دوره و شماره: دوره 16، شماره 64، پاییز 1404 
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

سنجش شاخص رفاه اجتماعی و تاثیر ارزش افزوده بخش کشاورزی بر رفاه در ایران

صفحه 1-30

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.75030.2510

محمدحسین کریم، حسین امیری، مهدی سراوانی

چکیده یکی از اهداف اصلی توسعه و پیشرفت اقتصادی، دستیابی به سطح رفاهی بالاتر است. رفاه اجتماعی می‌تواند به‌عنوان یکی از اهداف برنامه‌ریزی، معیاری برای سنجش شرایط توسعه کشور قلمداد شود. در این مقاله با استفاده از شاخص رفاه اجتماعی آمارتیاسن و ضریب جینی اقدام به بررسی نابرابری و رفاه اجتماعی بر سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی برای استان‌های ایران طی سال‌های 1389 تا 1398 شده است. متغیرهای تحقیق شامل تولید ناخالص داخلی، ارزش افزوده بخش‌های کشاورزی، صنعت و خدمات و ضریب جینی است. نتایج نشان می‌دهد استان‌های ایلام، بوشهر، تهران، خوزستان، سمنان، قزوین، کهگیلویه و بویراحمد، مرکزی و یزد تغییرات رفاهی بالاتری نسبت به میانگین کل استان‌ها داشته‌اند و استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، اصفهان، البرز، چهارمحال‌وبختیاری، خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، زنجان، سیستان و بلوچستان، فارس، قم، کردستان، کرمان، کرمانشاه، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، هرمزگان و همدان تغییرات رفاهی پایین‌تری نسبت به میانگین استان‌ها داشته‌اند. همچنین در استان‌های اردبیل، ایلام، خراسان‌های رضوی و جنوبی، سمنان، سیستان بلوچستان، فارس، قزوین، قم، کردستان، کرمان، کرمانشاه، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، مرکزی، همدان و یزد باتوجه‌به تأثیر مثبت ارزش افزوده بخش کشاورزی بر رفاه اجتماعی، حوزه کشاورزی و خدمات این استان‌ها در افزایش سطح رفاه موفق‌تر از بخش صنعت بوده است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

نقش دانش‌ حرفه‌ای در اشتغال فارغ‌التحصیلان روابط عمومی

صفحه 31-64

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.87566.2705

حسین علی افخمی

چکیده حسین علی افخمی*
چکیده
تحولات شگرف و شتابان در زمینه فناوریهای ارتباطی، تغییر در انتظارات ذی‌نفعان و مخاطبان، و رقابت روزافزون بین سازمان‌ها، نقش روابط عمومی را به‌مثابه یکی از ارکان راهبردی در سازمان‌ها برجسته‌تر می کند. از این رو، موفقیت در این جایگاه شغلی نیازمند برخورداری از مجموعه‌ای از دانش‌های عمومی و تخصصی است که بتواند فرد را برای مواجهه با شرایط پیچیده محیطی و سازمانی جدید آماده سازد. پژوهش حاضر با هدف شناخت ابعاد دانش‌های ضروری برای کسب موفقیت شغلی در حرفه روابط عمومی در ایران انجام شده است.
در این پژوهش با بهره گیری از تکنیک مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته در گفتگو با شاغلان باتجربه در واحدهای روابط عمومی سازمان‌های دولتی و غیردولتی، ابتدا دیدگاههای آنها گردآوری شد. سپس متن مصاحبه ها تحلیل محتوا شد و مضمون‌های استخراج‌شده در قالب دو دسته اصلی شامل «دانش‌های عمومی» و «دانش‌های اختصاصی» دسته‌بندی گردید.
نتایج بدست آمده نشان داد که ابعاد عمومی دانش‌ نظیر حقوق، روانشناسی، ارتباطات، رسانه‌ها، سیاست، جغرافیا، مدیریت، اخلاق حرفه‌ای و ادبیات، از نظر شاغلان باید برای همه دانشجویان روابط عمومی الزامی باشد. در مقابل، دانش‌هایی همچون بازاریابی، برنامه‌نویسی، اقتصاد و شناخت زیست‌بوم شغلی، بیشتر برای موقعیت‌های تخصصی یا سازمان‌های خاص توصیه می-شود. پژوهش حاضر با ارائه تصویری از نیازهای دانشی واقعی شاغلان، می‌تواند به بهبود سیاست‌گذاری در حوزه آموزش و رشد حرفه‌گرایی در روابط عمومی کمک کند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

