دوره و شماره: دوره 3، شماره 13، زمستان 1391، صفحه 1-265 

تبیین نگرش مردم ایران نسبت به بخش تعاون و شرکت‌های تعاونی

صفحه 1-41

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.826

محسن نیازی، محمد گنجی، محمد کارکنان نصر آبادی

چکیده
این پژوهش باهدف بررسی نگرش مردم به تعاون و شرکت‌های تعاونی در ایران انجام شده است. روش تحقیق آن پیمایش و شیوه نمونه‌گیری، در انتخاب استان‌ها وشهرستان‌ها، تصادفی ساده و در انتخاب پاسخگویان سهمیه‌ای و متناسب با گروه‌های شغلی بوده است. حجم نمونه مقتضی براساس فرمول کوکران 1550 نفر محاسبه شده است. کنکاش در ویژگی‌های جامعه آماری بر اساس پرسشنامه طراحی شده دارای روایی، منجربه نتایج متعددی شده که برخی از آنها عبارتند از: در کل میزان آگاهی بیشتر پاسخگویان از برنامه­ها و عملکرد تعاونی و میزان مشارکت بیشتر آنها در حد متوسط روبه پایین بوده است. بیشتر پاسخگویان دارای نگرش مثبت به تعاون و تعاونی‌ها می‌باشند. میانگین فردگرایی افراد پایین‌تر از حد متوسط طیف، میانگین تقدیرگرایی بیشتراز حد متوسط طیف، میانگین آینده‌نگری کمتر از حد متوسط طیف و میانگین نوگرایی پاسخگویان کمتر از حد متوسط طیف می‌باشد. در کل، میانگین نمره پاسخگویان به سوالات سرمایه اجتماعی، پایین تر از حد متوسط طیف است. نگرش زنان و مردان به تعاون و تعاونی‌ها تفاوت معناداری ندارد. با افزایش سن پاسخگویان شاهد افزایش میزان نگرش مثبت به تعاون می‌باشیم. متاهلین نسبت به مجردان نگرش مثبت‌تری به تعاون و تعاونی دارند. افراد ساکن در شهرها نسبت به ساکنان روستایی، دارای نگرش مثبت‌تری به تعاون هستند. با افزایش فردگرایی در افراد، نگرش مثبت آنان نسبت به تعاون کاهش می­یابد. بین سایر ویژگی‌های شخصیتی همانند تقدیرگرایی، آینده‌نگری و نوگرایی با نگرش به تعاون رابطه معنادار دیده نمی‌شود. میزان سرمایه اجتماعی افراد دارای رابطه مستقیم و معنادار با نگرش مثبت به تعاونی است و این رابطه در مشارکت اجتماعی بیشتر از اعتماد، دیده می‌شود. در مجموع براساس رگرسیون چندمتغیره، دو متغیر فردگرایی و سرمایه اجتماعی، 27 درصد از تغییرات نگرشی پاسخگویان به تعاونی را تبیین می‌کنند. اثر فردگرایی بر نحوه نگرش به تعاونی منفی و برابر 25- درصد و اثر سرمایه اجتماعی 15 درصد است. بنابراین میزان فردگرایی اثر منفی و غیرمستقیم  و سپس سرمایه اجتماعی اثرمستقیم و معنا­دار به نگرش مثبت درباره تعاون و تعاونی در مدل رگرسیونی دارند.
 

