دوره و شماره: دوره 2، شماره 7، تابستان 1390، صفحه 1-231 

مسائل و مشکلات فقر در ایران، دکتر محمد زاهدی اصل، سید محمد بساطیان

صفحه 1-26

چکیده حل هر مسئله اجتماعی نیازمند شناخت آن مسئله است، در این میان  ارائه هر راهکاری جهت رفع مسئله اجتماعی فقر، بایستی مبتنی بر همان شناخت باشد. با این استدلال در مقاله حاضر سعی شده است که در ابتدا به بررسی روند فقر در ایران پرداخته شود تا تصویری از این روند به دست آید. جهت دستیابی به این هدف، رویکرد اصلی در تدوین مقاله مطالعه­ اسنادی و کتابخانه­ای تحقیقات صورت گرفته در ارتباط با روند وضعیت فقر در ایران است. سپس کوشش شده با مراجعه به این مطالعات و آگاهی از چگونگی تغییرات میزان فقر، به بررسی عملکرد برنامه­های فقرزدایی در ایران پرداخته شود تا بتوان با طرح جدیدترین نظریه­های مطرح شده در ارتباط با فقرزدایی، به کاستی‌های برنامه­ها و سیاست­های اجتماعی مبارزه با فقر در ایران پرداخت. نتایج حاکی از این است که بیشتر متون به افزایش فقر اشاره دارند و برنامه­های فقرزدایی در ایران به دلیل عدم شناخت از واقعیت فقر، چندان توفیق نیافته‌اند.     

عوامل موثر بر شکل‌گیری اعتماد اجتماعی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران)، نادر مروتی، دکتر جعفر هزارجریبی

صفحه 27-66

چکیده اعتماد از مفاهیم مهم و جدید جامعه شناختی است که  در یک معنای بسیار کلی سرمنشاء ایجاد تعامل اجتماعی بوده و مرزهای بین گروه‌های گوناگون اجتماعی (خانواده ، همسالان ، دوستان و ..) را در­نوردیده و اقدام به شبکه­سازی ارتباطات (چه در ارتباطات میان فردی و چه بین گروهی و ..) می‌کند. در جامعه دانشگاهی ایران سنتِ پژوهشی  مربوط به این مفهوم در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است، ولی دانشجویان از گروههای اجتماعی‌ای هستند که در این رابطه کمتر مورد بررسی قرار گرفته­اند. در این راستا این مقاله سعی نموده است که عوامل موثر بر شکل­گیری اعتماد اجتماعی که یکی از مهمترین ابعاد سرمایه اجتماعی است (جامعه آماری انتخاب شده از میان دانشجویان دانشگاههای علامه­ طباطبائی و تهران هستند) را مورد مطالعه قرار دهد. مطالعه بر روش شناسی پیمایشی مبتنی است.  تحلیل آماری یافته‌های تحقیق نشان داد که بین متغییر‌های مستقل مورد نظر (جنسیت، میزان استفاده از اینترنت و مشارکت در شبکه­های اجتماعی مجازی، مشارکت در انجمن‌های علمی، ادبی­ وفرهنگی و  پایگاه اقتصادی و اجتماعی) و میزان اعتماد اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد، و در مجموع 4 متغیر بررسی شده، حدود 52 درصد از واریانس متغیر وابسته(میزان اعتماد اجتماعی)  را پیش­بینی کرده­اند.  

