نشریه برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی یک نشریه با داوری بسته و دوسو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث رفاه اجتماعی پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه رفاه اجتماعی انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم رفاه اجتماعی را گزارش می دهند می باشد.
این نشریه دارای درجة علمی– پژوهشی مصوب (2197/11/3 مورخ 24/12/88) وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است و در قالب تفاهم نامة همکاری بین دانشگاههای اصفهان، الزهراء (س)، تربیت معلم، شیراز، فردوسی مشهد و محقق اردبیلی با دانشگاه علامه طباطبائی و با هدف گسترش همکاریهای علمی و پژوهشی منتشر میشود.
به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است.
نشریه مبلغ 200,000 تومان جهت داوری مقالات دریافت میکند.
از مقالاتی که پس از فرایند داوری،پذیرفته شوند،مبلغ 400/000 تومان بعنوان هزینه پردازش دریافت خواهد شد.
نشریه برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی به دو صورت چاپی و آنلاین منتشر می شود.
مهدی دل آرا، عباس عباس پور، صمد برزویان، مرتضی طاهری، حسین عبداللهی
چکیده هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر توسعه حرفهای کارکنان آموزش عالی با رویکرد دادهبنیاد بود. نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 14 نفر از صاحبنظران حوزه توسعه حرفهای جمعآوری و با استفاده از فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. مولفههای کلیدی توسعه حرفهای شامل یادگیری و رشد فردی، حمایت و ساختار سازمانی، و انطباق با تحولات فناورانه و همچنین، عوامل علی توسعه حرفهای در سه دسته منابع و زیرساختها، تعاملات و شبکهسازی، و انگیزش و فرصتها شناسایی شدند. عوامل زمینهساز شامل رفتار حرفهای کارکنان و تیپهای شخصیتی-اجتماعی و راهبردهای توسعه حرفهای در محورهای برنامهریزی و مشاوره حرفهای و انگیزش و توانمندسازی دستهبندی شدند. فناوری، پشتیبانی سازمانی و تجهیزات به عنوان عوامل مداخلهای تعیین و پیامدهای توسعه حرفهای بهبود عملکرد سازمانی، ارتقاء فرهنگ سازمانی، افزایش نوآوری و رضایت شغلی را در بر داشتند.نتایج نشان میدهند که توسعه حرفهای کارکنان میتواند بهعنوان عاملی کلیدی برای تحقق توسعه پایدار در آموزش عالی قلمداد شودو سرمایهگذاری بر ارتقای توانمندی کارکنان، زمینهساز توسعه سازمانی و به تبع آن، دستیابی به اهداف کلان توسعه پایدار در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خواهد بود. لذا پیشنهاد میشود تقویت زیرساختهای فناوری، برنامههای مشاوره تخصصی و نهادینهسازی فرهنگ یادگیری در سازمانها، بهعنوان راهبردی بنیادین در مسیر تحقق همزمان توسعه حرفهای و توسعه پایدار دنبال شود.
واژگان کلیدی: توسعه حرفهای کارکنان، آموزش عالی، توسعه پایدار
کیمیا واعظی، منصور فتحی، حجت الله میرزایی، حمیده عادلیان راسی
چکیده نظر به اینکه اشتغال غیررسمی پیامدهای متعددی بر فقر و توزیع درآمد برجای میگذارد، لذا شناخت عوامل موثر بر آن اهمیت مییابد؛ بنابراین هدف از مطالعه حاضر شناخت عوامل موثر بر اشتغال غیررسمی در مناطق مرزی ایران بود. این مطالعه فراترکیب با روش شش مرحلهای والش و دان (2005) انجام گرفت. 2024 مقاله از پایگاههای مختلف داده بازیابی شد که از این تعداد 15 مقاله مطابق با اهداف پژوهش مورد استفاده قرارگرفت. یافتهها نشان داد که عوامل مختلفی از جمله ماهیت مشاغل غیررسمی، شرایط فرهنگی- اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل نهادی، وضعیت جغرافیایی و عوامل برون مرزی در اشتغال غیررسمی در مناطق مرزی ایران نقش دارد. نتایج حاکی از آن بود عواملی که افراد را به کار غیررسمی ترغیب میکند، متنوع و ناهمگن هستند. این ناهمگونی نه تنها از ماهیت مشاغل غیررسمی بلکه از عواملی که زمینهساز و ایجاد کننده اشتغال غیررسمی در مناطق مرزی هستند ناشی میشود، بنابراین لازم است در زمینه ایجاد فرصتهای اشتغالزایی، بهبود محیط کسب و کار، تغییر رویکرد نهادهای متولی و بهبود روابط کشورهای همسایه در خصوص تقویت سیاستگذاری تجاری در مناطق مرزی تدابیری اندیشیده شود. بنابراین لازم است در زمینه ایجاد فرصتهای اشتغالزایی، بهبود محیط کسب و کار، تغییر رویکرد نهادهای متولی و بهبود روابط کشورهای همسایه در خصوص تقویت سیاستگذاری تجاری در مناطق مرزی تدابیری اندیشیده شود.