تحلیل گفتمان سه برنامه توسعه با رویکردی به مسائل زنان و خانواده

صفحه 41-75

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.827

محمدتقی کرمی قهی

چکیده
توجه به مسائل زنان و خانواده در برنامه‌های توسعه یکی از الزامات و سیاست‌های توسعه به شمار می‌آید. یکی از پیش شرط‌های لازم جهت طراحی الگوی بومی‌توسعه در ایران، نگاه انتقادی به برنامه‌های پیشین توسعه در ایران است. در این مقاله با مروری بر دیدگاه‌ها و نظریات عمده درباره توسعه و با تأکید بر مسئله زن و خانواده، به تحلیل گفتمان برنامه سوم، چهارم و پنجم توسعه پرداخته شده است.در تحلیل گفتمان تلفیقی، از رویکردهای لاکلا، موف و فرکلاف استفاده شده است. برنامه توسعه سوم و چهارم به گفتمان اصلاح طلب و برنامه توسعه پنجم به گفتمان اصولگرا نسبت داده شده است. تأکید گفتمان اصلاح طلب بر نشانه‌های "اصلاحات"، "توسعه سیاسی" و "جامعه مدنی" است، اما در مقابل، تأکید گفتمان اصولگرا بر نشانه‌هایی چون: "قانون اساسی"، "توسعه اقتصادی"، "عدالت"، "ارزش‌های دینی و اخلاقی" و "استقلال" است. گفتمان اصلاح طلب در حوزه مربوط به توسعه جنسیتی تلفیقی از رویکردهای توانمندسازی و جنسیت و توسعه را نمایندگی می‌کند؛ اما، گفتمان اصولگرا با نگاهی انتقادی به رویکردهای عمده در نظریات توسعه تلاش در جهت نظریه‌پردازی بومی ‌در حوزه مسائل زنان و خانواده با رویکرد خانواده گرایی دارد.
 
 

مطالعه کیفی فرهنگ آپارتمان‏نشینی در شهر همدان

صفحه 75-115

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.828

احمد محمدپور، جلیل کریمی، شعبان ولیزاده

چکیده
هدف جستار بررسی مردم‏شناختی فرهنگ آپارتمان‏نشینی در شهر همدان است. چارچوب نظری مطالعه مبتنی بر رویکرد انسان‏شناسی فضا و مسکن آموس راپاپورت است. میدان مورد مطالعه سه مجتمع مسکونی در شهر همدان، یعنی مجتمع‏های آپارتمانی «سعیدیه، مدنی و بوعلی» است. بدین منظور با «مطلعان کلیدی» شامل هیئت مدیره، نگهبانان، کادر خدماتی و 40 نفر از ساکنان این سه مجتمع مصاحبه‏ نیمه‏ساخت‏یافته انجام شده است. روش اجرای تحقیق، مردم‏نگاری میدانی بوده، داده‏ها با دو فن مصاحبه و مشاهده‏ مستقیم گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شده‏اند. یافته‏های مطالعه نشان می‌دهد که در شهر همدان، با توجه به مهاجرت بی‏رویه‏ از روستاها و شهرهای کوچک به مرکز استان، زندگی آپارتمان‏نشینی رونق یافته و همزمان بر مسائل آن نیز افزوده شده است. توسعه‏ نامتوازن و بدون برنامه و در نتیجه آسیب‏زای فرآیند آپارتمان‏نشینی، مشکلات رفتاری، تعاملی و فرهنگی از مشخصه‏های شیوه زندگی آپارتمان‏نشینی در همدان محسوب می‌شوند.
 

بررسی عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی ساکنین در تحقق طرح‌های توسعه شهری«نمونه موردی: پیاده راه سازی حوزه تاریخی شهر تهران منطقه 12»