نقش رضایت شغلی و کیفیت زندگی کاری بر میل به مهاجرت پرستاران به خارج از کشور (مورد مطالعه: پرستاران بیمارستان نفت اهواز)

صفحه 65-93

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.83193.2633

محمد علی طالبی، عبدالرضا احمدی اتویی، حدیث قنبری بیرگانی

چکیده با ظهور بیماری کووید-19 تلاش برای جذب پرستاران از کشورهای با درآمد پایین افزایش یافت. گزارشات در ایران نیز بیانگر افزایش تمایل به مهاجرت پرستاران است. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش رضایت شغلی و کیفیت زندگی کاری بر میل به مهاجرت پرستاران به خارج از کشور طراحی شده است. این پژوهش از منظر هدف کاربردی و روش تحقیق مورد استفاده در آن از نوع روش ترکیبی است که در آن به ترتیب از روش تحلیل محتوا و پیمایش استفاده شده است. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل پرستاران مشغول در بیمارستان نفت اهواز در سال 1402 بود که به صورت تصادفی تعداد 13 نفر با روش نمونه گیری هدفمند مورد شناسایی و مصاحبه از آنان به عمل و با نرم افزار MAXQDAکدگذاری و تحلیل گردید. در بخش کمی روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بوده که با توجه به جدول مورگان در نهایت 186 نفر به پرسشنامه‌ها پاسخ دادند. برای تحلیل داده‏ها از روش تحلیل اکتشافی و نرم‌افزار SPSS استفاده گردید. با بررسی مصاحبه‌ها، 112 کد شناسایی شدند که از عوامل بازدارنده مهاجرت افراد یادگیری زبان، از بین رفتن شبکه‌های دوستان، رها کردن خانواده و منابع کسب اطلاعات در خصوص مهاجرت دوستان و فضای مجازی و سه کشور مورد علاقه انگلستان، کانادا و دانمارک بوده و عوامل اقتصادی نیز جزء شاخص ترین عواملی است که افراد تمایل به مهاجرت دارند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

مدل سازی و تبیین اثربخشی فرهنگ اعتماد بر ارزشهای اجتماعی توسعه پایدار (مورد مطالعه: ساکنین شهر شیراز)

صفحه 93-132

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.81798.2617

مصطفی علیزاده آرند، جهانگیر جهانگیری، منصور طبیعی، اصغر میرفردی

چکیده فرهنگ اعتماد بیانگر ویژگی های فرهنگی هر جامعه است که باعث اعتماد یا بی اعتمادی افراد می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فرهنگ اعتماد(شامل جهت‌گیری معطوف به آینده، فعال گرایی، ثبات اجتماعی، اعتماد نهادی و آشنایی با محیط اجتماعی) بر ارزش‌های اجتماعی توسعه پایدار( شامل مدارا، مشارکت سیاسی و آزادی مداری) در شهر شیراز انجام شد. روش‌شناسی تحقیق مبتنی بر یک مدل مفهومی بود که به کمک نرم‌افزارهای SmartPLS و SPSS تحلیل شد. داده‌های مورد استفاده در این تحقیق از طریق پرسشنامه محقق ساخته میان نمونه‌ای به تعداد 390 پاسخگو از شهروندان شهر شیراز جمع‌آوری گردید و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که فرهنگ اعتماد تأثیری مثبت بر ارزش‌های اجتماعی توسعه پایدار دارد. مقدار این تأثیر با ضریب ۳۸/۰ نشان داد که فرهنگ اعتماد به مقدار 15 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می‌نماید. همچنین یافته‌ها نشان داد که میزان فرهنگ اعتماد در جامعه مورد مطالعه بر اساس بعد خلقیات شخصی، بالا و در بعد ساختاری پایین بود. درنتیجه، متغیر فرهنگ اعتماد رابطه‌ای مستقیم با متغیر وابسته دارد. به عبارتی، هر چه فرهنگ اعتماد در میان افراد جامعه بیشتر باشد، ارزش‌های اجتماعی توسعه پایدار نیز در جامعه تقویت خواهد شد.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

