دوره و شماره: دوره 11، شماره 42، بهار 1399 

فرا تحلیل نابرابری در برنامه‌های توسعۀ منطقه‌ای

صفحه 1-39

https://doi.org/10.22054/qjsd.2020.11921

مهسا تیزچنگ، منصوره اعظم آزاده

چکیده از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون، پنج برنامۀ توسعه به اجرا درآمده که از برنامۀ سوم تأکید بر توسعۀ منطقه‌ای مدنظر قرار داشته است و موضوع پژوهش‌های متعددی در سالیان اخیر بوده است. پژوهش حاضر که از نوع فرا تحلیل کیفی بوده، تلاش دارد تا مطالعات صورت گرفته در خصوص نابرابری برنامه‌های توسعه‌ای در مناطق کشور را بررسی کرده و درعین‌حال توصیفی فرآیندی از نتایج حاصل از آنها به دست دهد. بررسی تعداد ۱۹ مقاله که در بازۀ زمانی سال‌های 1385 تا 1394 انجام‌ گرفته است نشان می‌دهد تکرار قابل‌ ملاحظه‌ای در روش‌ها، مبانی و نتایج حاصل، وجود دارد و هم‌پوشانی شاخص‌ها، باوجود تفاوت روش، سبب نزدیکی نتایج شده است. همچنین شاهد شکاف‌های قابل ‌ملاحظه در سطوح توسعه استان‌ها هستیم. نکته قابل‌توجه آنکه نتایج نشان از جابه‌جایی‌های حداقلی در میان تعداد محدودی از استان‌های کشور در طول سه دهۀ اخیر دارد و به‌مرور الگویی تثبیت‌شده را نشان می‌دهد که ضمن حکایت از ایستایی نابرابری، تائید کنندۀ الگوی مرکز- پیرامون در برخورداری استان‌ها از شاخص‌های توسعه است.
 
 

مطالعه کیفی نوع‌شناسی و عقلانیت حاکم بر سازمان‌های مردم‌نهاد (مورد مطالعه: محله هرندی در تهران)

صفحه 41-101

https://doi.org/10.22054/qjsd.2020.11922

میترا عظیمی، سیمین ویسی

چکیده محله هرندی به دلیل آسیب‌های اجتماعی فراوان، عرصه‌ای برای ورود سازمان‌های مردم‌نهاد متعدد است که فرصت‌ها و البته تهدیدهایی را موجب شده‌اند. پژوهش حاضر حاصل 18 ماه مطالعه میدانی با هدف نوع‌شناسی سمن‌ها در هرندی بر اساس ماهیت، کارکردها و شناسایی عقلانیت حاکم بر آنها است. بدین منظور به مشاهده، مصاحبه و تشکیل گروه‌های بحث متمرکز با ساکنان و 14 سمن فعالِ محله پرداختیم. نتایج تحقیق نشان می‌دهند که، از نظر نوع‌شناسی، سمن‌های محله هرندی در دسته سمن‌های «دیگر منفعت‌بخش» قرار می‌گیرند. کارکرد عمده آنها که شامل کارکرد یادگیری است، به سبب آنکه نتوانسته‌اند مجموع دانش و اطلاعات خود را انباشته و به نسل یا گروه‌های دیگر منتقل سازند، دچار ضعف‌های جدی است. توانمندسازی نیز معمولاً بصورت کامل اتفاق نیفتاده و افراد به بازار کار متصل نمی‌شوند. سازمان‌های مردم‌نهاد حاضر در هرندی به‌عنوان نمونه‌ای از این نوع سازمان‌ها در کشور هنوز نتوانسته‌اند به‌عنوان نماینده بخش سوم، نسبت و رابطه خود را با اجتماع محلی مشخص سازند. بنابراین بازبینی در نوع شناسی سمن‌ها بویژه بر اساس کارکرد و عقلانیت سازمانی حاکم بر آنها تا حد زیادی می‌تواند موجب کاهش این نقیصه شود.

تحلیلی بر شاخص رفاه اجتماعی در ایران (مطالعه موردی: کلان‌شهر شیراز)