چکیده مشارکت افراد دارای معلولیت در سیاستگذاری عمومی از ارکان اساسی عدالت اجتماعی و توسعه پایدار است. اسناد بینالمللی مانند «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت» بر ضرورت مشارکت معنادار این افراد در فرایندهای تصمیمسازی تأکید دارند، اما شواهد جهانی حاکی از وجود چالشهای ساختاری و فرهنگی در تحقق آن است. این پژوهش با هدف شناسایی الگوها، موانع و راهکارهای ارتقای مشارکت افراد دارای معلولیت در سیاستگذاری، با روش مرور نظاممند کیفی و رویکرد فراترکیب انجام شد. تحلیل دادهها بر اساس الگوی هفتمرحلهای باروسو و ساندلوسکی(2006) و مطابق با دستورالعمل PRISMA 2020 صورت گرفت. جامعه پژوهش شامل مقالات علمی منتشرشده بین سالهای 2001 تا 2025 در پایگاههای معتبر داخلی و بینالمللی بود که در نهایت 47 مطالعه واجد شرایط برای تحلیل انتخاب شد. فرایند کدگذاری با استفاده از نرمافزار NVivo انجام شد و برای تعیین پایایی روش فراترکیب از روش پایایی بین کدگذاران استفاده شد. مقدار شاخص کاپای کوهن به دستآمده(78/0) نشاندهندۀ پایایی قابل قبول بین کدگذاران بود. تحلیل یافتهها نشان داد مشارکت افراد دارای معلولیت در سیاستگذاری در قالب الگوهای مستقیم، نهادی، مشورتی و فناوریمحور تحقق یافته است. با این حال، تداوم موانع قانونی، نگرشی، اقتصادی و بینسازمانی مانع از مشارکت برابر و مؤثر میشود. بر اساس نتایج، اصلاح ساختارهای نهادی، بهرهگیری از فناوریهای دسترسپذیر و آموزش سیاستگذاران از راهکارهای کلیدی ارتقای مشارکت معنادار است. واژگان کلیدی: افراد دارای معلولیت، حقوق معلولان، مشارکت، سیاستگذاری اجتماعی، فراترکیب.
پری ناز بیدل، علی یوسفی، احمد رضا اصغر پور ماسوله، فرنوش فلاح پور
چکیده تابآوری اجتماعی– اکولوژیک مفهومی کلیدی در درک پویایی جوامع وابسته به منابع طبیعی است که توانایی یک سیستم را برای جذب اختلالات، سازگاری با تغییرات و بازسازماندهی در مسیر دستیابی به وضعیت مطلوبتر بیان میکند. این پژوهش با هدف شناسایی بنیانهای نظری و روششناختی مطالعات مربوط به تابآوری در جوامع مبتنی بر منابع، با بهرهگیری از مرور نظاممند و چارچوب پریزما انجام شد. بدین منظور ۲۰ مورد مطالعهی معتبر بینالمللی در بازهی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ تحلیل گردید. یافتهها نشان داد که اغلب پژوهشها بر رویکرد تکاملی و نظریه چرخهی تطبیقی استوارند و تابآوری را فرآیندی چندبعدی شامل ابعاد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی، انسانی، فرهنگی و نهادی میدانند که در چهار مرحلهی رشد، حفاظت، فروپاشی و بازسازماندهی رخ میدهد. از دید روششناختی، بیشتر مطالعات از روشهای کمی مانند تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) و مدلسازیهای مکانی مبتنی بر GIS بهره بردهاند و در مقابل، پژوهشهای کیفی با رویکرد استقرایی و تحلیل تم به واکنشهای تابآورانه جوامع پرداختهاند. نتایج حاکی از آن است که با وجود غنای نظری مدل چرخهی تطبیقی، شکاف قابل توجهی میان مفاهیم نظری و سنجش تجربی تابآوری وجود دارد و ادغام ابعاد اجتماعی، نهادی و فرهنگی در مدلهای موجود ضروری است. این مطالعه با برجستهسازی خلأ پژوهشی در زمینه تابآوری جوامع معدنی، ضرورت توسعهی چارچوبهای بومی و میانرشتهای را برای تحلیل و تقویت تابآوری در ایران پیشنهاد میکند.
