دوره و شماره: دوره 15، شماره 60، پاییز 1403 
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

شناسایی مؤلفه های مؤثر در تبیین الگوی نهادی جایگاه نظام بانکی در حکمرانی توسعه جمهوری اسلامی ایران

صفحه 1-32

https://doi.org/10.22054/qjsd.2023.73061.2476

ایمان اسلامیان، حبیب رودساز

چکیده روش‌شناسی: روش انجام پژوهش به صورت آمیخته اکتشافی و برای پاسـخ دادن بـه سـؤالات، از روش تحلیـل مضـمون و شـبکه مضامین استفاده شده است. در جمع‌آوری داده‌ها بـا استفاده از نمونه‌گیـری هدفمنـد، با 12 نفر از مدیران حکمرانی توسعه در کشور مصاحبه شد. از جلسـات کمیته‌های تخصصی، گزارش های دریـافتی از اسنـاد بـالادستی، مطالعه تطبیقی بین‌المللی، مصـاحبه و مشـاهدات و یـادداشت های شخصی به عنوان منابع پژوهش استفاده شد. بعد از جمع آوری داده ها، کدگذاری بـاز داده ها انجام شد و پس از بررسی کدهای استخراج‌شده، موارد مشابه و مشترک در قالب مضمون واحد ساماندهی شدند.
یافته‌ها: مجموعا 261 مضمون پایه بدست آمد. چهار مضمون فراگیـر و 19 مضمون سازمان‌دهنده تخصیص داده شد و الگوی نهادی جایگاه صنعت بانکداری در حکمرانی توسعه در قالب شبکه‌ی مضامین ارائه گردید.
نتیجه‌گیری: تأثیر توسعه مالی بر رشد کشور مثبت و به لحاظ آماری معنی دار است ضریب متغیر توسعه مالی از کانال اعتبارات بانکی بزرگ تر از کانال بازار سرمایه است. نتایج نشان می دهد حکمرانی خوب با بهبود شرایط تخصیص منابع اثر توسعه مالی بر رشد را تقویت می کند و اثربخشی توسعه مالی جهت تحقق رشد اقتصادی با بهبود سطح حکمرانی افزایش می یابد. نتایج نشان از وابستگی بیشتر توسعه مالی کشورهای درحال توسعه به سیستم بانکی و اهمیت بالای این سیستم در اقتصاد کشورهای درحال توسعه است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

تحلیل سیاست های رفاهی و اجتماعی دولت های نهم و دهم با رویکرد نهادگرایی نوین نورث

صفحه 33-79

https://doi.org/10.22054/qjsd.2023.72996.2475

قاسم امامی، سیدمصطفی ابطحی، مسعود مطلبی

چکیده بر اساس نظریه جدید نظم اجتماعی نورث، دولت‌ها نقش قابله‌گری و توجه به الگوی بومی در توسعه دارند. هدف این پژوهش، ارزیابی سیاست‌های رفاهی دولت‌های نهم و دهم و تطبیق آن با مفاهیم این نظریه با بررسی اسناد کتابخانه‌ایی و گزارش‌های پایگاه مجلات و مقالات معتبر علمی با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته‌های این پژوهش نشان داد که با وجود نقش مسلط دولت‌های مذکوردر حوزه سیاستگذاری اجتماعی از جمله مسکن، با نقدهایی از جمله کیفیت پایین و مقاومت کم آن روبرو است. بعلاوه، با وجود بیمه اجتماعی شاغلین و مکلفین حدود 39 میلیون نفر، هنوز بخش زیادی از جمعیت کشور بیمه نیستند. همچنین، سهم هزینه سلامت و اعتبارات آموزش و پرورش بترتیب 8/1 و3 درصد از تولید ناخالص داخلی بوده، که فاصله زیادی با معیارهای جهانی دارد. نتیجه کلی اینکه بدلیل عدم توجه به مؤلفه‌‌های نورث، دولت بجای نقش تسهیل‌گرایانه در فرآیند رفاه اجتماعی، نقش تمرکزگرایانه با نگاه شخصی از بالا به پایین به همراه نظم دسترسی محدود در راستای ایجاد منفعت برای الیت حاکم به سبب تقویت پایگاه اجتماعی، انتخاباتی بوده است. همچنین، عدم مشارکت نهادهای مدنی در این عرصه، منجر به عدم توسعه متوازن اجتماعی و عدم توفیق دولت‌های مذکور در دستیابی به عدالت اجتماعی شده است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

