر این اساس، ادغام رویکرد کار شایسته در مدیریت کسبوکارهای بومگردی میتواند همزمان رفاه اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی را ارتقا دهد و مسیر عملیاتی توسعه گردشگری مسئولانه را ترسیم کند.
میزان و نحوه تامین مالی نظام سلامت و رابطه آن با کارائی نظام سلامت (مطالعه تطبیقی ایران با چند کشور منتخب)
https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.84599.2660
جواد فعلی
چکیده میزان هزینههای یک سیستم، نحوه تامین این هزینهها و میزان کارائی یک سیستم از دغدغه های سیاستگذاران است. در این راستا ما به بررسی میزان هزینه و نحوه تامین مالی بخش سلامت بر میزان کارائی آنها پرداختهایم. روش این تحقیق تحلیل ثانویه دادههای نظام سلامت کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی در سال 2019 است که 25 کشور براساس مدل اسپینگ- اندرسن به عنوان نمونه انتخاب شدهاند. برای سنجش نحوه تامین مالی از سه فاکتور؛ سهم بخش دولت ، سهم بخش بیمهها و سهم پرداخت بیماران از هزینههای سلامت استفاده شده است. برای سنجش کارائی از دو فاکتور: میزان امیدزندگی و میزان مرگومیر اطفال زیر ۵ سال، استفاده شده است. برای تحلیل دادهها از نرم افزار spss و آزمونهای پیرسون، تحلیل واریانس و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. یافتهها: بین میزان پرداخت هزینه توسط دولت و هزینه سرانه سلامت با میزان کارایی بخش سلامت یک کشور رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین بین پرداخت مستقیم توسط بیمار و میزان کارایی بخش سلامت رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، بین سهم بیمه در هزینه سلامت و کارائی رابطه معناداری وجود ندارد. تامین منابع مالی از بخش عمومی بودجه و کاهش پرداخت از جیب بیماران تضمین کننده کارائی بخش بهداشت است.
گونهشناسی رویکردهای نظری مفهوم تابآوری اجتماعی
https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.91093.2744
سمانه منصوری
چکیده با توجه به تشدید مخاطرات و تنشهای اجتماعی متعدد در جوامع، تبیین مفهوم تاب آوری اجتماعی و پیشرفت نظری و ارائه چارچوبهای مفهومی جدید، جهت برنامهریزی وسیاستگذاریهای دقیق در این زمینه به ضرورتی مهم بدل شده است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که مهمترین تئوریها و رویکردهای نظری مطرح شده در زمینه تاب آوری اجتماعی کدام است؟ کدام چارچوبهای مفهومی جهت تبیین ابعاد و شاخصهای این مفهوم ارائه شده است؟ این مطالعه از نوع کیفی بوده و با رویکرد مطالعه تطبیقی انجام شده است. جهت جمعآوری داده ها، مقالاتی که به مرور و دستهبندی نظری مفهوم تاب آوری و تاب آوری اجتماعی پرداخته بودند انتخاب و این دستهبندی ها با یکدیگر مقایسه شده و بر اساس شباهتها و تفاوتهای موجود، مجدداً دستهبندی و طبقهبندی شدند. نتیجه آنکه در بررسی سیرتحول نظری تابآوری، چهاردسته اصلی: ویژگیهای فردی، فرآیندی، سیستمی و روندهای نوین، معرفی شده است. مهمترین رویکردهای نظری در مفهوم تاب آوری اجتماعی نیز رویکردهای: کارکردگرایانه، سیستمی، سرمایه اجتماعی، توانمندسازی و تحولی هستند. در این نظریات مسیر تحول تابآوری از سازگاری منفعلانه در برابر بحرانها به فرصتسازی از تنشها به سمت تغییر و پیشرفت، بوده است.گونه شناسی نظری و تأمل در سیر تحولی نظریات در پیشبرد و بهرهبرداری عمیقتر از آنها راهگشا خواهد بود.
