دوره و شماره: دوره 17، شماره 66، بهار 1405 
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

توسعه حرفه‌ای کارکنان آموزشی به‌ مثابه راهبردی برای تحقق توسعه پایدار در آموزش عالی: الگوی طراحی‌شده در دانشگاه علامه طباطبائی

https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.88808.2718

مهدی دل آرا، عباس عباس پور، صمد برزویان، مرتضی طاهری، حسین عبداللهی

چکیده هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر توسعه حرفه‌ای کارکنان آموزش عالی با رویکرد داده‌بنیاد بود. نمونه‌گیری به صورت هدفمند انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 14 نفر از صاحب‌نظران حوزه توسعه حرفه‌ای جمع‌آوری و با استفاده از فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. مولفه‌های کلیدی توسعه حرفه‌ای شامل یادگیری و رشد فردی، حمایت و ساختار سازمانی، و انطباق با تحولات فناورانه و همچنین، عوامل علی توسعه حرفه‌ای در سه دسته منابع و زیرساخت‌ها، تعاملات و شبکه‌سازی، و انگیزش و فرصت‌ها شناسایی شدند. عوامل زمینه‌ساز شامل رفتار حرفه‌ای کارکنان و تیپ‌های شخصیتی-اجتماعی و راهبردهای توسعه حرفه‌ای در محورهای برنامه‌ریزی و مشاوره حرفه‌ای و انگیزش و توانمندسازی دسته‌بندی شدند. فناوری، پشتیبانی سازمانی و تجهیزات به عنوان عوامل مداخله‌ای تعیین و پیامدهای توسعه حرفه‌ای بهبود عملکرد سازمانی، ارتقاء فرهنگ سازمانی، افزایش نوآوری و رضایت شغلی را در بر داشتند.نتایج نشان می‌دهند که توسعه حرفه‌ای کارکنان می‌تواند به‌عنوان عاملی کلیدی برای تحقق توسعه پایدار در آموزش عالی قلمداد شودو سرمایه‌گذاری بر ارتقای توانمندی‌ کارکنان، زمینه‌ساز توسعه سازمانی و به تبع آن، دستیابی به اهداف کلان توسعه پایدار در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خواهد بود. لذا پیشنهاد می‌شود تقویت زیرساخت‌های فناوری، برنامه‌های مشاوره تخصصی و نهادینه‌سازی فرهنگ یادگیری در سازمان‌ها، به‌عنوان راهبردی بنیادین در مسیر تحقق هم‌زمان توسعه حرفه‌ای و توسعه پایدار دنبال شود.

واژگان کلیدی: توسعه حرفه‌ای کارکنان، آموزش عالی، توسعه پایدار

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

عوامل موثر بر اشتغال غیررسمی در مناطق مرزی ایران

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.81695.2615

کیمیا واعظی، منصور فتحی، حجت الله میرزایی، حمیده عادلیان راسی

چکیده نظر به اینکه اشتغال غیررسمی پیامدهای متعددی بر فقر و توزیع درآمد برجای می‌گذارد، لذا شناخت عوامل موثر بر آن اهمیت می‌یابد؛ بنابراین هدف از مطالعه حاضر شناخت عوامل موثر بر اشتغال غیررسمی در مناطق مرزی ایران بود. این مطالعه فراترکیب با روش شش مرحله‌ای والش و دان (2005) انجام گرفت. 2024 مقاله از پایگاه‌های مختلف داده بازیابی شد که از این تعداد 15 مقاله مطابق با اهداف پژوهش مورد استفاده قرارگرفت. یافته‌ها نشان داد که عوامل مختلفی از جمله ماهیت مشاغل غیررسمی، شرایط فرهنگی- اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل نهادی، وضعیت جغرافیایی و عوامل برون مرزی در اشتغال غیررسمی در مناطق مرزی ایران نقش دارد. نتایج حاکی از آن بود عواملی که افراد را به کار غیررسمی ترغیب می‌کند، متنوع و ناهمگن هستند. این ناهمگونی نه تنها از ماهیت مشاغل غیررسمی بلکه از عواملی که زمینه‌ساز و ایجاد کننده اشتغال غیررسمی در مناطق مرزی هستند ناشی می‌شود، بنابراین لازم است در زمینه ایجاد فرصت‌های اشتغال‌زایی، بهبود محیط کسب و کار، تغییر رویکرد نهادهای متولی و بهبود روابط کشورهای همسایه در خصوص تقویت سیاست‌گذاری تجاری در مناطق مرزی تدابیری اندیشیده شود. بنابراین لازم است در زمینه ایجاد فرصت‌های اشتغال‌زایی، بهبود محیط کسب و کار، تغییر رویکرد نهادهای متولی و بهبود روابط کشورهای همسایه در خصوص تقویت سیاست‌گذاری تجاری در مناطق مرزی تدابیری اندیشیده شود.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

