دوره و شماره: دوره 4، شماره 17، زمستان 1392 

تدوین الگویی برای راهبری دانشگاه ها با رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد

صفحه 1-38

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.3213

شهاب کسکه، محمدحسن پرداختچی، زهرا صباغیان، مهدی ایرانمنش، جعفر توفیقی

چکیده این مقاله در پی تدوین الگویی برای راهبری دانشگاه­ها­ است که با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شده است. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش، شامل 22 تن عضو هیات علمی ‌بودند که در زمینه­ راهبری آموزش عالی نیز تجارب زیسته ارزشمندی در ارتباط با پدیده­ مورد پژوهش داشتند. داده­های لازم از طریق مصاحبه­ ژرف نگر، جمع آوری و به روش تحلیل محتوای متن مصاحبه­ها، مورد بررسی قرارگرفته است.در هر دو سطح یاد شده، راهبری متاثر از عوامل موثر بر این حوزه مانند: طرز تلقی از نقش و جایگاه دانشگاه در عرصه­های گوناگون، نقش آفرینان اداره­ آن حوزه و نحوه­ ارتباط آنان با یکدیگر، سیاست­های عمومی ‌در سطح ملی و منطقه­ای حسب مورد و میزان و گستردگی نقش دولت در این زمینه است.مقوله­ محوری مطالعه­ حاضر «کیفیت مشارکت ذینفعان در اداره­ دانشگاه» می‌باشد که در  ابعاد: ساختار مشارکت نقش آفرینان، الگوی فکری رایج در بین ذینفعان و  الگوی عملیاتی مدیریتی مدیران آموزش عالی، مورد تحلیل قرار گرفت و مدل نهایی بر اساس آن ارائه شده است.
 

بررسی شاخص‌های اقتصادی - اجتماعی و روش‌های تعیین محدوده منطقه شهری تهران و ارائه الگوی مناسب برای آن

صفحه 39-68

https://doi.org/10.22054/qjsd.2014.3218

محمد شیخی، میترا عظیمی

چکیده  امروزه بسیاری از کارشناسان برنامه­ریزی و نظریه­پردازان علوم منطقه­ای پذیرفته­اند که علاوه بر روستا و شهر، منطقه شهری نیز به یک فرم جدید اسکان بشر تبدیل شده است. منطقه­شهری تفاوت‌های عمده ساختاری و عملکردی با روستا و شهر دارد. این مناطق از توان نهفته­ای برخوردارند که بروز آن مشروط به شناخت و تعیین صحیح محدوده منطقه شهری و سپس برنامه­ریزی و مدیریت متناسب برای آنهاست. بدیهی است به منظور دستیابی به یک برنامه­ریزی  صحیح برای مناطق شهری، می­باید ابتدا  مرز و محدوده آنها مطابق با موازین علمی‌تعیین شود. در ایران از سال 1374 منطقه­های شهری به رسمیت شناخته شدند و تلاش­های گوناگونی جهت دستیابی به تعیین علمی‌مرز و محدوده این مناطق آغاز شد. اما آنچه که در عمل دیده می­شود، تعیین این محدوده­ها اغلب با اتکا بر تقسیمات سیاسی- اداری است. از آنجا که منطقه شهری تهران بزرگترین منطقه شهری در کشور بشمار می‌رود و دارای عملکردهای ملی و فراملی است، انجام هرگونه برنامه‌ریزی و سیاست­گذاری برای آن مستلزم تعیین دقیق و علمی‌محدوده‌این منطقه شهری است. در این پژوهش پس از بررسی تمام روش‌های مرسوم، از روش «تحلیل عاملی» به عنوان روشی تکمیلی در راستای تعیین مرز و محدوده منطقه شهری تهران با اتکا بر شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی استفاده شده است. به این ترتیب که 50 شاخص اقتصادی و اجتماعی  در سطح شهرستان استخراج  و سپس با استفاده از نرم افزار SPSS، تحلیل عاملی اجرا شد. در نهایت نتایج برآمده از تحلیل عاملی، به نقشه GIS استان تهران لینک داده شد  و پس از تهیه لایه­های گوناگون، خروجی پژوهش در قالب نقشه بدست آمد. مطالعات این پژوهش نشان می­دهد که با استفاده از روش تحلیل عاملی، محدوده منطقه شهری تهران برابر با محدوده کل استان تهران به جز شهرستان‌های فیروزکوه و نظرآباد است.
 