صفحه 103-125

https://doi.org/10.22054/qjsd.2020.11923

محمود اکبری

چکیده رفاه همواره به‌عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی دولتمردان و سیاست‌گذاران در جوامع و کشورهای مختلف جهان بوده است و کشور ما ایران از این وضع مستثنی نیست. در این پژوهش به تحلیل شاخص رفاه آمارتیا سن پرداخته‌شده است. روش پژوهش از نوع کمی- تحلیلی بوده است و با استفاده از شاخص‌های گروه‌های هشت‌گانه هزینه به بررسی عوامل مؤثر بر رفاه و کیفیت زندگی در کلان‌شهر شیراز پرداخته‌شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که با در نظر گرفتن در سال 1385 سهم مواد خوراکی؛ پوشاک و کفش؛ مسکن و متعلقات آن؛ لوازم و خدمات مورد استفادة خانوار؛ بهداشت و درمان؛ حمل‌ونقل و ارتباطات؛ تفریحات و خدمات فرهنگی خانوار؛ کالاها و خدمات متفرقه از رفاه خانوار به ترتیب،0.3162، 0.0438، 0.4008، 0.0344، 0.0650، 0.0669، 0.0242 و 0.0595 به‌دست‌آمده است. این مقادیر برای سال 1395 به ترتیب 0.2782، 0.0553، 0.3634،0.0410، 0.0590، 0.0900، 0.0349 و 0.0705 به‌دست ‌آمده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هزینه‌های مسکن و متعلقات آن بیش از سایر گروه‌های هزینه، رفاه خانوارهای شیراز را تحت تأثیر قرار داده است و پس از گروه مسکن، مواد خوراکی بیش از سایر گروه‌های هزینه، رفاه را تحت تأثیر خود قرار داده است.
 

جایگاه فرهنگ در توسعه اقتصادی منطقه گیلان با تأکید بر عوامل اجتماعی

صفحه 127-155

https://doi.org/10.22054/qjsd.2020.11924

اصغر عسکری خانقاه، ایرج ساعی ارسی، حسین اسمعیل پور

چکیده پیشرفت در بستر فرهنگی و توجه به فرهنگ از گام‌های مهم رسیدن به توسعه است و رسیدن به توسعه اقتصادی به‌عنوان الزامات توسعه وابسته به عناصر فرهنگی در بستر اجتماعی یک زیست‌بوم تلقی می‌شود. مطابق چارچوب نظری کارکردگرایی نیازهای فرهنگی، زمینه‌ها را برای هرگونه کنش اقتصادی در راستای توسعه فراهم می‌سازند به‌گونه‌ای که رفع نیازها، تعریف نیازهای جدید را به دنبال دارد و در سلسله‌مراتب نیازها، کارکرد، مفاهیم جدید یافته تا ساختار اقتصادی اجتماعی جامعه را رقم زند. فرهنگ نیز دارای کارکرد ارضاء نیازهای انسان در زندگی اجتماعی و انطباق انسان با محیط اطرافش بوده و اجزای مختلف فرهنگ، در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر و در جهت برآوردن این خواسته شرکت می‌جویند. مقاله حاضر یک پژوهش توسعه‌ای بوده که به روش اسنادی طی سال‌های 1394 الی 1397 در استان گیلان انجام‌شده است.
بر طبق یافته‌ها و نتایج تحقیق فرهنگ به‌ویژه فرهنگ‌عامه از جایگاه ویژه‌ای در امر توسعه برخوردار است، اما همه ابعاد فرهنگ‌عامه مردم گیلان چندان از توسعه سخن نمی‌گویند. آیین‌ها در همه فرآیندهای اقتصادی نقش اساسی دارند. تقدیرگرایی افسانه‌های گیلانی نمی‌تواند تدبیر را در کنش‌های اقتصادی که زمینه‌ساز توسعه اقتصادی‌اند، رهنمون شود.
 

اثر گردشگری مجازی بر رفاه ذهنی (مورد مطالعه کاربران اینستاگرام و فیس‌بوک)

صفحه 157-184

https://doi.org/10.22054/qjsd.2020.11925

یزدان شیر محمدی، مراد برادران، مریم مختار جوزانی

چکیده امروزهصنعت گردشگری با استفاده از فن‌آوری توانسته است نوع جدیدی از گردشگری، به نام «گردشگری مجازی» را خلق کند. این فن‌آوری بستری را برای حضور افراد در سرزمین دیجیتالی فراهم کرده است که مشاهده هرگونه اطلاعات صوتی، تصویری و متنی از دنیای واقعی را میسر می‌سازد. شواهد و قرائن نشان می‌دهد که این امکان، اثرات قابل‌تأملی بر روی رفاه ذهنی افراد بر جای می‌گذارد. بر این اساس هدفِ اصلی این مقاله بررسی و تحلیل تأثیر گردشگری مجازی بر رفاه ذهنی با استفاده از تئوری «سیستم انگیزشی لذت» در نظر گرفته شد. اطلاعات موردنیاز برای تحلیل این اثرات با استفاده از روش پیمایش در بازه زمانی دی تا پایان بهمن‌ماه 98 استخراج‌شده است. جامعه آماری این تحقیق به دلیل نامشخص بودن تعداد گردشگران خارجی، نامحدود در نظر گرفته شد و برای تعیین نمونهآماری نیزاز فرمول کوکران استفاده و به کمک نمونه‌گیری در دسترس، تعداد 384 نفر از بین گردشگران اروپایی انتخاب شدند. تحلیل داده‌های گردآوری ‌شده به کمک نرم‌افزار SPSS23 و آموس انجام شد و یافته‌های تحقیق نشان داد کهسهولت درک شده، سودمندی درک شده و لذت درک شده بر رضایت از زندگی، کیفیت زندگی، شادکامی و سلامت روان به‌واسطه غرقگی، تأثیر مثبت و معناداری دارند.