مرور نظام‌مند الگوها، موانع و راهکارهای مشارکت در سیاست‌گذاری برای افراد دارای معلولیت: یک رویکرد فراترکیب

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.87241.2699

احسان مبارکی، علی اصغر سعیدی، علی شکوری

چکیده مشارکت افراد دارای معلولیت در سیاست‌گذاری عمومی از ارکان اساسی عدالت اجتماعی و توسعه پایدار است. اسناد بین‌المللی مانند «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت» بر ضرورت مشارکت معنادار این افراد در فرایندهای تصمیم‌سازی تأکید دارند، اما شواهد جهانی حاکی از وجود چالش‌های ساختاری و فرهنگی در تحقق آن است. این پژوهش با هدف شناسایی الگوها، موانع و راهکارهای ارتقای مشارکت افراد دارای معلولیت در سیاست‌گذاری، با روش مرور نظام‌مند کیفی و رویکرد فراترکیب انجام شد. تحلیل داده‌ها بر اساس الگوی هفت‌مرحله‌ای باروسو و ساندلوسکی(2006) و مطابق با دستورالعمل PRISMA 2020 صورت گرفت. جامعه پژوهش شامل مقالات علمی منتشرشده بین سال‌های 2001 تا 2025 در پایگاه‌های معتبر داخلی و بین‌المللی بود که در نهایت 47 مطالعه واجد شرایط برای تحلیل انتخاب شد. فرایند کدگذاری با استفاده از نرم‌افزار NVivo انجام شد و برای تعیین پایایی روش فراترکیب از روش پایایی بین کدگذاران استفاده شد. مقدار شاخص کاپای کوهن به دست‌آمده(78/0) نشان‌دهندۀ پایایی قابل قبول بین کدگذاران بود. تحلیل یافته‌ها نشان داد مشارکت افراد دارای معلولیت در سیاست‌گذاری در قالب الگوهای مستقیم، نهادی، مشورتی و فناوری‌محور تحقق یافته است. با این حال، تداوم موانع قانونی، نگرشی، اقتصادی و بین‌سازمانی مانع از مشارکت برابر و مؤثر می‌شود. بر اساس نتایج، اصلاح ساختارهای نهادی، بهره‌گیری از فناوری‌های دسترس‌پذیر و آموزش سیاست‌گذاران از راهکارهای کلیدی ارتقای مشارکت معنادار است.
واژگان کلیدی: افراد دارای معلولیت، حقوق معلولان، مشارکت، سیاست‌گذاری اجتماعی، فراترکیب.

