دوره و شماره: دوره 16، شماره 63، بهار 1404 
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

پیش‌روی دولت‌رفاه شرکتی در ایران (1376-1400)

صفحه 1-44

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.78211.2573

میثم کریمخانی، علی اکبر تاج مزینانی

چکیده مطالعه چندوچون رفاه شرکتی، نه‌تنها ماهیت رابطه‌ی دولت با شرکت‌ها را تبیین بلکه امکان فهم بهتر تحولات سمت رفاه اجتماعی را نیز میسر و تصویر کامل‌تری از دولت‌رفاه در دو بعد اجتماعی و شرکتی فراهم می‌کند. در این تحقیق، از طریق مطالعه‌ی موردی یکی از کمیسیون‌های ذیل هیات وزیران و سیر تحول آن در فاصله‌ی زمانی سال‌های 1376 تا 1400، تلاش‌شده تصویری از ابعاد، اشکال، و سیر تحول رفاه شرکتی در ایران ارایه شود. روش مورد استفاده تحلیل اسنادی و تحلیل مضمون بوده است. نتایج حاکی از آن است که اعطای وام به شرکت‌ها، و تقسیط و امهال بدهی آن‌ها سه شکل غالب رفاه شرکتی هستند که طی شش دولت مختلف نه تنها تداوم و پایداری داشته‌ و سخاوتمندانه بوده‌اند بلکه بسط و گسترش نیز یافته‌اند. علاوه‌بر آن، شاهد نوعی جهش نهادی در این زمینه هم هستیم به‌گونه‌ای که از کمیسیونی ذیل هیات وزیران در دولت هفتم در نهایت به یک نهاد قانونی با کارگروه‌های استانی در دولت دوازدهم می‌رسیم. همچنین، در تمامی سال‌های مورد بررسی، رفاه شرکتی فاقد یک جهت‌گیری صنعتی بوده و کمک‌ها عمدتا بدون آزمون استطاعت و نیز بدون پیش‌شرط و بعضا به‌طور فله‌ای به شرکت‌ها اعطا شده‌اند و هیچ مکانیزمی برای ارزیابی اثربخشی کمک‌ها نیز پیش‌بینی نشده است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

ارزیابی تأثیرات اجتماعی طرحهای توسعه کالبدی مورد کاوی؛ معبر 18 متری شهر فیروزکوه

صفحه 45-80

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.80557.2598

میترا عظیمی، بهنام بابازاده

چکیده شهر فیروزکوه در تمامی ایام سال محور عبوری مسافرانی است که از شهرهای مختلف کشور به ویژه تهران به سمت استان مازندران سفر می‌کنند. در سطح این شهر، خیابان 45 متری اصلی‌ترین محور تردد مسافران به سمت مازندران بشمار می‌رود. از آنجا که این خیابان‌ها دارای بیشترین تعداد فروشگاه‌ها و مراکز خدماتی جهت ارائه خدمات به مسافران هستند، در تمامی ساعات روز ترافیک سنگینی در آن‌ها مشاهده می‌شود. بعلاوه، عرض کم معبر و نبود پارکینگ بر مشکلات ترافیکی دامن زاده است. در جهت کاهش حجم ترافیک در دو محور یاد شده، شهرداری طرح احداث معبر 18 متری را به عنوان مسیر بازگشت خیابان پاسداران از مرکز شهر به تصویب رساند. با احداث این معبر، محله‌های قنبرآباد و پشت راه‌آهن بطور مستقیم از جنبه‌های تغییر کاربری‌ از مسکونی به تجاری، جابجایی جمعیت و تغییر ساخت اجتماعیِ ناشی از این اجرای پروژه تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. برغم بروز تأثیرات اقتصادی و اجتماعیِ ناشی از احداث معبر 18 متری بر این محلات، مطالعه‌ای مبنی بر شناسایی این تأثیرات و اتخاذ سیاستهای مناسب جهت کاهش تبعات نفی پروژه از سوی مسئولان امر انجام نشده است. بنابراین در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از روش مطالعه کیفی به شناسایی آثار و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی احداث معبر 18 متری شهر فیروزکوه پرداخته و راهکارهایی در جهت جلوگیری و یا کاهش تبعات منفی این پروژه ارائه شود.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