مطالعه شاخص‌های زمینه‌ای مخارج سلامت خانوارهای شهری استان‌های منتخب (با تأکید بر یافته‌های سرشماری سال 1390)

صفحه 185-234

https://doi.org/10.22054/qjsd.2020.11926

علی عزتی، حسن گیوریان، زین العابدین امینی سابق، احسان ساده

چکیده مدیریت هزینه‌های بهداشتی و تأمین مالی بخش سلامت موضوع مهم تمام کشورها می‌باشد. در ایران، بار اصلی تأمین مالی بخش سلامت به عهدۀ خانوارها بوده و این شیوه غیرمنصفانه می‌باشد. یکی از اهداف مسئولان بهداشتی و درمانی جایگزینی شیوه‌های عادلانه‌تر است. هدف این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری خانوارهای ایرانی برای ورود به بازار سلامت است. چارچوب نظری مطالعه دیدگاه سرمایه انسانی گراسمن در حوزه مخارج سلامت در سطح خرد است. با نظر به ماهیت مسئله و داده‌های آن در زمرۀ تحقیقات کمّی دسته‌بندی می‌شود، داده‌ها و متغیرهای به‌کاررفته در تحقیق به‌صورت اعداد و ارقام جمع‌آوری و نتایج نیز به همین صورت گزارش خواهند شد. جامعه آماری، خانوارهای ساکن در استان‌های محروم و نسبتاً محروم‌اند و شامل 22264 خانوار مناطق محروم و نسبتاً محروم (شامل 47% خانوار روستایی و 53% خانوارهای شهری) به‌عنوان نمونه برآورد شدند.
افزایش درآمد، تحصیلات، نسبت زنان، توسعه‌یافتگی محل سکونت از نظر سلامت و تعداد اعضا، موجب افزایش مخارج و بهره‌مندی از پوشش بیمه‌ای و مصرف دخانیات نیز باعث هزینه کرد مبالغ بالاتر در بخش سلامت می‌شود. خانواده‌های دارای همسر و هرگز ازدواج‌نکرده، به ترتیب، دارای بیش‌ترین و کمترین مخارج سلامت می‌باشند. مطالعه بر بهره‌مندی خانوارها از طرح‌های حمایتی بیمه‌ای و تمهیداتی برای بهبود وضعیت اقتصادی-اجتماعی خصوصاً برای خانوارهای پرجمعیت و روستانشینان پافشاری دارد.
 

نقش گردشگری الکترونیک در توسعه گردشگری پزشکی شهر مشهد

صفحه 235-272

https://doi.org/10.22054/qjsd.2020.11927

مهدی کروبی، سید مجتبی محمودزاده، ریحانه جزایری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش گردشگری الکترونیک در توسعه گردشگری پزشکی شهر مشهد بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود که گردآوری داده‌ها به شکل میدانی انجام پذیرفت. جامعه آماری پژوهش کلیه گردشگران خارجی بودند که به‌عنوان گردشگر درمانی و پزشکی به شهر مشهد مراجعت کرده بودند که با توجه به نامعین بودن حجم جامعه، از طریق فرمول حجم نامعین کوکران 161 نفر به‌عنوان نمونه آماری با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق ساخته‌ای بود که روایی آن توسط 11 تن از متخصصین حوزه گردشگری تأیید و پایایی ابزار از طریق ضریب آلفای کرونباخ بدست آمد (952/0=α). از آمار توصیفی و استنباطی (کالموگروف اسمیرنوف، تحلیل عاملی تأییدی و تی تک نمونه) برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. نتایج تی تک نمونه نشان داد که کلیه مؤلفه‌های گردشگری الکترونیک در توسعه گردشگری پزشکی تأثیر معناداری دارند و مؤلفه‌های اعتبار مکان درمانی، آموزش داده شده به پزشک، توسعه گردشگری پزشکی، هزینه‌های درمانی و وضعیت اقتصادی گردشگران به ترتیب بیشترین اثرگذاری را دارند. بنابراین ارائه خدمات پزشکی مطلوب، بکارگیری پزشکان مجرب و متخصص و کاهش هزینه درمانی از جمله راهکارهای توسعه گردشگری پزشکی می‌باشد.