مرور انتقادی مطالعات تاب آوری اجتماعی-اکولوژیک درجوامع مبتنی بر منابع

https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.87454.2702

پری ناز بیدل، علی یوسفی، احمد رضا اصغر پور ماسوله، فرنوش فلاح پور

چکیده تاب‌آوری اجتماعی– اکولوژیک مفهومی کلیدی در درک پویایی جوامع وابسته به منابع طبیعی است که توانایی یک سیستم را برای جذب اختلالات، سازگاری با تغییرات و بازسازماندهی در مسیر دستیابی به وضعیت مطلوب‌تر بیان می‌کند. این پژوهش با هدف شناسایی بنیان‌های نظری و روش‌شناختی مطالعات مربوط به تاب‌آوری در جوامع مبتنی بر منابع، با بهره‌گیری از مرور نظام‌مند و چارچوب پریزما انجام شد. بدین منظور ۲۰ مورد مطالعه‌ی معتبر بین‌المللی در بازه‌ی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که اغلب پژوهش‌ها بر رویکرد تکاملی و نظریه چرخه‌ی تطبیقی استوارند و تاب‌آوری را فرآیندی چندبعدی شامل ابعاد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی، انسانی، فرهنگی و نهادی می‌دانند که در چهار مرحله‌ی رشد، حفاظت، فروپاشی و بازسازماندهی رخ می‌دهد. از دید روش‌شناختی، بیشتر مطالعات از روش‌های کمی مانند تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) و مدل‌سازی‌های مکانی مبتنی بر GIS بهره برده‌اند و در مقابل، پژوهش‌های کیفی با رویکرد استقرایی و تحلیل تم به واکنش‌های تاب‌آورانه جوامع پرداخته‌اند. نتایج حاکی از آن است که با وجود غنای نظری مدل چرخه‌ی تطبیقی، شکاف قابل توجهی میان مفاهیم نظری و سنجش تجربی تاب‌آوری وجود دارد و ادغام ابعاد اجتماعی، نهادی و فرهنگی در مدل‌های موجود ضروری است. این مطالعه با برجسته‌سازی خلأ پژوهشی در زمینه تاب‌آوری جوامع معدنی، ضرورت توسعه‌ی چارچوب‌های بومی و میان‌رشته‌ای را برای تحلیل و تقویت تاب‌آوری در ایران پیشنهاد می‌کند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

بررسی تاثیر رضایت مندی نسبت به کیفیت خدمات دهی بر اعتماد نهادی اعضاء صندوق های قرض الحسنه تک شعبه ای با میانجیگیری درک عدالت از سوی گیرندگان خدمت

https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.86165.2681

فرامرز صحرایی، اسلام کریمی، مجتبی عباسی قادی

چکیده دکتر فرامرز صحرایی ،دکتر اسلام کریمی ، دکتر مجتبی عباسی قادی
چکیده
پژوهش حاضر درصدد بررسی تاثیر رضایت مندی نسبت به کیفیت خدمات دهی بر اعتماد نهادی اعضاء صندوق های قرض الحسنه تک شعبه ای با میانجیگیری درک عدالت از سوی گیرندگان خدمت (مطالعه موردی: اعضاء صندوق قرض الحسنه شاهد) بوده است. از این منظر از راهبرد پژوهش کمی و از نوع مطالعه پیمایشی استفاده شده است. بدین ترتیب که داده های پژوهش از روی381 نفر از اعضاء صندوق قرض الحسنه شاهد در 32 منطقه خدمتی که در نیمه نخست سال1403 تسهیلات دریافت نمودند؛ با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران و شارپ و نیز روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده بودند؛ گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که شاخص کل متغیرهای اعتماد نهادی اعضاء با میانگین 36.638 ( و با خط برش24 )، رضایت مندی اعضاء با میانگین84.564 (و با خط برش63) و نیز درک عدالت از سوی اعضاء با میانگین27.357 ( و با خط برش18 ) در سطح مطلوبی قرار دارند. علاوه بر آن، یافته های استنباطی تحقیق و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل تجربی ساختاری(مسیر) و اندازه گیری انعکاسی رضایت مندی اعضاء ایثارگری نسبت به کیفیت خدمات دهی صندوق قرض الحسنه شاهد از برازش و همانندی لازم با مدل نظری برخوردار می باشد.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