سیاست هدفمندسازی یارانه‌ها و انسجام اجتماعی در ایران

صفحه 81-122

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.76798.2544

سمیه میراشه، علی اکبر تاج مزینانی، معصومه قاراخانی

چکیده با عنایت به ارتباط وثیق سیاست‌های اجتماعی با افزایش یا کاهش انسجام اجتماعی، مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که سیاست هدفمندسازی یارانه‌ها چه رابطه‌ای (فزاینده و مثبت یا فرساینده و منفی) با انسجام اجتماعی در ایران می‌تواند داشته باشد؟ برای این منظور، نظرات شهروندان در شبکه‌‌ اجتماعی اینستاگرام (فروردین 1396 تا پایان مرداد 1401) و همچنین آراء انتشار یافته متخصصان در این زمینه مورد تحلیل قرار گرفته است. نمونه‌گیری از داده‌های اینستاگرام چندمرحله‌ای (نمونه‌گیری تصادفی سیستماتیک و تصادفی) بوده است. همچنین آراء متخصصان (189 منبع شامل مقاله، مصاحبه، نشست‌های رسانه‌ای و یادداشت‌های جراید) در این خصوص احصاء و تحلیل شده است. متکی بر دلالت‌های نظری پژوهش و تحلیل‌های کیفی نظرات کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام و نیز دیدگاه متخصصان ، مضامینی از جمله: «سیاست‌گذاری کوتاه‌مدت»، «تعارض دولت – ملت»، « همراهی با سیاست»، « ناهدفمندی یارانه‌ها» و «تفسیر دوگانه از توزیع عادلانه» احصا شد. همچنین مدلی سه‌وجهی از انسجام اجتماعی در رابطه با سیاست هدفمندسازی یارانه‌ها (شامل «اعتماد عمودی»، «پنداشت نابرابری» و «قطبی‌شدن اجتماعی») ارائه گردید. مطابق جمع‌بندی این پژوهش، حمایت‌های نقدی گزینشی (با گروه‌های هدف بزرگ) گرچه در ابتدای معرفی و اجرای سیاست باعث افزایش اعتماد و بهبود رابطه دولت – ملت می‌شوند، اما بعد از مدتی باعث تبعیض، اعتراض، تنش و در نتیجه کاهش انسجام اجتماعی می‌شوند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

کمک‌های رسمی توسعه و آموزش و شاخص امید به زندگی: مطالعه موردی کشورهای منطقه‌ مدیترانه شرقی (EMRO)

صفحه 123-162

https://doi.org/10.22054/qjsd.2023.71365.2435

مجید آقایی، مهران سام دلیری، علیرضا بیات

چکیده وضعیت سلامت و امید به زندگی در افراد یک جامعه معیاری از توجه آن کشور به تهیه کالاها و خدمات بهداشتی و درمانی می‌‌باشد. دولت‌ها با صرف هزینه در این زمینه‌ها می‌توانند در بهبود امید به زندگی موثر باشند. علیرغم اهمیت این موضوع در توسعه کشورها، برخی از آن‌ها به دلیل کمبود منابع مالی و سرمایه‌ای و یا پایین بودن کیفیت سرمایه‌گذاری در بخش‌های بهداشتی و خدماتی نیازمند کمک سازمان‌های بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد (UNDP) می‌باشند. سازمان ملل متحد با توجه به اهداف توسعه هزاره با ارائه کمک‌های رسمی توسعه به کشورهای مختلف، گام های موثری در این زمینه برداشته است. با توجه به اهمیت این موضوع، در این پژوهش به بررسی تاثیر کمک‌های رسمی توسعه سرانه و آموزش بر امید به زندگی در کشورهای منتخب منطقه مدیترانه شرقی (EMRO) طی دوره‌ی زمانی 2019-2000 ، با استفاده از تخمین زن های حداقل مربعات معمولی کاملا اصلاح شده (FMOLS) و حداقل مربعات معمولی پویا (DOLS) پرداخته می‌شود. نتایج به دست آمده بیانگر این است که کمک‌های رسمی توسعه سرانه، آموزش، مخارج بهداشتی و تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبت و معناداری بر شاخص امید به زندگی در کشورهای مورد بررسی داشته‌اند. همچنین یافته-های تحقیق حاکی از تاثیر منفی و معنادار میزان مرگ و میر مادران بر امید به زندگی در این کشورها می‌باشد.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