بهزیستی جوانان در بستر تحولات ارزشی و اجتماعی: پیمایشی در استان یزد
https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.87752.2708
حسین افراسیابی، آرزو رضایی صدرابادی
چکیده بهزیستی به عنوان شاخصی کلیدی در ارزیابی سلامت روانی، رضایت از زندگی و روابط اجتماعی، نقش حیاتی در کیفیت زندگی جوانان ایفا می کند. این مفهوم در بستر تحولات گسترده و پیچیده ارزش ها و ساختارهای اجتماعی، که نگرش ها و هویت های فردی و جمعی را بازتعریف میکنند، دچار تغییرات اساسی شده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش پیمایش و نمونه گیری تصادفی طبقه ای، به بررسی بهزیستی جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله استان یزد و عوامل مرتبط با آن پرداخته است. داده ها از طریق پرسشنامه و با مشارکت ۷۰۸ نفر جمع آوری شد. نتایج نشان داد که سطح بهزیستی این نمونه در بازه متوسط تا بالا قرار دارد و متغیرهایی مانند پایگاه منزلتی، دسترسی به امکانات زندگی، دین داری، فردگرایی، عام گرایی و عاملیت رابطه ای مثبت و معنادار با بهزیستی دارند. در مقابل، رگرسیون چندمتغیره نشان داد که فضای مجازی تأثیر منفی بر بهزیستی جوانان دارد. همچنین، میان متغیرهای جنسیت و تحصیلات با بهزیستی ارتباط معنادار مشاهده نشد. یافتهها نشان میدهد که بهزیستی جوانان مورد مطالعه، محصول پیچیدهای از تعامل و تعادل میان ارزشهای فردگرایی و عامگرایی است، که در بستر چالشهای اقتصادی و فرهنگی شکل میگیرد. تحقق عاملیت واقعی و ارتقای بهزیستی این نسل، مستلزم سیاستها و حمایتهای جامع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که بهطور همزمان به نیازهای فردی و جمعی پاسخ دهد.
تحلیل اثرگذاری عوامل اجتماعی بر پیشبینی رضایت از زندگی
https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.89325.2725
ایمان ممبینی، هیفا بریحه بریهی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر عوامل اجتماعی بر رضایت از زندگی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل تمامی افراد ۱۵ سال به بالا از خانوارهای معمولی شهری و روستایی ساکن در ۲۷ شهرستان استان خوزستان بود. درنهایت با روش تصادفی سیستماتیک، از هر بلوک ۱۰ خانوار برای مصاحبه حضوری انتخاب شدند. نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی رابطه مثبت با رضایت از زندگی دارد و بیشترین اثر آن بر رضایت کلی مشاهده شد، سرمایه اجتماعی نیز با رضایت کلی و احساس مؤثر بودن رابطه مثبت و قوی دارد، در حالیکه احساس محرومیت نسبی بیشترین اثر منفی را بر رضایت از زندگی دارد، احساس آزادی با رضایت کلی زندگی همبستگی مثبت و معنادار دارد، و دینداری نیز اثر مثبت ولی نسبتاً ضعیفی بر مؤلفههای رضایت دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که حمایت اجتماعی و سرمایه اجتماعی اثر مثبت قابل توجه، احساس آزادی اثر مثبت و احساس محرومیت نسبی اثر منفی قابل توجه بر رضایت از زندگی دارند. دینداری اثر مثبت محدود اما معنادار دارد. تحلیل مسیر نیز نشان داد که حمایت اجتماعی و سرمایه اجتماعی بیشترین اثر مثبت را از طریق مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم دارند، احساس آزادی نیز اثر مثبت مستقیم و غیرمستقیم دارد، و احساس محرومیت نسبی تنها اثر مستقیم منفی قابل توجه دارد. دینداری تنها اثر مستقیم محدود دارد.