زنان کاربر اینستاگرام و رفاه ذهنی متزلزل

صفحه 133-169

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.84249.2657

هانیه فاضلی بقا، حمیده دباغی

چکیده اینستاگرام با تمرکز بر محتوای بصری و ویدیویی، به یکی از تأثیرگذارترین پلتفرم‌های اجتماعی تبدیل شده است. بخش بزرگی از این محتوا توسط سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها تولید می‌شود که با نمایش زندگی شخصی و حرفه‌ای خود، بر نگرش و سبک زندگی مخاطبان تأثیر می‌گذارند. این تحقیق به فهم تجربیات زنان کاربر اینستاگرام می‌پردازد .برای دستیابی به این هدف، از رویکرد تحقیق کیفی استفاده شده است که شامل مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و نیمه عمیق برای جمع‌آوری داده‌ها و تحلیل موضوعی برای تفسیر نتایج می‌باشد. این مطالعه با 20 زن در سنین 18 تا 45 سال انجام شده که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و غیرتصادفی انتخاب شده اند تا تنوع در ویژگی‌های زمینه ای مانند تحصیلات و وضعیت تأهل حفظ شود. تحلیل مضمون مصاحبه‌ها به شناسایی یک مضمون اصلی: "رفاه ذهنی متزلزل و بازاندیشانه" و چهار مضمون فرعی شامل: کالاشدگی زندگی، تغییر سبک زندگی، عدم احساس خوشبختی و بازاندیشی در نظام ترجیحات و 12 مفهوم انجامید. یافته‌ها نشان می‌دهد که زنان کاربر اینستاگرام به‌طور مداوم در معرض مقایسه، قضاوت و بازتعریف هویت قرار دارند. رفاه ذهنی متزلزل آن‌ها بازتاب نوعی آشفتگی روانی و ارزشی است که بازاندیشی در هویت و سبک زندگی را نه از سر آگاهی، بلکه تحت تأثیر فشارهای پنهان فرهنگ نمایش در شبکه‌های اجتماعی رقم می‌زند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

موانع و چالش‌های تأمین نیروی انسانی داوطلب در سازمان‌های مردم‌نهاد

صفحه 171-204

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.71715.2446

مهسا یحیی زاده، ندا عبدالوند، نسیم غنبرطهرانی، سعیده رجائی هرندی

چکیده با افزایش بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در دهه‌های اخیر، سازمان‌های مردم‌نهاد (سمن‌ها) به‌عنوان نهادهای کلیدی در پاسخ به این چالش‌ها مطرح شده‌اند. مدیریت اثربخش این سازمان‌ها، به‌ویژه در جذب، هماهنگی و حفظ نیروی داوطلب، نقشی تعیین‌کننده در موفقیت آن‌ها دارد. داوطلبان، به‌عنوان ستون اصلی سمن‌ها، وظایف محوری را بر عهده دارند، اما ناهماهنگی در مدیریت گروه‌های بزرگ داوطلبانه و سوءمدیریت، اغلب به ریزش نیروی انسانی منجر می‌شود. این پژوهش با هدف شناسایی موانع و چالش‌های تأمین نیروی انسانی داوطلب در سمن‌ها انجام شد. با استفاده از روش تحلیل مضمون، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با مدیران و دست‌اندرکاران ده سمن جمع‌آوری و کدگذاری شدند. یافته‌ها شامل 8 مضمون اصلی، 17 مضمون فرعی و 27 مفهوم اولیه است که چالش‌ها را در سه دسته فردی (مانند تضاد منافع داوطلب و سازمان، ویژگی‌های اخلاقی داوطلب، سختی کار داوطلبی)، سازمانی (نبود همکاری بین سمن‌ها، کمبود داوطلب مدیر، ضعف در شبکه‌سازی) و محیطی (محدودیت‌های بودجه، سیاست‌های کلی کشور، نبود متولی واحد) طبقه‌بندی می‌کند. نتایج این پژوهش، نگاشتی از جریان فرایندهای زنجیره تأمین انسانی ارائه می‌دهد که می‌تواند به بهبود مدیریت داوطلبان و کاهش اتلاف منابع کمک کند. این یافته‌ها همچنین راهنمایی برای سمن‌های نوپا فراهم می‌آورد تا با بازطراحی فرایندها، بهره‌وری نیروی انسانی را افزایش دهند.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