بررسی برخی عوامل مؤثر بر نشاط اجتماعی دانشجویان (مورد مطالعه: دانشجویان پیام نور استان همدان)

صفحه 163-192

https://doi.org/10.22054/qjsd.2023.71530.2440

سعید گودرزی، علی محمد جوادی

چکیده چکیده
یکی از نیازهای مهم افراد جامعه و به ویژه دانشجویان، نشاط اجتماعی است. نشاط اجتماعی، مجموعه ای از شرایط فردی و اجتماعی است که باعث نگرش های مثبت افراد نسبت به محیطی می شود که آن ها را فراگرفته است. این پژوهش با هدف "بررسی برخی عوامل موثر بر نشاط اجتماعی دانشجویان" با استفاده از روش پیمایشی انجام ‌شده است. حجم نمونه تعداد 400 نفر تعیین گردید و نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب‌ شدند. به‌منظور گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استفاده ‌شد. میانگین نشاط اجتماعی دانشجویان 31/2 بوده است. یافته‌های تحلیل دو‌متغیری نشان داد بین متغیرهای احساس امنیت، سلامت اجتماعی، احساس بی‌عدالتی، سرمایه اجتماعی، احساس محرومیت نسبی، میزان استفاده از فضای مجازی، احساس بیگانگی اجتماعی، پایبندی دینی با نشاط اجتماعی دانشجویان رابطه معنی‌دار وجود دارد. اما بین سن و نشاط اجتماعی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود نداشته است. همچنین نشاط اجتماعی دانشجویان برحسب جنس و وضعیت تأهل دانشجویان تفاوت معنی‌داری وجود داشته است. یافته‌های تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد بجز متغیرهای احساس محرومیت نسبی، وضعیت تأهل، احساس امنیت، سرمایه اجتماعی و میزان استفاده از فضای مجازی سایر متغیرهای مستقل از معادله رگرسیون خارج شدند. این متغیرها توانسته‌اند 28 درصد واریانس متغیر وابسته نشاط اجتماعی دانشجویان را تبیین کنند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

تجربه‌‌ی زنان روستایی از توانمندسازی اقتصادی با تکیه بر صندوق اعتبارات خرد (مورد مطالعه: روستای روح‌آباد شهرستان زرند)

صفحه 193-234

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.72633.2468

علی جنادله، کوثر محمدی هنجروئی

چکیده غالبا صندوق‌های اعتباری خرد زنان روستایی به عنوان یکی از سازوکارهای مهم جهت توانمندسازی در نظر گرفته می‌شوند. در این مطالعه تلاش شده است ابعاد توانمندساز و چالش‌های این صندوق‌ها براساس تجربه زنان بهره‌مند از این اعتبارات و همچنین راهکارهای پیشنهادی آنها برای کاهش یا تعدیل وجوه چالش آفرین این فعالیت‌ها شناسایی و مورد بحث قرار گیرند. بر این اساس پس از مشاهده‌ی مشارکتی میدان مورد مطالعه، مصاحبه‌های عمیق با ده زن روستای روح آباد شهرستان زرند انجام شد. زنان مورد مطالعه در این پژوهش حداقل دو و حداکثر 5 سال سابقه‌ی عضویت در صندوق روستای خود را دارا بودند. داده‌های بدست آمده از این مصاحبه‌ها به وسیله نرم افزار maxqda و با تکنیک تحلیل تماتیک ذیل سه مقوله اصلی ابعاد توانمندساز،چالش‌ها و راهکارها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مضامین به دست آمده در بخش ابعاد توانمندساز به توانایی جذب سرمایه‌گذار، افزایش قدرت چانه‌زنی، افزایش سرمایه اجتماعی و حذف واسطه ها اشاره می‌کند. یافته‌های بخش چالش‌ها نیز تحت دو عنوان فرعی چالش‌های فردی و ساختاری مورد شناسایی قرار گرفتند و در نهایت افراد مصاحبه‌شونده به راهکارهایی از جمله توانمندی خلاقیت محور ، گسترش حمایت‌های مالی، الویت ابزار تولید و تقسیم کار و برون سپاری برخی وظایف تولیدی جهت بهبود عملکرد صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی اشاره کردند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