عوامل مرتبط با مدیریت نمایشی بدن

صفحه 69-104

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.3226

طاهره قادری، مریم سیفی

چکیده این پژوهش به بررسی عوامل مرتبط با مدیریت نمایشی بدن پرداخته است. هدف اصلی بررسی رابطه میزان دینداری دانشجویان و میزان مدیریت نمایشی بدن توسط آنها بوده است. جامعه آماری در این تحقیق دانشجویان دانشگاه‌‌های صنعتی و علوم پزشکی شاهرود بوده و روش نمونه‌گیری  استفاده شده نیز روش طبقه بندی متناسب بوده است، به‌این ترتیب که ابتدا با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونه (367 نفر) مشخص شد سپس با توجه به جمعیت هر دانشگاه پرسشنامه‌‌ها در دانشگاه مربوطه تکمیل شد. روش تحقیق استفاده شده در  این پژوهش کمی‌ و از نوع پیمایش بوده است. در پایان پژوهش وجود رابطه میان فشار هنجاری و مدیریت نمایشی بدن (نظریه گافمن)، وجود رابطه میان پایگاه اقتصادی اجتماعی و مدیریت نمایشی بدن (نظریه بوردیو) و وجود رابطه میان میزان مصرف رسانه بین المللی و مدیریت نمایشی بدن (نظریه کاشت) به اثبات رسید.
 

بررسی شاخص کیفیت ‌زندگی در استان‌های کشور(1388- 1382)

صفحه 105-130

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.3227

سیدمرتضی افقه، حسن فرازمند، روزبه کردونی، مهرناز مع الحق فرد

چکیده بحث کیفیت زندگی به تازگی در ادبیات توسعه پایدار و برنامه‌ریزی توسعه اجتماعی و مباحث اقتصاد نوین مطرح شده و جایگاه ویژه‌ای یافته است. از این رو، شناخت، اندازه‌گیری و بهبود کیفیت زندگی از اهداف عمده محققان، برنامه‌ریزان و دولت‌ها در چند دهه اخیر بوده است؛ به طوری که در طول سه دهه اخیر کیفیت زندگی به عنوان جانشینی برای رفاه مادی در نظر گرفته شده است. شاخص کیفیت زندگی به عنوان ترکیبی از چند متغیر متفاوت اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و شرایط محیطی در نظر گرفته می‌شود که غالباً از طرق گوناگونی بر توسعه انسانی و اجتماعی در سطح فردی و جامعه اثر می‌گذارد. از این رو این شاخص می‌تواند به عنوان ابزاری نیرومند در برنامه‌ریزی‌های توسعه‌ای در یک جامعه بکار گرفته شود. با توجه به اهمیت موضوع و عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی، هدف از این مطالعه ساخت شاخص مرکب کیفیت زندگی و مقایسه وضعیت‌ این شاخص در استان‌های کشور در طول دوره زمانی 1388-1382 می‌باشد. به‌این منظور سعی شده است با استفاده از ترکیب روش‌های تحلیل عاملی و تاکسونومی‌ عددی، شاخص کیفیت زندگی در استان‌های کشور محاسبه و رتبه‌بندی شود. نتایج حاصل نشان می‌دهد که در طول دوره مورد بررسی استان تهران به عنوان مرفه‌ترین استان کشور با فاصله زیاد نسبت به سایر استان‌ها مطرح شده است. استان‌های آذربایجان شرقی و اصفهان بهبود نسبی در سطح کیفیت زندگی داشته‌اند این در حالی است که استان‌های لرستان، ایلام و (بیش از همه) سیستان و بلوچستان کاهش سطح کیفیت زندگی داشته‌اند.
 

تبیین رفاه اجتماعی و تأثیر آن بر احساس امنیت(مطالعه موردی شهر اصفهان)

