دوره و شماره: دوره 16، شماره 62، بهار 1404 
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

شاخص‌های عدالت اقتصادی در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ( 1400- 1368)

صفحه 1-34

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.76267.2531

محمد ربیع زاده، حشمت الله فلاحت پیشه

چکیده عدالت به عنوان شکلی از قدرت نرم و مفهومی چالشی حضوری برجسته همراه با فراز و نشیب در برنامه-های پنجساله توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در ایران دارد. برای حصول اطمینان از تحقق اهداف کمی و کیفی برنامه‌های توسعه از جمله تحقق عدالت نیاز به شاخص‌های عملیاتی است که میزان دستیابی به اهداف را نشان دهد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص‌های عدالت اقتصادی در برنامه‌های پنجساله توسعه بعد از انقلاب اسلامی انجام شده است. سئوال اصلی پژوهش این گونه مطرح شده است: در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه چه شاخص‌هایی مطرح شده است؟ سئوال فرعی این است: شاخص‌های عدالت اقتصادی در هریک از برنامه‌های توسعه بر اساس چه الگوهایی حضور دارند؟ داده‌های پژوهش به صورت کتابخانه‌ای – اسنادی جمع‌آوری شده است. جامعه آماری پژوهش متن برنامه‌های اول تا ششم توسعه است. برای تجزیه و تحلیل نیز از آمار توصیفی و از تکنیک تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد در برنامه‌های پنجساله توسعه از اول تا ششم شاخص‌های آموزش، بهداشت، اشتغال، توانمند‌سازی، محیط زیست با رویکرد الگوی توسعه انسانی و رشد اقتصادی،کاهش تصدی دولت، انضباط مالی، بهره‌وری و رقابت‌پذیری با رویکرد الگوی بازار آزاد و تامین اجتماعی، مسکن، ضریب جینی، فقر زدایی با رویکرد نیازهای اساسی مطرح شده اند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

دولت و توسعه اقتصادفرهنگ: مقایسه ایران و ترکیه

صفحه 35-84

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.74296.2494

فاطمه درخشان، علی انتظاری، محمد حسین پناهی

چکیده امروزه اقتصادفرهنگ، یک صنعت راهبردی در اقتصاد ملی کشورها است. سیاستگذاری در تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی از مهم‌ترین وظایف دولت‌ها در سطح جهان و محور اصلی توسعه اقتصادفرهنگ است. توسعه‌یافتگی اقتصادفرهنگ با ویژگی‌های دولت و نوع عملکرد آن در ارتباط است. ایران با وجود منابع غنی فرهنگی، در شاخص‌های اقتصادفرهنگ، فاصله زیادی با کشورهای توسعه‌یافته و حتی کشورهای مشابه خود مانند ترکیه دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی‌ها و عملکرد دولت ایران و ترکیه در اقتصادفرهنگ با رویکرد تطبیقی-تاریخی است. در جمع‌آوری داده‌ها از روش‌های تحلیل اسناد و تحلیل ثانویه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که دولت ترکیه دارای ویژگی‌های دولت‌های توسعه‌گراست و در دوره‌های مختلف با پایبندی بر رویکرد نئولیبرالیسم و سکولاریسم و اصول اساسی در دستیابی به توسعه به‌ویژه فرهنگی، وجود وفاق نخبگانی و ثبات در برنامه‌ها به رشد و پیشرفت صنایع فرهنگی در بعد اقتصادی کمک کرده است. در ایران پرهیز از رویکرد سرمایه‌دارانه و گرایش به رویکردهای عدالت‌محور پس از انقلاب اسلامی منجر به حضور بیش از حد دولت در بخش فرهنگ و هنر و به‌دنبال آن کمرنگ شدن حضور بخش خصوصی و مردمی شده است. هم‌‌چنین تعدد نهادهای سیاستگذار و عدم وفاق نخبگانی، تعدد سیاست‌های فرهنگی، فراهم نکردن زیرساخت‌های حقوقی و مادی و عدم وجود بسترهای مساعد بین‌المللی و ناهم‌سازی با سیاست‌های فرهنگی غربی در مقایسه با ترکیه، عامل توسعه‌نیافتگی اقتصادفرهنگ در ایران شده است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