تعارض فرزندان با والدین در سبک زندگی، دکتر حبیب صبوری خسروشاهی، دکتر سعید معیدفر

صفحه 67-98

چکیده جامعه ایران در دهه‌های اخیر در جریان تحولات فرهنگی و اجتماعی وسیعی قرار گرفته است. این تحولات بویژه در خانواده‌ها چشمگیر بوده است. یکی از مهم ترین تحولات، تغییر در سبک زندگی جوانان است که موجب شده خانواده‌ها در معرض چالش‌های جدی قرار گیرند. چالش‌هایی که به نظر می‌رسد شکل سنتی خانواده را زیر سوال برده است. مهم ترین چالشی که خانواده‌ها، امروزه با آن روبرو هستند، دگرگونی سریع هنجارها و ارزش‌های خانوادگی میان فرزندان با والدین است تا جاییکه می‌توان صحبت از هنجارهای رقیب در کنار هنجارهای سنتی کرد. منشاء این تحولات را باید در گسترش رسانه‌های جدید، توسعه آموزش، دسترسی به اطلاعات، رشد فرد گرایی، تغییر گروه مرجع و پیدایش ارزش‌های نو جستجوکرد. این پژوهش با استفاده از رویه پیمایش و از طریق پرس و جو در دو منطقه 3 و 17 شهر تهران و با یک نمونه 398 نفری انجام شده است. تکنیک‌های آماری مورد استفاده، آماره‌های شاخص تمرکز و تشتت، همبستگی دو متغیره، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر بوده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که میان والدین و فرزندان تعارض وجود دارد، اما این مقدار زیاد نمی باشد. 61 درصد از پاسخگویان عدم تعارض و همسو بودن با والدین را ابراز کرده‌اند، و تنها 5/23 درصد در حد زیاد با والدین خود تعارض و ناهمسویی داشته‌اند. در واقع ما شاهد نوعی وفاق نسبی در بسیاری از حوزه‌ها هستیم، البته تعارض در برخی از حوزه‌های زندگی بیشتر و در برخی کمتر بوده است. بیشترین حوزه‌های تعارض در سبک زندگی فرزندان و والدین در؛ دوستی دختر با پسر، سیگار کشیدن و مصرف مشروبات الکلی بوده است و کمترین حوزه‌های تعارض در نماز خواندن، معاشرت با دوستان همجنس و توجه به بهداشت شخصی و همچنین گوش کردن به موسیقی دلخواه بوده است. روابط میان متغیرها نشان دهنده آن است که تعارض متاثر از عواملی مانند رشد فرد گرایی، گرایش به نوگرایی و نگرش دموکراتیک والدین بوده است.  

چگونگی بر ساخته شدن واقعیت فقر برای فقرا (مقایسه زنان زیر پوشش "جمعیت امام علی(ع)" با مردان زیر پوشش این جمعیت)، دکتر طاهره قادری، مرضیه افضلی

صفحه 99-136

چکیده فقر از جمله پدیده­هایی است که در دنیای اندیشه توجه زیادی را به خود جلب کرده­است و همین امر دال بر اهمیت آن است. در جامعه­شناسی به این مسئله اجتماعی با روش‌ها و رویکردهای گوناگونی پرداخته شده­است. این تحقیق روش کیفی را برگزیده­است تا از طریق مصاحبه عمیق نگاه فقرا به زندگی روزمره­شان،و به فقر را دریابد. سؤالاتی که برای دستیابی به این هدف بررسی شدند این مضامین را دربرداشتند : تعریف فقرا از فقر، علت فقر از نظر آنها، فرآیند فقیر شدن آنها، راه‌های انطباق آنها با وضعیت فقر، انتقال فقر، راهکارهای رهایی از نظرآنها، محرومیت‌های اجتماعی آنها و انتظار فقرا از جامعه. افراد مورد بررسی نیز به دو گروه مساوی زن و مرد تقسیم شدند تا یافته­ها میان این دو گروه مقایسه شوند. مقایسه میان درک زنان و مردان از فقر یکی از سؤالات اصلی تحقیق می‌باشد. مصاحبه که با هدایت رویکرد سازه­گرایانه برگر و لاکمن به واقعیت، انجام شد به این نتایج دست یافت. 1- فقرا فقر را زندگی سخت تعریف کردند.
2- در علت یابی فقر ترکیبی از خواست خدا و عوامل عینی را در نظر گرفتند.  3- آنها در اثر فرآیندی که در ابتدای آن یکی از سه واقعه بیماری، اعتیاد و ورشکستگی قرار دارد به موقعیت فعلی رسیده‌اند. 4- کنش فقرا در مقابل فقر، تنوعی از راهکارهای انطباقی را به وجود می­آورد، که در چهار زمینه مسکن، درمان، اوقات فراغت و خواسته­های فرزندان بررسی شد. 5- فقر پیامدهایی دارد که محرومیت اجتماعی آشکارترین آنهاست و موجب جهت گیری جامعه­پذیری فرزندان به سمتی می­شود که آنها را از فقر رهایی بخشد. با توجه به این یافته­ها برساخت واقعیت فقر شامل روایت زندگی و تفسیر جهان پیرامون حاصل شد.
برخی از اطلاعات توصیفی گردآوری شده از جمعیت مورد مطالعه حاکی از درآمد پایین، مصرف مواد غذایی در سطح تأمین پروتئین گیاهی، درمان در حد ضرورت، مصرف پوشاک،اوقات فراغت و حمل و نقل در کمترین سطح ممکن در بین آنان می باشد.     