چالش‌های مشارکت اجتماعی در جریان توسعه گردشگری جامعه‌محور در ایران

صفحه 81-122

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.80320.2595

فائزه السادات میرفخرالدینی

چکیده "گردشگری جامعه محور" به عنوان یک ابزار مناسب برای ترویج توسعه گردشگری، افزایش رفاه جامعه و همچنین توانمندسازی جوامع محلی دیده می‌شود. هدف این مدل از گردشگری با مشارکت فعال و توانمندسازی جامعه محلی، به حداقل رساندن اثرات منفی اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی و در عین حال تقویت منافع اقتصادی برای جامعه است. این تأثیرات تلاش ذینفعان توسعه گردشگری در مشارکت دادن جوامع محلی را توجیه می کند. با این حال، علی‌رغم تلاش‌ برای مشارکت معنادار در طرح‌های توسعه گردشگری، مشارکت جامعه همچنان یک چالش است. بنابراین این مطالعه با هدف شناسایی چالش‌های مشارکت اجتماعی جامعه محلی و همچنین ارائه پیشنهادات عملی به منظور برون‌رفت از این چالش‌هاست. به منظور انجام این پژوهش در ابتدا با استفاده از مطالعه پیشینه پژوهش، چالش‌ها شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه این چالش‌ها با استفاده از تکنیک مدل‌سازی ساختاری تفسیری، به شکل یک سیستم ساختارمند درآمدند. به منظور برازش سیستم ساختاری شکل گرفته از تکنیک معادلات ساختاری با کاربرد نرم‌افزار SmartPLS استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر را 29 نفر از فعالین صنعت گردشگری ایران بعنوان خبره و 114 بعنوان نمونه پاسخگوی پرسشنامه شکل می‌دهند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که چالش‌های شناسایی شده در سه دسته عملیاتی، ساختاری و اجتماعی قرار می گیرند و همچنین چالش های دسته ساختاری، منشا سایر چالش ها بوده و در ادامه به منظور رفع چالش ها پیشنهاداتی ارائه شد.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

گونه شناسی اکتشافی مسائل اجتماعی مبتلابه همسران شهدا در نقش مادری از منظر فرزندانشان

صفحه 123-155

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.79006.2586

سمیه سادات شفیعی

چکیده تجارب زیسته همسران شهدا از ایفای نقش اجتماعی خود در عرصه خصوصی، به عنوان گروه اجتماعی مهم کمتر مجال بروز و نمود و تحقیق یافته‌است. این پژوهش با اهمیت‌بخشی به موضوع در جهت انجام مطالعات بومی مادری به واکاوی زیست همسران شهدا در جریان عهده‌داری نقش مادری به روایت فرزندان پرداخته تا نمایی از حیات اجتماعی‌شان در مواجهه با چالشها به دست دهد. در خلا داده‌ها، چهارده روایت انتشاریافته فرزندان شهدا به مثابه سند مورد تحلیل کیفی قرار گرفته است.
مسائل اجتماعی متبادر در مرحله شناسی سه گانه احصا شده است. مرحله اول مبتنی بر زیست مشترک زوجین و دربردارنده پذیرش روحیه ایثارگری شوهر و تجربه دلهره های بروز خطرات مهلک محتمل است. مرحله دوم با رخداد شهادت رقم خورده و ویژگی آن، شوک و ضربه روحی مواجهه با واقعیت شهادت، سوگواری، پذیرش فقدان و رسیدن به معنای تک‌سرپرستی خانواده است. جوهره مرحله سوم که دامنه گسترده‌تری در مقایسه با دو مرحله قبل دارد سازگاری با شرایط است که خود را در تداوم آیین‌های سوگ، اندوه مزمن و افسردگی، رابطه مادر- فرزندی در معرض آسیب، فشار خانوادگی؛ تعارض با خانواده همسر و نیز مواجهه با مضیقه‌های اقتصادی نشان می دهد. ماحصل این روند، گرانباری نقش برای همسران شهدا است که با پیامدهایی چون آسیبهای روان تنی خود را آشکار می‌سازد. با اینهمه ارزیابی فرزندان نشان از تحقق مادری توانمندانه دارد.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

الگوی مطلوب جذب و نگهداشت مشارکت نیروهای داوطلب

صفحه 157-228

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.73803.2485

مهتاب یزدانی، حمیده عادلیان، ستار پروین

چکیده پژوهش حاضر از نوع کیفی و با هدف شناخت الگوی مطلوب جذب و نگهداشت نیروهای داوطلب صورت گرفته.گروه هدف در دو سطح مدیران و کارشناسان با حداقل ۵سال سابقه کار مرتبط با حوزه داوطلبی و داوطلبان با داشتن حداقل ۴سال عضویت فعال در هلال احمر ایران به روش نمونه‌گیری هدفمند مورد مصاحبه نیمه‌ساختاریافته قرار گرفتند.مصاحبه‌ها تا زمان رسیدن به«اشباع نظری»ادامه یافت و در مجموع تعداد 23نفر مدیر و کارشناس و 18نفر داوطلب در ۷استان کشورکه دارای داوطلبان بیشتری بودند،مشارکت داشتند.از شیوه تحلیل تماتیک شبکه برای آنالیز و تحلیل داده‌ها استفاده شد.در این مطالعه،به 12مضمون فرعی و ۴مضمون اصلی دست یافتیم که مضامین اصلی عبارتند از: ۱. مواجهه مدیریت مدرن با مدیریت سنتی(مدیریت هوشمند،جذب کارامد و مبتنی بر نیاز و همچنین سازماندهی و بکارگیری)، 2. توانمندسازی و توسعه‌اجتماعی در راستای نگهداشت داوطلب(انگیزه به عنوان یک سلاح استراتژیک در جذب و حفظ داوطلب،مشارکت‌اجتماعی،بسترسازی مناسب و اثربخشی آموزش)، 3. مدیریت خدمات کارامد و مؤثر(تدوین نظام ارزشیابی،کنترل و انتقال،شناسایی و راهبردهای اجرای خط مشی‌های رفاهی و تبیین نظام ارزشی برای داوطلب و کار داوطلبی)و ۴. شرایط فعلی حاکم بر داوطلبان و کار داوطلبی(مشکلات ساختاری در سطح جمعیت و مشکلات زیرساختی کار داوطلبی).مضامین استخراج شده مؤلفه‌های اساسی الگوی جذب و نگهداشت مشارکت نیروهای داوطلب را شکل دادند.الگوی مورد نظر بر اساس سه مؤلفه ورودی،فرایند و خروجی معرفی گردید.برای استفاده و کاربست وسیع،الگو نیازمند اعتباریابی و بررسی‌های بیشتر است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