تبیین مفهوم به زیستی در گردشگری: با روش فراترکیب

صفحه 205-245

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.83791.2645

لیلا میرقدر، مهدی باصولی، منوچهر جهانیان

چکیده در چند دهه اخیر، مطالعات گردشگری به دلیل ماهیت چند رشته ای، هم از منظر نظری و هم روش شناختی، بیشتر بر بهزیستی متمرکز شده و بررسی بهزیستی گردشگران را در اولویت پژوهشی خود قرار داده‌ است. با گذشت چند دهه از شکل‌گیری دانش واژه‌ی بهزیستی و ورود روانشناسی مثبت‌گرا در گردشگری که صورت دانشی آن توسط پیرس مطرح شد، گسیختگی و ابهام در مفهوم بهزیستی در گردشگری وجود دارد. بنابراین از آنجا که بهزیستی می‌تواند در همه سطوح زندگی انسان تأثیرات فیزیکی و روانی بلندمدت داشته باشد، به نظر می‌رسد تعریف آن همچون یک هدف از گردشگری، اقدامی پذیرفته‌شده خواهد بود. این مقاله که از لحاظ هدف توسعه‌ای-کاربردی و از لحاظ روش کیفی است، با هدف تبیین مفهوم بهزیستی درگردشگری، از روش اسنادی و مطالعات کتابخانه‌ای به منظور گردآوری داده‌ها استفاده شده و با فراترکیب، به تحلیل نظرات نظریه‌پردازان برای شناخت مفهوم بهزیستی و ابعاد آن در گردشگری پرداخته شده است. جمعیت مورد مطالعه، تمامی پژوهش‌های مرتبط با حوزه بهزیستی در گردشگری به زبان انگلیسی از سال1990 تا 2024 می‌باشد. نتایج نشان می‌دهد، با اینکه بهزیستی هدونیک، بهزیستی ایدایمونیک، بهزیستی ذهنی، بهزیستی روانشناختی، کیفیت زندگی و در سال‌های اخیر تجربه تحول‌آفرین و معنادار به عنوان بهزیستی در مطالعات گردشگری مورد بررسی قرار گرفته و در برخی مطالعات به جای یکدیگر استفاده شده‌اند، با این حال از لحاط مفهوم و ابعاد تفاوت‌هایی با هم دارند

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

بررسی تاثیر تبلیغات دیجیتال بر جذب گردشگران در مناطق روستایی با میانجی گری تصویر ذهنی گردشگران

صفحه 247-270

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.80274.2593

مهناز صدیق، قاسم زارعی

چکیده گردشگری روستایی به‌عنوان یکی از شاخه‌های مهم صنعت گردشگری، در سال‌های اخیر مورد توجه زیادی قرار گرفته است. یکی از این چالش‌ها، عدم آگاهی گردشگران از جاذبه‌های گردشگری این مناطق است. تبلیغات دیجیتال می‌تواند به‌عنوان یک ابزار مؤثر برای رفع این چالش مورد استفاده قرار گیرد. منطقه مورد مطالعه در این پژوهش، روستای کندوان در استان آذربایجان شرقی بوده است. این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی و پیمایشی است که در آن از روش‌های آماری توصیفی (جدول توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و روش‌های استنباطی برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها استفاده شده است. در بخش آمار استنباطی به منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و تعمیم نتایج از معادلات ساختاری با کمک نرم‌افزار SPSS 26 و smartpls استفاده شده است. تمامی امتیازهای بارهای عاملی بالاتر از 0.5، آلفای کرونباخ برای هر سه ارزش اصلی مورد تأیید و بیشتر از 0.7 و ضرایب AVE نیز بیشتر از 0.5 به دست آمد و روایی گرایی و پایایی تأیید شد. در معیارهای آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تصویر ذهنی بالاترین امتیاز (900/0 و 921/0) و جذب گردشگر کمترین امتیاز (717/0 و 819/0) را به خود اختصاص داده است. جذب گردشگر با مقدار 602/0 بالاترین میانگین واریانس استخراجی و تبلیغات دیجیتال کمترین میزان را دارا است. تحلیل‌های نهایی نشان از تأثیر تبلیغات دیجیتال بر جذب گردشگران در مناطق روستایی با میانجی‌گری تصویر ذهنی گردشگران بود.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