صفحه 115-158

https://doi.org/10.22054/qjsd.2012.3317

افسانه ادریسی، مرجان شجاعی

چکیده هدف‌ این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی کسبه بافت تاریخی شهر تهران (منطقه 12) در تحقق طرح‌های شهری (پیاده راه سازی) است. روش مورد استفاده در‌ این پژوهش کمّی ‌و پیمایشی است و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. حجم نمونه این تحقیق 155 نفر بوده که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای توام با روش تصادفی انتخاب شده‌اند. چارچوب مفهومی ‌این تحقیق، تلفیقی است از مفاهیم موجود در آراء نظریه پردازانی چون پارسونز، هومنز، لرنر، دال، امرسون، لیپست، گیدنز و کلمن در باب مشارکت اجتماعی و نیز دیدگاه کسانی چون لوهمان، اُفه، پاکستون و گیدنز در مورد اعتماد. از نظریه دورکیم،‌هالبواکس و ریکور نیز پیرامون موضوع خاطرات جمعی در این تحقیق استفاده شده است.
از آنجایی که بخشی از این تحقیق درمورد نقش رابطه اجتماعی و همچنین انگیزه اقتصادی در فرایند مشارکت است سعی شده است از نظریات پارسونز، زیمل وتونیس و نظریه کنش عقلانی نیز استفاده شود. این پژوهش بدنبال فهم رابطه بین مشارکت اجتماعی (متغیروابسته) با مقولاتی چون خاطره جمعی، انگیزه اقتصادی، اعتماد و رابطه اجتماعی به عنوان متغیرهای اصلی و نوع شغل، مالکیت، موقعیت مکانی مغازه، تحصیلات و درآمد به عنوان متغیر فرعی است. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون و سایر آزمون‌ها نشان می‌دهد به غیر از «متغیر مالکیت» رابطه معناداری میان متغیرهای یاد شده و مشارکت وجود دارد. نتایج حاصل از آزمون چند متغیره نیز نشان داد که متغیرهای مستقل مجموعاً 59 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می‌کنند که در‌ این میان «انگیزه اقتصادی» سهم بیشتری را نسبت به سایر متغیرها به خود اختصاص داده است. نتایج‌ این تحقیق بطور کلی نشان می‌دهد که مشارکت اجتماعی در بین کسبه بافت تاریخی تهران، به عنوان یک عنصر تاثیرگذار در محیط اجتماعی شناخته شده است و کسبه درک مناسبی از اهمیت مشارکت اجتماعی در محل کسب و کار خود دارند.
 

بررسی سرمایه اجتماعی کاربران اینترنتی در فضای سایبر و غیر سایبر(مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز)

صفحه 159-190

https://doi.org/10.22054/qjsd.2012.3321

علی حسین حسین زاده، محمدعلی مومبینی، شهروز فروتن کیا

چکیده اینترنت به مثابه یک رسانه با رشد حیرت انگیز در سال‌های اخیر، تاثیر بسزایی بر زندگی اجتماعی انسان داشته است. در این مقاله سعی بر آن است تا نقش اینترنت بر سرمایه اجتماعی کاربران در فضای سایبر و غیرسایبر بررسی شود. سرمایه اجتماعی در فضای سایبر و غیر سایبر با ابعاد ارتباطی و حمایتی در نظر گرفته شده است. روش بررسی در این ­تحقیق، پیمایشی و ابزار سنجش پرسشنامه می­باشد. نمونه تحقیق شامل 313 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز است که از طریق نمونه­گیری طبقه­ای انتخاب شده­اند. یافته‌های تحقیق نشان می­دهد که از سویی میان میزان ساعت استفاده از اینترنت و استفاده اجتماعی از اینترنت با سرمایه اجتماعی (ارتباطی، حمایتی) در فضای سایبر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و از سوی دیگر میان میزان ساعت استفاده از اینترنت و سرمایه اجتماعی در فضای غیر سایبر رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد و همچنین میان استفاده اجتماعی از اینترنت با سرمایه اجتماعی (ارتباطی، حمایتی) در فضای غیر سایبر رابطه معناداری وجود ندارد. یافته‌های تحقیق همچنین نشان می‌دهد میان سرمایه اجتماعی در فضای سایبر و سرمایه اجتماعی در فضای غیر سایبر رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد که نشانگر این امر است که با افزایش سرمایه اجتماعی در فضای سایبر سرمایه اجتماعی در فضای غیر سایبر کاهش پیدا می­کند.
 