زنان سرپرست خانوار، آسیب‌پذیری، توانمندسازی، تحلیل خوشه، ایران

صفحه 229-262

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.70163.2407

فاطمه ترابی، حنانه سادات صادقی، سمانه رنجبری بیوردی

چکیده افزایش زنان سرپرست خانوار در کشور و آسیب‌هایی که در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سلامت با آن روبرو هستند، این گروه را در اولویت‌های سیاست‌گذاری و اجرایی قرار می‌دهد. این مقاله با استفاده از داشبورد اطلاعات زنان سرپرست خانوار و روش تحلیل خوشه، استان‌های کشور را بر اساس آسیب‌پذیری زنان سرپرست خانوار در محورهای اقتصادی، سلامت، اجتماعی و جمعیت‌شناختی طبقه‌بندی می‌کند تا شواهد جدیدی برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی منطقه‌ای فراهم کند. یافته‌ها نشان دادند استان‌های تهران و البرز اگرچه نسبت به سایر استان‌های کشور از سطوح درآمد بالاتری برخوردار هستند، اما سهم قابل توجهی از درآمد خود را به نیازهای اساسی تامین مسکن و استفاده از خدمات بهداشتی و درمانی اختصاص می‌دهند که می‌تواند با شیوع گسترده اجاره‌نشینی در میان خانوارهای زن‌سرپرست ساکن در این استان‌ها و دسترسی کمتر آن‌ها به بیمه درمانی علیرغم ابتلای بیشتر به بیماری‌های خاص در ارتباط باشد. استان سیستان و بلوچستان بیشتر از سایر خوشه‌های استانی در معرض آسیب‌های اجتماعی و جمعیت شناختی است زیرا زنان سرپرست خانوار بی‌سواد بیشتری دارد که باید افراد بیشتر و از جمله فرزندان در حال تحصیل بیشتری را سرپرستی کنند. نتایج این مطالعه با نشان دادن الگوی چندبعدی آسیب‌پذیری، اهمیت توجه هم‌زمان به ابعاد گوناگون آسیب‌پذیری را آشکار کردند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

فضاهای عمومی شهری، تغییر و انطباق در همه‌گیری کووید-19

صفحه 263-299

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.59964.2156

مریم محمدی

چکیده فضاهای شهری به‌عنوان بستر عمل طراحان از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. در شرایط‌گوناگون، رویکردهای مختلفی به‌منظور ارتقا کیفیت فضاهای شهری مورد توجه طراحان قرار می‌گیرد. در همه‌‌گیری کووید-19، در مفهوم فضاهای مناسب شهری تغییراتی به‌وجود آمد و ضرورت ایجاد تغییرات در ابعاد فضاهای شهری احساس شد. هدف این مقاله، بررسی تغییرات فضاها و بازخوانی اقداماتی است که برای بازگرداندن مجدد فضاها به مردم، توسط آنها و یا دولت‌ها در کشورهای مختلف انجام شده است. روش پژوهش در گام اول، تحلیلی و مبتنی بر روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی آنها است. در بررسی مطالعه‌ی موردی، از روش کمی و ابزار پرسش‌نامه (204 پرسش‌نامه) بهره برده شده و داده‌ها با ابزار اس.پی.اس.اس. تحلیل شده‌اند. نتایج گام اول نشان داد که تغییرات فضاهای عمومی شهری در قالب دوگانه‌هایی چون: فضای خصوصی/ فضای عمومی؛ امنیت/عدم امنیت؛ اجتماع‌گریزی و انزوا/ اجتماع‌پذیری و ارتباط؛ دیگرهراسی/ ارتباط اجتماعی و... قابل مشاهده هستند. نتایج گام دوم نشان داد که شرایط حضور و استفاده از فضای شهری در دوره‌ی کووید-19 نسبت به قبل ازآن تغییر داشته و به تبع آن تجربه‌ی احساسی افراد از حضور درفضا، منفیو به سمت ترس گرایش یافته است. درواقع ناامنی به شیوه‌ی متفاوتی‌ نمود یافته است. همچنین تغییرات کالبدی در قالب اقدامات دولتی، بیشتر ازنوع هشداردهنده بوده، اما تمایلات مردم مشتمل بر ارتقا دسترسی پیاده، افزایش تعداد و دسترسی به فضاهای باز و افزایش ابعاد فضاها بوده است.