صفحه 131-176

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.3228

وحید قاسمی، مرضیه مهربان، زهرا طاهری

چکیده رفاه اجتماعی تعبیری است که بیشتر به یک وضعیت چند جانبه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی معطوف است و حفظ شأن انسانها و مسؤلیت­پذیری جامعه در قبال آن و ارتقای توانمندی کلیت جامعه در عرصه­های فردی و جمعی از اهداف اساسی آن است. هدف از مقاله حاضر، تبیین رفاه اجتماعی و تأثیر آن بر احساس امنیت به روش اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه بسته از نوع طیف لیکرت) در بین شهروندان اصفهانی بوده است. شیوه نمونه­گیری صورت گرفته در آن خوشه­ای بوده که با توجه به سن، جنس و محل سکونت افراد، توزیع آن به صورت تصادفی در بین 384 نفر از ساکنان شهر اصفهان به انجام رسیده است. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و Amos  می­باشد. یافته­ها حاکی از رابطه معنادار و مستقیم بین دو متغیر سرمایه اجتماعی و پایگاه اجتماعی- اقتصادی با متغیر رفاه اجتماعی می­باشد. و نیز بین متغیر رفاه اجتماعی در نقش متغیر وابسته با متغیر احساس امنیت رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. همچنین مدل معادله ساختاری پژوهش، حاکی از  تأیید دادهای گردآوری شده با چارچوب نظری پژوهش می باشد.
 

بررسی میزان آگاهی از حقوق و تکالیف شهروندی و عوامل مؤثر بر آن در شهر خرم‌آباد

صفحه 177-214

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.3229

ابراهیم سپهوند، عبدالرضا باقری بنجار

چکیده شهروندی[1] از مهم‌ترین ایده‌های اجتماعی- سیاسی دوران معاصر محسوب می‌شود که در تحول تاریخی خود راه فراز و فرودی را پیموده است. این مفهوم بازتاب مجموعه انتظارات در زمینة حقوق و مسئولیت‌ها در یک اجتماع خاص است که اعضاء نسبت به نهادها، جامعه و یکدیگر دارند. شهروندی نشانگر دو اصل مهم است: یکی موقعیتی که افراد برحسب حقوق و مسئولیت‌هایشان کسب می‌کنند و دیگری شرایطی که جامعه برای کسب با اعطای این موقعیت پدید می‌آورد.
این مقاله به استناد داده‌های پژوهشی انجام شده، به توصیف میزان آگاهی از حقوق شهروندی در میان مردم شهر خرم‌آباد و تحلیل عواملی چند‌ بر آن می‌پردازد. روش مطالعه پیماشی بوده که نمونه‌ای 382 نفری از مردم شهرستان خرم‌آباد قرار گرفته‌اند.
بر اساس نتایج میزان آگاهی از ابعاد حقوق شهروندی در میان مردم شهر خرم‌آباد یکسان نبوده، در میان ابعاد گوناگون حقوق شهروندی بیشترین میزان آگاهی مربوط به بعد مدنی و کمترین آن مربوط به بعد سیاسی بوده است که نشان از رشد، گسترش و طلب آزادی‌های مشروع از جمله آزادی بیان، مذهب و ممنوعیت تبعیض بر اساس جنس، زبان و عقیده و همچنین عدم فراهم آوردن فرصت‌های مناسب برای همه افراد جامعه جهت مشارکت در امور سیاسی دارد و همچنین بین سن، جنس، تحصیلات، شغل، افراد با میزان آگاهی از حقوق شهروندی رابطه معنادار وجود داشته است.

بررسی رابطه نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه اجتماعی گروه های آموزشی در دانشگاه شیراز

صفحه 215-239

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.3231

جعفر ترک زاده، معصومه محترم

چکیده هدف کلی از انجام این پژوهش بررسی رابطه­ نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه­اجتماعی گروه­های آموزشی در دانشگاه شیراز بود. ابزار تحقیق شامل دو پرسشنامه­ نوع ساختار سازمانی (ترک­زاده و محترم، 1390) و پرسشنامه­ محقق­ ساخته­ سرمایه اجتماعی بود که پس از محاسبه­ و تایید روایی و پایایی، توزیع و گردآوری شد. جامعه­ آماری تحقیق، شامل تمام­ گروه­های آموزشی دانشگاه شیراز بود که در قالب یک مطالعه­ چند موردی، 5 گروه به صورت تصادفی انتخاب شدند و کلیه اعضای هیات علمی آنها پرسشنامه­ها را تکمیل نمودند. داده­های به دست آمده با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار­ گرفت. نتایج نشان داد: 1) از دیدگاه اساتید، نوع ساختار سازمانی غالب در دانشگاه، بازدارنده است؛2) سرمایه­ اجتماعی گروه­های آموزشی در حد متوسطی است و از این حیث تفاوتی بین گروه­ها وجود ندارد؛  3) نوع ساختار سازمانی دانشگاه، 53/0 از سرمایه اجتماعی گروه­ها را پیش بینی می­کند.