از مطالبه صنفی تا سیاست نزاعی قانونگرا
https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.92322.2760
نیما شجاعی
چکیده در دهههای اخیر، گسترش الگوهای برونسپاری و پیمانکاری نیروی کار در بخشهای دولتی و شبهدولتی ایران، زمینه شکلگیری اشکال جدیدی از کنش جمعی کارگری را فراهم کرده است. یکی از نمونههای مهم این فرایند، اعتراضات اپراتورهای پستهای فشار قوی برق موسوم به «کلاهزردها» است که در واکنش به وضعیت استخدامی ناپایدار، نابرابری مزدی و عدم اجرای قوانین مرتبط با طبقهبندی مشاغل شکل گرفت. مسئله اصلی پژوهش آن است که چگونه این گروه شغلی از مطالبات صنفی پراکنده فراتر رفته و به کنشگری سازمانیافته در عرصه عمومی تبدیل شده است.
این پژوهش با بهرهگیری از چارچوب نظری سیاست نزاعی و روش تحلیل گفتمان تاریخی (DHA)، اسناد، بیانیهها، مکاتبات رسمی و مطالب رسانهای مرتبط با اپراتورهای پستهای فشار قوی را تحلیل کرده است. یافتهها نشان میدهد که «کلاهزردها» با بهرهگیری از ظرفیتهای قانونی، شبکههای ارتباطی و سرمایه تخصصی خود، مطالبات صنفی را به گفتمانی اعتراضی تبدیل کردند. استراتژی اصلی آنان بر استناد به قوانین و مقررات استخدامی برای مشروعیتبخشی به مطالبات و برساخت هویت جمعی مبتنی بر نقش راهبردی آنان در پایداری شبکه برق کشور استوار بوده است. مقاله استدلال میکند که تجربه کلاهزردها نمونهای از اشکال نوین کنش جمعی کارگری در ایران است که در آن مرز میان اعتراض صنفی و جنبش اجتماعی سیال میشود.
بررسی میزان خودمراقبتی در بین دانشجویان خوابگاهی دانشگاه یزد
https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.90752.2739
نسرین بابائیان، فائزه شمس الدین قطرم، فرزانه کمسفیدی، محمدحسین حسین بیک عراقی، فرنوش فقیهی
چکیده خودمراقبتی یکی از مؤلفههای اساسی سلامت، نقشی تعیینکننده در پیشگیری از مشکلات جسمی روانی و رفتاری ایفا میکند و در میان دانشجویان خوابگاهی از اهمیت بیشتری برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی میزان خودمراقبتی در بین دانشجویان خوابگاهی دانشگاه یزد انجام شد.مطالعه حاضربا طرح پیمایش مقطعی توصیفی در سال ۱۴۰۴ اجرا شدجامعه آماری آن را کلیه دانشجویان ساکن خوابگاه دانشگاه یزد تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای یکمرحلهای، نمونه انتخاب شد.ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته خودمراقبتی شیری و افشانی (1400) که شامل ۳۰گویه در طیف لیکرت پنجدرجه بود و ابعاد جسمی، روانی/عاطفی، اجتماعی، تفریحی، معنوی و فکری را میسنجید؛روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ تأیید شد.دادهها با بهرهگیری از روشهای آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد سطح کلی خودمراقبتی در میان دانشجویان خوابگاهی بالاتر از حد متوسط ارزیابی شد و در میان ابعاد مختلف، بعد معنوی در وضعیت مطلوب قرار داشت، بعد فکری پایینترین سطح را به خود اختصاص داد. همچنین تفاوت معناداری در میزان خودمراقبتی بر حسب اشتغال دانشجویان مشاهده شد،اما متغیرهای جمعیتشناختی دیگر رابطه معناداری با خودمراقبتی نشان ندادند.نتایج حاکی از وضعیت نسبتاً مطلوب خودمراقبتی در دانشجویان خوابگاهی بود،البته تقویت بعد فکری و روانی از طریق برنامههای آموزشی و حمایتی ضروری به نظر میرسد و میتواند به ارتقای سلامت و تابآوری دانشجویان کمک کند