مدل‌یابی موانع کارآفرینی سازمانی در بانک‌ رفاه کارکنان استان مازندران

صفحه 191-222

https://doi.org/10.22054/qjsd.2012.3324

محمدمهدی پرهیزکار، علی اکبر آقاجانی افروزی، محمدولی درینی

چکیده توسعه و ترویج کارآفرینی در جامعه، با حمایت و پشتیباتی دولت و سازمان‌های دولتی امکان پذیر است. اما واقعیت این است که سازمان‌های دولتی زمانی می‌توانند به ترویج اثربخش کارآفرینی در جامعه کمک کنند که ابتدا خود کارآفرین باشند. به همین دلیل امروزه کارآفرینی نه تنها به عنوان یک راهکار برای درگیر شدن با چالش‌های کسب و کار، بلکه یکی از مهمترین پارادایم­های نوین اداره امور بخش دولتی محسوب می‌گردد که بر پایه‌این پارادایم، نظریه دولت کارآفرین مطرح گردیده است. در راستای توجه و اهمیت دادن به متغیر کارآفرینی و کارآفرینان بعنوان موتور رشد و توسعه سازمان‌ها و جوامع بطور عام و بانک رفاه کارکنان استان مازندران بطور خاص، این تحقیق با هدف بررسی و تبیین مدل اثرگذاری موانع کارآفرینی سازمانی در بانک‌های رفاه به منظور پاسخگویی به مسئله نامشخص بودن مدل بومی‌موانع کارآفرینی سازمانی، ضمن مروری جامع بر ادبیات موضوعی مربوط به کارآفرینی، سه متغیر داخلی، محیطی و برآیندی بعنوان موانع کارآفرینی سازمانی بانک رفاه شناسایی شدند. بر مبنای آن پرسشنامه‌ای 44 سوالی طی چهار مرحله تهیه و تنظیم شد که پایایی آن با ضریب 85/0 مورد تأیید قرار گرفت. این پرسشنامه بصورت تصادفی طبقه بندی شده در اختیار 223 نفر از پرسنل عضو جامعه آماری 528 نفری پرسنل بانک رفاه استان مازندران قرار داده شد. سپس داده‏های گردآوری شده از پرسشنامه‌های عودت داده شده در قالب روش شناسی تحقیق کتابخانه‏ای و میدانی، پس از کدگذاری وارد نرم افزارهای SPSS و Lisrel شده و مورد آزمون قرار گرفته است. نتیجه تحقیق نشان داده است که اثرگذاری هر سه مانع مورد تأیید قرار گرفته که در هر یک از متغیرها چند عامل تهدیدهای بیشتری را برای سازمان ایجاد می‌کردند.
 

تقدم میدان بر نظریه در ارائه نظریه یاریگری در ایران

صفحه 226-253

https://doi.org/10.22054/qjsd.2013.849

سیدمحمد بساطیان، مرتضی سالمی قمصری

چکیده اصولاَ فرایند نظریه‌پردازی در هر دو روش کمی و کیفی مستلزم انجام مشاهدات متعدد است. در فرایند چرخه‌ای تولید علم در هر دو روش، پیوند آشکاری بین نظریه و روش وجود دارد. پیوند بین نظریه و روش بدین‌معنی است که خلق یک نظریه تعامل مستمری است بین مشاهده، تبیین و انجام مشاهدات جدید برای آزمون تبیین اولیه. در این میان نظریه‌های برخاسته از میدان تحقیق؛ به منزله یکی از گونه‌های تحقیق، به دنبال کشف و استدلال از دل داده‌های میدانی است که ماحصل حضور محقق در میدان پژوهش است. در این روش، محقق در ارتباط نزدیک با پدیده مورد مطالعه قرار می‌گیرد و حال اگر مشاهدات خود را در عرصه میدان تحقیق با مشارکت همراه کند، با یکی کردن خود با پدیده‌ مورد پژوهش، زمینه‌ شناختی عمیق و مستحکم از پدیده را فراهم می‌کند.                
 اما روش‌شناسی کتاب انسان‌شناسی یار‌یگری  گویای سبک علمی و خاص در ارائه یافته‌های نگارنده این اثر است. بدین ترتیب که نگارنده به منظور بیان یافته‌های خود به مثابه یک مردم شناس،‏‏ بارها پل ارتباطی برای تولید علم، یعنی قیاس و استقراء را طی می‌کند؛ با استقراء شروع و با قیاس مباحث خود را کامل می‌کند. بدین‌صورت که وی از مشاهدات اولیه خود (که در نتیجه زندگی در کنار روستاییان است) برای نظریه‌سازی و از مشاهدات بعدی خود (که در نتیجه پژوهش‌های میدانی و کتابخانه‌ای است) برای نظریه-آزمایی بهره می‌گیرد.
از طرف دیگر نظریه‌پرداز نظریه یاریگری جهت آسان فهم کردن و مستدل کردن یافته‌های خود، هر دم از نردبان انتزاع پایین می‌آید و آن را با مشاهدات عینی تثبیت می‌کند. تشریح مفاهیم ذهنی با کمک مصادیق عینی منجر به سهولت درک یافته‌های نظری برای مخاطب شده است.