تحلیلی بر موانع و مشکلات جلب مشارکت در تشکل‌های مردمی

https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.85948.2677

بهنام لطفی خاچکی

چکیده میزان مشارکت اجتماعی افراد جامعه به طور چشم‌گیری در تحقق زندگی بهتر و ایجاد جامعه توسعه‌یافته‌تر تأثیر دارد . این مشارکت، خصوصاً اگر به صورت سازمان‌یافته‌ای انجام شود، از بی‌اعتنایی، تک‌روی و از خودبیگانگی اجتماعی و فرهنگی جلوگیری می‌کند؛ سبب کاهش نابرابری اجتماعی می‌شود؛ و نیروی همبستگی و وحدت ملی را تقویت می‌کند. تشکل‌های مردم‌نهاد با جلب مشارکت عمومی در راستای اهداف بشردوستانه و کاهش آسیب‌های اجتماعی گام برمی‌دارند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چه مسائل و چالش‌هایی مانع این مشارکت مردمی و در نتیجه فاصله گرفتن سازمان‌های غیردولتی از اهداف مهم خود می‌شود. روش مورد استفاده در این پژوهش مبتنی بر روش‌شناسی کیفی و از نوع «تحلیل مضمون» می‌باشد. برای جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش با 27 نفر از فعالان مدنی، با سابقه همکاری با سازمان‌های مردم‌نهاد با روش نمونه‌گیری هدفمند مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته صورت گرفت و در نهایت تعدادی مضمون پایه، سازمان‌دهنده ‌و ‌فراگیر بدست آمد. طبق یافته‌ها چهار دسته مسئله شامل «چالش‌های‌ ساختاری/ محیطی»، «چالش‌های سازمانی/ پیرامونی»، «چالش‌های راهبردی»، «چالش‌های پیامدی» احصاء شد. همچنین اصلی‌ترین چالش پیش روی سمن‌ها برای جلب مشارکت عمومی به عنوان مضمون محوری «همراه‌سازی ناقص» نام گرفت. این پدیده بدین موضوع اشاره دارد که هرچند سمن‌ها افرادی را با خود همراه ساخته و با کمک آنها سعی در کاهش آسیب‌ها و مسائل اجتماعی دارند، اما این همراهی نه عموم جامعه بلکه گروه‌های معدودی را درگیر می‌نماید.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

تدوین مدل کیفی امید اجتماعی ایثارگران استان کردستان

https://doi.org/10.22054/qjsd.2026.82923.2629

روناک دورخ، جلیل سحابی، مهدی لبیبی

چکیده پژوهش حاضربا هدف تدوین مدل کیفی امید اجتماعی ایثارگران استان کردستان انجام شده است. روش تحقیق کیفی و باشیوه تحلیل تم (مضمون) اجرا شده است. جامعه هدف در پژوهش جامعه ایثارگران استان کردستان می باشد .روش پژوهش برحسب هدف کاربردی؛ برحسب نوع داده، کیفی از نوع اکتشافی می باشد. یافته های پژوهش برپایه مصاحبه نیمه ساختاریافته با نخبگان ،تم های اصلی و فرعی بر اساس کد گذاری ها وتحلیل تم ومضامین استخراج شده است . در مرحله اول با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان خبره و اساتید دانشگاه و ایثارگران و جانبازان به تعداد 20نفر به روش هدفمند تا مرحله اشباع نظری به شناسایی مولفه های موثر بر تدوین مدل کیفی امید اجتماعی ایثارگران استان کردستان پردازش گردید. با استفاده از کدگذاری ،استخراج کدها و مولفه های اصلی و فرعی پژوهش تعیین گردید. جهت تجزیه و تحلیل داد ه ها از نر م افزار (MAXQDA) استفاده شده است. یافته های تحقیق بیانگر یازده(11) مولفه اصلی و(37تم فرعی)شامل: تم وضعیت اقتصادی ، تم بی عدالتی و احساس نابرابری است و تم عدم رضایت از زندگی ، بهداشت روان و پیشگیری از آسیب ها ی اجتماعی ، تم اشتغال ، تم دینداری، تم شایسته سالاری ، احساس بی قدرتی، تم امنیت ، تم اعتماد اجتماعی می باشد .