سیاست‌گذاری مسکن اقشار کم‌درآمد در ایران: آموزه‌ها و شواهد

صفحه 235-280

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.62509.2216

مسلم ضرغام فرد، سامان ابی زاده، مجید اکبری، مسعود احمدی

چکیده هدف: سیاست مسکن اقشار کم درآمد در ایران پس از سی سال هنوز نتوانسته نیاز سکونتی اقشار گروه های هدف را پاسخگو باشد و مساله مسکن روز به روز حادتر می شود. از این رو باید یک تجدید نظر اساسی در فرایند سیاستگذاری صورت گیرد.
روش شناسی: پژوهش به کمک روش مصاحبه تک به تک، تحلیل گفتمان و مدلسازی ساختاری-تفسیری با مشارکت 41 خبره هدایت شده است. روش نمونه گیری نیز از نوع نمونه گیری هدفمند می باشد.
یافته: سیاست مسکن اقشار کم درامد در ایران با موفقیتی همراه نبوده است و اصلاحات ساختاری و رادیکال باید در آن انجام شود. به منظور تدوین یک سیاست موفق باید (۱) همه علوم در فرایند سیاستگذاری به کار گرفته شوند، (۲)سیاستگذاری زمین اصلاح شود، (۳) سیاست مسکن به صورت استانی تهیه شود، (۴) اصلاحات اساسی در سیستم مالیات و اجاره داری انجام شود و (۵) خانه‌های خالی به چرخه مصرف وارد شوند. دولت باید این اصلاحات را برای تحقق هر چه بیشتر سیاست های مسکن اقشار کم درامد مد نظر قرار دهد .
اصالت: مقاله حاضر سیاست مسکن اقشار کم درامد را نقد و چالش های پیش روی آن را تشریح می کند و پیشنهاداتی برای اصلاح محتوای سیاست ها ارائه می دهد.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

بررسی عوامل جامعه‌شناختی مؤثر بر اختلافات درون خانواده در دوره قرنطینه کروناویروس در شهربهار

صفحه 281-320

https://doi.org/10.22054/qjsd.2023.63702.2250

اعظم خطیبی

چکیده از عوامل مهم گسست و ناپایداری خانواده‌ها اختلافات درون خانواده است. هدف تحقیق کنونی نیز بررسی عوامل جامعه شناختی موثر بر اختلافات درون خانواده در دوره قرنطینه کرونا بود. روش این تحقیق پیمایشی- تحلیلی و واحد تحلیل فرد و ابزار گرداوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته با پایایی 9/79 درصد بود. جامعه آماری زنان و مردان (335 نفر) مراجعه کننده به شورای حل اختلاف بودند. بر اساس جدول کرجسی مورگان 180 نفر با روش نمونه در دسترس انتخاب شدند. یافته‌های ضریب همبستگی نشان داد که عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، عاطفی، رعایت پروتکل های بهداشتی و روابط والدین- فرزندان ارتباط قوی و معنی داری با اختلافات درون خانواده داشتند. هم‌چنین بی‌توجهی فرزندان به رعایت پروتکل‌های بهداشتی بیشترین تاثیر را بر اختلافات بین آن‌ها با والدین داشته است. یافته‌های رگرسیون چندگانه نشان داد این عوامل قابلیت پیش‌بینی واریانس اختلافات درون خانواده را دارند. تحلیل مسیر نشان داد که عوامل اقتصادی بیشترین تاثیرگذار مستقیم(374/0) و عوامل فرهنگی بیشترین تاثیرگذار غیرمستقیم( 393/4) بر اختلافات درون خانواده بوده‌اند. همچنین عوامل اقتصادی و روابط والدین- فرزندان بیشترین تاثیر پذیر از سایر متغیرها بوده‌اند. نتایج نهایی نشان داد تعارض و تداخل نقش‌ها بر اختلافات درون خانواده در دوره کرونا تاثیرگذار بوده و نیازمند باز آموزی و بازنگری آن‌هاست.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