ارائه مدل رشد فرآیند ایجاد کسب و کار جدید مبتنی بر ویژگیهای فرهنگی تیم مؤسس

صفحه 271-299

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.81642.2612

کاوه فرهادی، ۰کمال سخدری، محمد عزیزی

چکیده فرآیند ایجاد کسب و کارهای جدید و رشد آنها در مسیر توسعه کشورها از اهمیت بالایی برخوردار است کسب و کارهای شکل گرفته در نقاط مختلف جهان مسیرهای متفاوتی را برای دستیابی به موفقیت و یا در راه شکست و ناکامی پیموده‌اند. درباره این توفیق‌ها و شکست‌ها دلایل متفاوتی ذکر شده است البته بیشتر پژوهش ها تاثیر نگاه فرهنگی تیم موسس در این وقایع را کمتر مورد توجه قرار داده‌اند. به نظر می‌رسد هر زیست بومی باید مبتنی بر ویژگی های فرهنگی خود مدل رشدی برای کسب و کارهای جدید طراحی کند که منطبق با فرهنگ بومی آن کشور باشد. این مقاله با نشان دادن این تفاوت ها در رویکرد مشارکتی، تصمیم گیران و کارآفرینان را به سمت الگویی موثرتر جهت ایجاد کسب و کار جدید و رشد آن سوق داده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از منظر روش گردآوری اطلاعات، کیفی می باشد. این پژوهش با استفاده از روش مطالعه موردی چندگانه با تلفیقی از روش مطالعه کتابخانه ای به همراه مصاحبه های عمیق با کارآفرینان موفق صاحبان چهارده کسب و کار کسب و کار نوپای موفق و ناموفق در استان تهران صورت گرفته است و عوامل تاثیرگذار فرهنگی در رشد احصا شده و بعد از کدگزاری این مصاحبه ها مدل رشد متناسب با متغیرهایی با تاکید بر مفاهیم کهن مشارکتی در ایران مانند خودیاری، همیاری و دگریاری احصا شده است.

توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی

شناخت و سنجش مولفه‌های تشدیدکننده فقر شهری در منطقه ۸ تهران

صفحه 301-336

https://doi.org/10.22054/qjsd.2025.75186.2513

محمدحسین بوچانی، مهرنوش حسن زاده، حسن امیریان

چکیده شهرهای قرن بیست و یکم بدونِ تردید با چالش‌های بزرگی مواجه خواهند بود که یکی از مهمتـرین آنها تمرکز فقر در آنهاست. حال این سوال پیش می آید که با توجه به شرایط ویژه شهرها چه عوامل و ابعادی را می توان به عنوان عوامل تشدیدی فقر مطرح کرد. سپس با استفاده از دیدگاه خبرگان حوزه‌های مختلف که کاملاً مشرف بر وضع موجود مناطق تهران در حوزه تخصصی خود بوده‌اند و نیز مطالعات تطبیقی، ابعاد و مؤلفه‌های نهایی نگارندگان ارایه شد و با تحلیل پرسش‌نامه‌ها و انجام مطالعات و محاسبات لازم میزان فقرشهری منطقه8 تهران را در ابعاد و مؤلفه‌های مختلف مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفت. با توجه به نتایج حاصل‌شده، مطابق تحلیل و محاسبات آماری و مطالعات انجام یافته، مقدار میانگین فقر شهری برای بعد اقتصادی02/3، بعد مدیریتی62/2، بعد ساختاری-کالبدی51/2، بعد اجتماعی11/2 و بعد فقر قابلیتی 18/2 می‌باشد. میزان میانگین فقر شهری منطقه8 تهران نیز برابر 42/2 می‌باشد(پایین‌تر از 3) که نشان می-دهد در مجموع خبرگان بر این نظر اعتقاد دارند که منطقه8 تهران از لحاظ فقر شهری در وضعیت کاملاً مطلوبی نیست. که طبق رتبه‌بندیANP به ترتیب اقتصادی، اغتشاش مدیریتی، کالبدی، اجتماعی و فقر قابلیتی حائز بالاترین رتبه فقر شهری در منطقه8 تهران شده‌اند، و شاخص فقر که از شاخص های بعد اقتصادی رویکرد فقر شهری منطقه 8 می‌باشد، دارای بیشترین وزن و امتیاز دریافتی از متخصصین می‌باشد.