نابرابری و توسعه: تحلیل نهادی فرایند توسعه

صفحه 85-130

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.81989.2619

محمود رضاییان، جعفر هزارجریبی، وحید شالچی

چکیده توسعه که مفهومی برخاسته از فضای اندیشه‌ای و مفهومی دوران مدرن و دگرگونی‌های فکری، فرهنگی، سیاسی، علمی و تکنولوژیکی وابسته به آن و پس از آن است، همواره مفهومی در حال تغییر و آبستن برداشت‌های گوناگون و بنابراین پرچالش و مناقشه‌برانگیز بوده و هست. از سوی دیگر، نابرابری و رفاه و هم‌چنین نسبت آن‌ها با توسعه نیز همیشه محل کنکاش و پرسش بوده است. این ویژگی‌ها باعث شده‌است که توسعه، حوزه‌های گوناگون علوم انسانی و اجتماعی به‌ویژه جامعه‌شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و مطالعات فرهنگی را درنوردد و در تقاطع و هم‌چنین یکی از مهم‌ترین فصول مشترک آن‌ها لقب‌بگیرد. این ویژگی البته سبب‌شده‌است که دستیابی به توسعه نیازمند آرایه‌هایی گوناگون از این بسترهای چندگانه باشد، که بنابر پژوهش‌های جدیدتر و به بهترین وجه، در سیمای شرایط نهادی بسترساز توسعه رخ‌می‌نماید. هدف این پژوهش، تحلیل نهادی شرایط مناسب و مساعد برای توسعه و برابری است، که قدر متیقن آن ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است، و این هدف را با روی‌کرد کیفی، روش اسنادی و تکنیک تبیینی-استنتاجی دنبال‌می‌کند. یافته‌ها حاکی از درهم‌تنیدگی نهادی این ساختارهای چندگانه و کنش‌ و برهم‌کنش و تاثیر و تاثر جدی میان آن‌ها با ساختار حقوقی-قانونی و نیز برابری و عدالت در جامعه به‌گونه‌ای است که، جز با تحصیل و حصول این شرایط نهادی بسترساز توسعه، هر کوشش‌های توسعه‌خواهانه‌ای جز رویایی دوردست و آرزویی دست‌نیافتنی در دفتر و دیوان نخواهدبود.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

مطالعه زیست سالمندی و چالش‌های آن (مورد مطالعه سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد ثابتِ شهر لالی)

صفحه 131-166

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.78280.2575

ابراهیم میرزایی، ابوذر قاسمی نژاد

چکیده هدف پژوهش حاضر مطالعه زیست سالمندی سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد و مشکلات ناشی از آن است که می‌تواند در اکثر جوانب زندگی سالمندان نقش مهمی ایفا کند.تحقیق کیفی و از روش داده‌بنیادجهت تحلیل و تفسیر داده-ها استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه سالمندان شهر لالی و شیوه نمونه‌گیری به صورت هدفمند و نظری بوده که با انجام مصاحبه نیمه-ساختاریافته با 17 نفر اشباع نظری حاصل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که پدیده محوری در زیست سالمندی «ناتوانی و حس بی‌مصرفی» است. شرایط حاکم بر این پدیده مشارکت‌ناپذیری، فقدان حمایت اجتماعی کافی، حس بی-اعتباری و برچسب منفی می‌باشند. بسترها فقدان زیرساخت‌های حمایتی، مضایق مادی، اختلال و ناتوانی ایفای نقش هستند که در کنار شرایط مداخله‌گری همچون ابهام در جایگاه اجتماعی، مشکلات نهادی و خانوادگی، فقدان ارتباطات مفید، نگرش عام منفی به محیط و آینده، بدرفتاری اطرافیان شرایط را برای زیست مطلوب دشوار کرده‌اند. سالمندان در برابر این شرایط راهبرهایی همچون مشغولیت کاری مجدد، پیاده‌روی، فراغت و ورزش، طلب امیدواری معنوی اتخاذ کرده‌اند، اما چون با ابهام از جایگاه خود روبرو هستند با پیامدهای همچون بدبینی نسبت به جامعه، منزوی‌شدن، ناخشنودی اجتماعی، پذیرش مرگ، بیشترشدن ناتوانی کلی مواجه هستند. نتایج نشان می‌دهد که باید با مشارکت‌دهی و حمایت بیشتر سالمندان آنها را در زیست غیرسالمندی وارد کرد تا علاوه بر خروج از تنهایی و انزواء، حس بی‌مصرفی و ناکامی منزلتی آنها کاهش یابد.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

تبیین رابطه سرمایه‌ی اجتماعی و کیفیت محیطی(خوانایی و هم‌پیوندی فضایی) در سکونتگاه‌های غیررسمی (مورد کاوی: محله های ‌اخترآباد،‌ سهرابیه و ‌حصار‌بالا شهرکرج)