چکیده دکتر فرامرز صحرایی ،دکتر اسلام کریمی ، دکتر مجتبی عباسی قادی چکیده پژوهش حاضر درصدد بررسی تاثیر رضایت مندی نسبت به کیفیت خدمات دهی بر اعتماد نهادی اعضاء صندوق های قرض الحسنه تک شعبه ای با میانجیگیری درک عدالت از سوی گیرندگان خدمت (مطالعه موردی: اعضاء صندوق قرض الحسنه شاهد) بوده است. از این منظر از راهبرد پژوهش کمی و از نوع مطالعه پیمایشی استفاده شده است. بدین ترتیب که داده های پژوهش از روی381 نفر از اعضاء صندوق قرض الحسنه شاهد در 32 منطقه خدمتی که در نیمه نخست سال1403 تسهیلات دریافت نمودند؛ با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران و شارپ و نیز روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده بودند؛ گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که شاخص کل متغیرهای اعتماد نهادی اعضاء با میانگین 36.638 ( و با خط برش24 )، رضایت مندی اعضاء با میانگین84.564 (و با خط برش63) و نیز درک عدالت از سوی اعضاء با میانگین27.357 ( و با خط برش18 ) در سطح مطلوبی قرار دارند. علاوه بر آن، یافته های استنباطی تحقیق و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل تجربی ساختاری(مسیر) و اندازه گیری انعکاسی رضایت مندی اعضاء ایثارگری نسبت به کیفیت خدمات دهی صندوق قرض الحسنه شاهد از برازش و همانندی لازم با مدل نظری برخوردار می باشد.
چکیده میزان مشارکت اجتماعی افراد جامعه به طور چشمگیری در تحقق زندگی بهتر و ایجاد جامعه توسعهیافتهتر تأثیر دارد . این مشارکت، خصوصاً اگر به صورت سازمانیافتهای انجام شود، از بیاعتنایی، تکروی و از خودبیگانگی اجتماعی و فرهنگی جلوگیری میکند؛ سبب کاهش نابرابری اجتماعی میشود؛ و نیروی همبستگی و وحدت ملی را تقویت میکند. تشکلهای مردمنهاد با جلب مشارکت عمومی در راستای اهداف بشردوستانه و کاهش آسیبهای اجتماعی گام برمیدارند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چه مسائل و چالشهایی مانع این مشارکت مردمی و در نتیجه فاصله گرفتن سازمانهای غیردولتی از اهداف مهم خود میشود. روش مورد استفاده در این پژوهش مبتنی بر روششناسی کیفی و از نوع «تحلیل مضمون» میباشد. برای جمعآوری دادهها در این پژوهش با 27 نفر از فعالان مدنی، با سابقه همکاری با سازمانهای مردمنهاد با روش نمونهگیری هدفمند مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته صورت گرفت و در نهایت تعدادی مضمون پایه، سازماندهنده و فراگیر بدست آمد. طبق یافتهها چهار دسته مسئله شامل «چالشهای ساختاری/ محیطی»، «چالشهای سازمانی/ پیرامونی»، «چالشهای راهبردی»، «چالشهای پیامدی» احصاء شد. همچنین اصلیترین چالش پیش روی سمنها برای جلب مشارکت عمومی به عنوان مضمون محوری «همراهسازی ناقص» نام گرفت. این پدیده بدین موضوع اشاره دارد که هرچند سمنها افرادی را با خود همراه ساخته و با کمک آنها سعی در کاهش آسیبها و مسائل اجتماعی دارند، اما این همراهی نه عموم جامعه بلکه گروههای معدودی را درگیر مینماید.