اثر سرمایه اجتماعی بر همگرایی در آمد سرانه در استان های مرزی ایران

صفحه 321-343

https://doi.org/10.22054/qjsd.2023.66139.2316

حمید آسایش، مهدی کمالی، هادی رحمانی فضلی، فائزه بیات

چکیده درمطالعات مختلف رشد تابعی از نیروی کار و سرمایه دیده شده است، این دو عامل حدود 50 درصد رشد اقتصادی را تشریح نموده اند. از طرفی درون زایی رشد موضوعی است که توسط رومر و سایرین مطرح و دلایل اختلاف سطح رشد بین مناطق پیشرفته را رخ می دهند. مقاله حاضر، فرآیند همگرایی درآمد سرانه در مجموعه‌ای از 16 استان های مرزی کشور را برای دوره زمانی 1398-1379 با توجه خاص به نقش سرمایه اجتماعی به عنوان عامل آماده‌ساز با روش پانل دیتا بررسی می‌نماید. طبق نتایج، همگرایی تابعی از عواملی مانند انباشت ‏سرمایه انسانی، انباشت سرمایه فیزیکی و سرمایه اجتماعی است. ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی، آثار رشد مختلفی بر اساس میزان توسعه استان مرزی دارند. بنابراین 1- اعتماد (معکوس سرانه تعداد پرونده های قضایی مربوط به صدور چکهای بی محل ، اختلاس و رشوه). 2- مشارکت (نرخ مشارکت در انتخابات)، نیز حالت‌های پایدار متفاوت میان کشورها را کنترل می‌کند. از ضریب نرخ رشد درآمد سرانه در 5 سال گذشته بی معنا است و از انجا که ضریب همگرایی معنا دار نیست، در نتیجه این مدل همگرا نمی باشد و همواره بلحاظ درآمدسرانه اختلاف پایدار بین استانهای مرزی ایران وجود دارد و خواهد داشت. و سطوح فعلی سرمایه انسانی و اجتماعی و فیزیکی نمی‌تواند در کاهش اختلاف سطوح درآمد استان های مرزی تاثیر گذار باشد.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

بررسی رابطه طردشدگی اجتماعی با رفاه ذهنی در میان مهاجران افغانستانی ساکن شهر شیراز

صفحه 345-382

https://doi.org/10.22054/qjsd.2023.73074.2477

رقیه خسروی، فرانک دالوند، علی یار احمدی

چکیده مسئله‌ی رفاه ذهنی مهاجران در جامعه میزبان و اینکه چه عواملی آن ‌را تحت تأثیر قرار می‌دهد، از جمله طردشدگی اجتماعی، در زمره‌ی مسائل اساسی علوم اجتماعی در سال‌های اخیر است. رفاه ذهنی به احساسات، ادراک‌ها، شناخت‌ها، و تجارب هر شخص از زندگی مربوط می‌شود. این پژوهش با هدف بررسی رابطه‌ی طردشدگی اجتماعی مهاجران افغانستانی ساکن شهر شیراز با رفاه ذهنی آن‌ها انجام شده است.
این پژوهش با منطق کمی انجام شده و به لحاظ تکنیکی در رد‌ه‌ی پژوهش‌های پیمایشی است. جامعه آماری در این پژوهش مهاجران افغانستانی ساکن شهر شیراز در رده سنی 59-15 سال بودند که 380 نفر از آن‌ها به صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب و با ابزار پرسشنامه به صورت حضوری مورد پرسشگری قرار گرفتند.
در این پژوهش ملاحظه شد که به طور کلی رفاه ذهنی مهاجران متوسط رو به بالا و میزان طردشدگی اجتماعی متوسط بوده است. نتایج آزمون همبستگی نشان داد هرچه فرد بیشتر احساس طردشدگی اجتماعی داشته باشد از میزان رفاه ذهنی‌اش کاسته می‌شود و برعکس. در نتیجه‌ی تحلیل رگرسیونی مشخص شد که متغیر طردشدگی اجتماعی و دو بعد آن یعنی مشارکت اجتماعی و محرومیت مادی بالاترین تاثیر رگرسیونی را بر متغیر رفاه ذهنی داشتند.
برای کاهش احساس طردشدگی در مهاجران و بالا بردن احساس رفاه آن‌ها به عنوان عضوی از جامعه، طراحی مداخلات اجتماع محور در حوزه سلامت روان و سلامت اجتماعی راهگشا است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