صفحه 167-202

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.70717.2418

سید حسین طباطبائی، مهرداد احمدی، حسن سجادزاده

چکیده اطلاعات دقیق، جاری وکامل در هرگونه مداخله موثر برای ارتقای سکونتگاه‌های غیررسمی ضروری است. از مسائل اجتماعی که سکونتگاه‌های غیررسمی شهر کرج با آن مواجه هستند، طرداجتماعی است. این سکونتگاه‌ها در کرج اغلب به حاشیه رانده‌شده‌اند که خود منجربه انزوای اجتماعی در درون خود محلات و طرد از جریان اصلی جامعه شده است. این می‌تواندبه مسائلی مانند تبعیض، عدم دسترسی به خدمات اجتماعی و تحرک اجتماعی محدود منجر شود. باوجود مشکلات اجتماعی مطرح‌شده، اقدامات انجام‌گرفته برای حل این مشکلات، با آنکه کالبدی بوده که هرچند لازم است امابه نظر می‌رسد امکان خلق فرصت تعاملات وبرخوردهای اجتماعی در این محلات فراهم یا لااقل تقویت نکرده است. این مطالعه به دنبال بررسی رابطه این بین مفاهیم سرمایه اجتماعی و کیفیت محیطی در این محله‌ها است که می‌توان آن را در ادبیات مربوط به "سرمایه‌اجتماعی" چارچوب‌بندی نمود. برمبنای سطح مناسب در جوامع نامعین(ازنظر آماری) 385 نفر از ساکنین این محلات به‌عنوان نمونه‌های پژوهش، ازنظر وضعیت سرمایه اجتماعی موردسنجش واقع شدند. داده‌های جمع‌آوری‌شده بااستفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی موردسنجش واقع شد؛ خوانایی و هم پیوندی فضایی به‌عنوان زیرمجموعه‌های کیفیت محیطی درمحله‌های موردنظر با روش نحو فضا بررسی گردید. درنهایت، این مقاله با کمک رگرسیون خطی روابط بین سرمایه اجتماعی و کیفیت محیطی در محله‌های هدف را مشخص کرد؛ محله‌هایی که خوانایی و هم پیوندی فضایی در آنها بیشتر بوده است، سطح سرمایه اجتماعی نیزدر آن‌ها بیشتر بوده است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

آینده‌پژوهی تحول هویت اجتماعی زنان در نهاد دانشگاه با رویکرد سناریو نویسی

صفحه 203-232

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.69491.2392

محسن نیازی، ندا خداکرمیان گیلان، محمدرضا حشمتی

چکیده توسعه مراکز آموزش عالی، تقاضا و رقابت را برای زنان در عرصه‌های گوناگون به وجود آورده است؛ زنان در دانشگاه با تحول دیدگاه و هویت‌های متعددی رو به رو هستند، هویت‌هایی که دائما در حال بازاندیشی و بازنگری انتقادی است. هدف از این پژوهش آینده‌پژوهی و سناریونگاری آینده تحول هویت اجتماعی زنان در نهاد دانشگاه با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع و CIB است. نتایج پژوهش مربوط به سال 1400 بوده و افق آینده، سال 1420 است. در مرحله اول نویسنده به 18 نفر از خبرگان حوزه علوم اجتماعی، روانشناسی و علوم تربیتی پرسشنامه شد. امتیازات در ماتریس متقاطع وارد شد تا تاثیرگذاری و تاثیر پذیری هر کدام از متغیرها سنجیده شود. متغیرهای دووجهی در نزم افزار میک مک به عنوان ورودی‌های نرم‌افزار سناریوویزارد تجزیه و تحلیل شدند و 3 سناریوی سازگار به‌دست آمد. پیشران‌های مهم پژوهش به وجود آمدن جنبش‌های آزادی زنان، انتقاد به هویت سنتی، آگاهی نسبت به موقعیت زنان در جامعه، از بین بردن اقتدار تثبیت شده مردان، فروپاشی هویت سنتی، تعریف خود در فضای جدید و از یاد رفتن گذشته، ارزش و آرمان‌های جدید، هویت ناپایدار و شکننده، آگاهی از حقوق اجتماعی و انسانی، سردرگمی در هویت، نشان دادن هویت در فضای بیرون از خانه، عدم اعتماد به مردان و ذهنیت خلاق و آزادی در انتخاب هویت هستند که بر سایر متغیرها تاثیر می‌گذارند و تاثیر می‌پذیرند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

مردم‌نگاری فرهنگ اجاره‌نشینی و پیامدهای معنایی آن در محلات برخوردار و کم‌‏برخوردار شهر تهران