تحلیل کیفیت زندگی سالمندان بازنشسته شهر تهران (با تاکید بر حمایت‌های اجتماعی رسمی و غیررسمی)، دکتر مرضیه موسوی، اقدس مصطفائی

صفحه 137-164

چکیده یکی از دوره­های حساس و مهم در زندگی انسان­ها دوره­ سالمندی است. توجه به مسائل این دوره از جمله موضوع کیفیت زندگی سالمندان و عوامل موثر بر آن نظیر حمایت­های اجتماعی از اهمیت به سزایی برخوردار است چرا که این گروه جزء گروه­های آسیب­پذیر جامعه می­باشند و به جهت ارتقا کیفیت زندگی‌شان می­باید زیر پوشش انواع گوناگون حمایت­های غیررسمی ‌از سوی اعضای شبکه خود یا حمایت­های رسمی‌ از سوی نظام­های تامین اجتماعی قرار داشته باشند. بر این اساس در این مطالعه با تعیین وضعیت موجود کیفیت زندگی در میان سالمندان بازنشسته شهر تهران درصدد هستیم تا نقش حمایت­های رسمی و غیررسمی را در این زمینه بررسی نمائیم. حمایت اجتماعی غیررسمی ‌در این بررسی در دو بُعد کارکردی و ساختاری و با استفاده از نظریات شبکه اجتماعی همچون نظریه لین، ولمن و گرانوتر و حمایت اجتماعی رسمی‌ نیز با استفاده از نظریات رفاه و تامین اجتماعی بررسی شده است و کیفیت زندگی نیز در دو بُعد عینی و ذهنی و با استفاده از نظریات فرانس و زان، مورد بررسی قرار گرفته­اند.  جمعیت آماری این پژوهش سالمندان 60 سال و بالاترِ مستمری‌بگیر صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تأمین اجتماعی ساکن شهر تهران می­باشد. نتایج مطالعه نشان می­دهد که بین انواع حمایت اجتماعی رسمی‌ و غیررسمی و کیفیت زندگی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد و بررسی ضرایب همبستگی حاکی از همبستگی بالای حمایت­های اجتماعی اعم از رسمی و غیررسمی با بُعد ذهنی کیفیت زندگی است، روابط همبستگی میان ابعاد کارکردی حمایت­های غیررسمی و بُعد ذهنی کیفیت زندگی در سالمندان مورد مطالعه قوی­تر از سایر روابط می­باشد. در تحلیل­های چند متغیره رگرسیونی مُکفی بودن حمایت­های رسمی از ضریب بالاتری برخوردار بوده و حمایت­های غیررسمی در بُعد کارکردی (ابزاری) و بُعد ساختاری (پیوندهای فردی و گروهی) در مراتب بعدی قرار داشته­اند.  

رتبه بندی سطح رفاه اجتماعی شهرستان‌های استان زنجان با استفاده از تکنیک TOPSIS، دکتر غلامرضا لطیفی، مجید سجاسی قیداری