ورود به دانشگاه، توسعه اجتماعی و کاهش تمایل خودکشی در دختران دانشجوی ایلامی

صفحه 383-420

https://doi.org/10.22054/qjsd.2023.75382.2517

صدیقه پیری، ابوالقاسم فاتحی، سمیه قوره جیلی

چکیده با توجه به تداوم مسأله خودکشی زنان در ایلام در سال‌های گذشته، مقاله حاضر درصدد است به متغیر ورود به دانشگاه و نقش آن در کاهش تمایل خودکشی دختران ایلامی بپردازد. از رهیافت‌های نظری فشار اجتماعی، توسعه انسانی و جنسیتی و بازاندیشی هویتی برای تدوین فرضیه‌ها استفاده بعمل آمده است. پژوهش حاضر پیمایش است، جامعه آماری این پژوهش را دختران دانشجوی ایلامی تشکیل می‌دهند و حجم نمونه باتوجه به جامعه نامحدود، براساس فرمول کوکران 384 نفر محاسبه شده است. گردآوری داه‌ها در به دلیل شرایط کرونایی در بازه زمانی نیمسال دوم سال 1399 از طریق پرسشنامه آنلاین انجام شده و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای س پی اس اس و لیزرل تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ورود به دانشگاه از طریق افزایش دسترسی به فرصت‌های برابر و شاخص‌های توسعه انسانی؛ کاهش فشار اجتماعی و بازاندیشی دختران در هویت جنسیتی خود بر کاهش افکار خودکشی دختران ایلامی تاثیر گذاشته است. باتوجه به یافته‌ها پیوند دانشگاه (بویژه رشته‌های مرتبط) و جامعه بویژه با زنانِ در معرض آسیب، استفاده از دانشگاه به عنوان اتاق فکر برای تدوین دستورالعمل و یا کاربست اجتماعی- فرهنگی مداخلات کاهش خودکشی و افزایش توانمندی زنان و دختران توسط سازمان‌های متولی و بازیگران طرح‌های پیشگیری از خودکشی از جمله پیشنهادات پژوهش برای کاهش مساله خودکشی در ایران است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

واکاوی ارتباط مطالبه‌گری اجتماعی با پیشرفت اجتماعی (مطالعه‌ای در میان کشورهای رانتی منتخب در خاورمیانه)

صفحه 421-460

https://doi.org/10.22054/qjsd.2023.70454.2412

احسان رحمانی خلیلی، سیده ملیحه حسینی، علی بقایی سرابی

چکیده پیشرفت اجتماعی، توانایی جوامع انسانی برای برطرف کردن نیازها، دستیابی به رفاه و استفاده اعضای آن از فرصت‌های زندگی قلمداد می‌شود. این ویژگی با فعال شدن ساز و کارهای کنشگرانه، یعنی مطالبه‌گری اجتماعی قابل تحقق است. در صورت پراکندگی مطالبه‌گری، با احتمال شیوع ناهنجاری و تخریب متقابل جامعه و دولت همراه خواهد شد. امنیت اجتماعی، یکی از مهمترین میانجی‌های جامعه‌شناختی در تسریع یا تعویق پیشرفت اجتماعی تعریف می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تجربی ارتباط مستقیم و غیرمستقیم مطالبه‌گری اجتماعی با پیشرفت اجتماعی از طریق امنیت اجتماعی بر اساس نظریاتی مانند توسعه اجتماعی، مطالبه‌گری تأملی و کنش ارتباطی می‌باشد. پژوهش حاضر کمی و با روش تحلیل ثانویه انجام شده است. داده‌های متغیر وابسته پیشرفت اجتماعی، متغیر مستقل مطالبه‌گری اجتماعی و متغیر میانجی امنیت اجتماعی از داده‌های قابل استخراج از تارنماهای رسمی سازمان ضرورت پیشرفت اجتماعی، بانک جهانی، لگاتوم و دولت شکننده از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ برای چهار کشور ایران، عربستان، عراق و امارات متحده عربی که همگی دارای ویژگی‌های مشترک اقتصادی و دینی هستند، گردآوری شده است. علی‌رغم تأیید روایی و پایایی متغیر‌های ذکر شده،در تحقیق حاضر مجددا با روش تحلیل عامل تأییدی شاخص‌های آلفای کرونباخ، روایی همگرا و واگرا تأیید شده است. داده‌ها با روش مدل‌یابی معادلات ساختاری در نرم‌افزاهای SPSS27 و Smart Pls3 تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهدکه مطالبه‌گری اجتماعی شهروندان رابطه مستقیم و غیرمستقیم با پیشرفت اجتماعی با میانجی‌گری امنیت اجتماعی دارد.