صفحه 233-277

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.76866.2548

هانیه بنی هاشمی، عادل عبدالهی

چکیده با افزایش روزافزون قیمت مسکن طی سال‏‌های اخیر رویای صاحب‌خانه شدن و رهایی از پدیده‏ی اجاره‏‌نشینی به یک چالش جدی برای خانواده‌ها تبدیل شده است. مقاله حاضر درصدد است با استفاده از رویکرد ‌مردم‌نگاری تفسیری به مطالعه‌ فرهنگ اجاره‌نشینی و پیامدهای معنایی آن در بین اجاره‏نشین‌های تهرانی بپردازد. واکاوی ذهنیت افراد از پدیده‌ اجاره‏نشینی، نحوه‌ی زیست آن، درک و تفسیر معانی مختلف اجاره‌نشینی و همچنین پیامدهای معنایی آن از جمله سؤالات محوری هستند که مقاله حاضر به دنبال پاسخگویی به آن‌هاست.داده‌ها با استفاده از تکنیک مصاحبه گردآوری شد و مصاحبه‌هایی عمیق با 40 اجاره‌نشین ساکن در محلات برخوردار و کم برخوردار انجام شد و از شیوه‌ی تحلیل چارچوب نیز جهت تحلیل داده‌ها استفاده شد. یافته‌های پژوهش حکایت از کاهش روزافزون کنترل اجاره‌نشینان در مدیریت شرایط و به دنبال آن شکل‌گیری نوعی احساس یأس و سرخوردگی اجتماعی، کمرنگ شدن روابط همسایگی و هویت محله‌ای دارد و سرمایه اجتماعی تضعیف شده است. در چنین شرایطی، امنیت روانی و اقتصادی اجاره‌نشینان، بویژه در محلات کم برخوردار، و امید به آینده آن‌ها به خطر افتاده و با اختصاص بخش قابل توجهی از درآمد خانواده‌ها به اجاره ماهیانه زندگی مشقت‌باری برای اجاره‌نشینان تهرانی رقم خورده است. ضروری است با هدف جلوگیری از گسترش پیامدهای منفی و بلند مدت، اقداماتی اثربخش برای بهبود شرایط و محقق شدن رویای صاحب‌خانه شدن صورت گیرد.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

جامعه شناسی مهاجرت نخبگان؛ موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی در ایران

صفحه 279-328

https://doi.org/10.22054/qjsd.2024.77330.2558

شیوا پروائی، محمدحسین شریفی ساعی

چکیده نخبگان دانشگاهی به عنوان سرمایه‌های انسانی و فرهنگی نقش بسیار تاثیرگذار و مثبتی در فرایند توسعه جامعه‌ ایفا می‌کنند. با این حال یکی از مسائل اجتماعی امروز، شتاب در مهاجرت نخبگان است. پژوهش حاضر به دنبال کشف موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی از منظر تجربه زیسته خود آن‌ها با روش پژوهش کیفی است. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته و تکنیک تحلیل داده‌ها، تحلیل مضمون است و مضامین پایه، سازمان‌دهنده و مضمون فراگیر از متن مصاحبه‌ها استخراج شده است. یافته-های پژوهش نشان می‌دهد «بی‌ثباتی‌های اقتصادی، ناامنی‌های شغلی، احساس محرومیت نسبی، احساس ناامنی، افت خلاقیت‌ها و تولیدات علمی، ضعف جایگاه پژوهش، کمبود حمایت‌های مالی و رفاهی، ضعف نظام جذب و استخدام، غلبه نگاه کمی‌گرا و فقدان نگاه تمایزمحور، مشکلات بوروکراسی و نظام اداری، فقدان فضای مطلوب علمی و سیاسی، احساس تبعیض، گسست فرهنگی، دغدغه‌های آموزشی و فرهنگی فرزندان، فشارها و تنش‌های خانوادگی» از جمله موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی در ایران است. یافته‌ها نشان می‌دهد زندگی روزمره نخبگان ایرانی اسیر مثلث ناکارآمدی در سه قلمرو اقتصاد، دانشگاه، فرهنگ-سیاست است. زندگی روزمره نخبگان اسیر ناکارآمدی‌های چندگانه در قلمروهای مختلف است که همه این‌ها موانع ماندگاری نخبگان را تشکیل می‌دهد. همچنین نخبگان در کشاکش بین سلطه‌گری اقتصاد در زندگی روزمره و پیگیری دغدغه‌های فرامادی زیست می‌کنند.