صفحه 165-190

چکیده رفاهوسیاستاجتماعیازمباحثمهم برنامه­های توسعه­ایهستندکهمی‌توانند درسایة عدالت اجتماعی مسائلی همچون فقرو نابرابریاجتماعیرا در جامعه کاهش دهند. در جهت دستیابی به رفاه اجتماعی عادلانه، توسل به برنامه­ریزی منطقه­ای ـ که هدف عمده­ آن برقراری تعادل درون منطقه­ای و بین منطقه­ای است ـ مفید می­باشد. در این راستا، کسب شناخت از منطقه مورد مطالعه، برای فراهم کردن زمینه ایجاد تعادل، ضروری است. دراینمقاله تلاششدهاست وضعیت شهرستان‌های استان زنجان در مقوله رفاه اجتماعی مورد مطالعه قرارگیرد و در نهایت یک رتبه­بندی بین شهرستان­ها بدست آید تا بر اساس آن اقدامات آتی در زمینه رفاه اجتماعی با در نظر داشتن اولویت­بندی صورت گیرد. در جهت نیل به هدف یاد شده، تعداد 30 شاخص در حوزه­ رفاه اجتماعی پس از طی مراحلی انتخاب و داده­های اولیة هر کدام از شاخص­ها گردآوری شد. در گام بعد، برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، تکنیکTOPSISمورد استفادهقرار گرفت. از آنجا که در این تکنیک ضروری است وزن هر شاخص­ مشخص باشد، از تکنیک توان رتبه­ای، بر اساس رتبه­گذاری شاخص­ها، توسط 15 تن از اساتید متخصص حوزه رفاه اجتماعی، برای وزن­دهی بکار گرفته شد. نتیجه تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان دهنده نابرابری در مقوله رفاه اجتماعی در بین شهرستان­های استان زنجان است، به این صورت که در این رتبه­بندی شهرستان زنجان با 50/0[1]Cli= و شهرستان خدابنده با 18/0Cli= به ترتیب بالاترین و پایین­ترین رتبه را در رتبه­بندی شهرستان­های استان زنجان بر اساس شاخص­های رفاه اجتماعی به خود اختصاص دادند.  

پول، جنسیت، توسعه: مطالعه موردی صندوق اعتبارات خرد زنان زنبوردار رامه، دکتر شهلا حایری، دکتر سهیلا علیرضانژاد

صفحه 191-231

چکیده پول به مثابه متغیری اقتصادی و مجرد از شرایط و بستر فرهنگی، اجتماعی شناخته شده است. بدین ترتیب این انتظار وجود دارد که پول فاقد حساسیت جنسیتی باشد. در فرآیند توسعه معمولاً برای فقرزدایی، ایجاد فرصت­های برابر و به ویژه توانمندی زنان، مقادیر متفاوتی پول به دلایل و شیوه‌های گوناگون به اجتماعات محلی تزریق می­شود؛ که اعتبارات خرد از جمله متداول ترین آن‌ها است. اعتبارات خرد با وارد کردن مبالغ اندکی پول به اجتماعات زنان، انتظار دارد که زنان بتوانند کسب و کار کوچکی راه‌اندازی و با پس انداز وام خود را تادیه کنند. اما از سوی دیگر زنان احتمالاً در معرض انتظارات دیگری نیز قرار دارند که از بستر اجتماعی، فرهنگی بر‌می‌خیزد. پرسش این مقاله عبارت از این است که: اگر پول به مثابه یک عامل ایجاد کننده توسعه و توانمندی به یک اجتماع محلی از زنان تزریق شود، آیا تاثیرگذاری آن فارغ از بستر اجتماعی و فرهنگی خواهد بود؟ با توجه به حساسیت اجتماعات محلی در باره پاسخگویی به مسائل مالی، یک گروه از زنان زنبوردار مورد مطالعه موردی قرار گرفتند. برای انجام این مطالعه از روش­های ژرفانگر به مدت 7 سال، استفاده شد؛ در عین حال برای گردآوری داده­های کمی ‌از پیمایش نیز استفاده شده است. تئوری‌های مربوط به پول بیانگر تفاوت رفتار زنان و مردان با پول است. این پژوهش نشان می­دهد که زنان در خلال زندگی روزمره، درک ویژه خود را از مفهوم پول به نمایش ‌می‌گذارند و با اتکای به این درک امور مالی خود را مدیریت می­کنند. نقش­ها و انتظارات اجتماعی از زنان به مثابه مادر و همسر عامل تعیین کننده در مدیریت منابع مالی در دسترس زنان است. با افزایش درآمد، انتظارات آنان از خود و همچنین انتظارات اعضای خانواده از آنان تغییر می­یابد و برای پاسخگویی به این انتظارات است که زنان تصمیم می­گیرند پول خود را برای ایفای نقش­های جدید هزینه کنند.