چکیده پژوهش حاضربا هدف تدوین مدل کیفی امید اجتماعی ایثارگران استان کردستان انجام شده است. روش تحقیق کیفی و باشیوه تحلیل تم (مضمون) اجرا شده است. جامعه هدف در پژوهش جامعه ایثارگران استان کردستان می باشد .روش پژوهش برحسب هدف کاربردی؛ برحسب نوع داده، کیفی از نوع اکتشافی می باشد. یافته های پژوهش برپایه مصاحبه نیمه ساختاریافته با نخبگان ،تم های اصلی و فرعی بر اساس کد گذاری ها وتحلیل تم ومضامین استخراج شده است . در مرحله اول با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان خبره و اساتید دانشگاه و ایثارگران و جانبازان به تعداد 20نفر به روش هدفمند تا مرحله اشباع نظری به شناسایی مولفه های موثر بر تدوین مدل کیفی امید اجتماعی ایثارگران استان کردستان پردازش گردید. با استفاده از کدگذاری ،استخراج کدها و مولفه های اصلی و فرعی پژوهش تعیین گردید. جهت تجزیه و تحلیل داد ه ها از نر م افزار (MAXQDA) استفاده شده است. یافته های تحقیق بیانگر یازده(11) مولفه اصلی و(37تم فرعی)شامل: تم وضعیت اقتصادی ، تم بی عدالتی و احساس نابرابری است و تم عدم رضایت از زندگی ، بهداشت روان و پیشگیری از آسیب ها ی اجتماعی ، تم اشتغال ، تم دینداری، تم شایسته سالاری ، احساس بی قدرتی، تم امنیت ، تم اعتماد اجتماعی می باشد .
سودابه خسروپور، محمدحسین اسدی داودآبادی، امید علی احمدی، علی روشنایی
چکیده چکیده: تحقیق حاضر با هدف مطالعه نقش برنامه های توسعه بر عدالت جنسیتی و میزان توزیع فرصتهای زندگی در زنان قزوین در سال 1398 به انجام رسیده است. در این مطالعه کیفی از روش تماتیک استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش محتوای شش برنامه توسعه ای ایران و آمار و شاخص های مربوط به وضعیت زنان در استان قزوین می باشد.نمونه آماری شامل تمامی بندها و مواد محتوای شش برنامه بود که در مورد زنان یا واژه مترادف آن بود. در این پژوهش، محتوای شش برنامه توسعه ای مورد بهره برداری قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل تمانیک استفاده شد. در مرحله اول 71 کد اولیه، در مرحله دوم 26 تم فرعی و در مرحله سوم 6 تم اصلی سلامت، آموزش، اجتماعی- سیاسی، اشتغال، فرهنگی و رفاه و حمایت اجتماعی)شناسایی شد. یافته ها در خصوص وضعیت زنان استان قزوین حاکی از این است که هرچه از برنامه اول به سمت ششم حرکت می کنیم، مواد قانونی بیشتری با رویکرد جنسیتی مشاهده میشود. هر چند واقعیت های رخ داده در دوره های اجرای برنامه های توسعه با روح کلی حاکم بر برنامه همخوانی ندارد و از این لحاظ خصوصاً در عرصه اشتغال و سیاست در نقطه مقابل اهداف برنامه توسعه ای قرار گرفته است اما نمیتوان از دست آوردهای زنان در زمینه آموزش چشم پوشید.
چکیده با توجه به تشدید مخاطرات و تنشهای اجتماعی متعدد در جوامع، تبیین مفهوم تاب آوری اجتماعی و پیشرفت نظری و ارائه چارچوبهای مفهومی جدید، جهت برنامهریزی وسیاستگذاریهای دقیق در این زمینه به ضرورتی مهم بدل شده است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که مهمترین تئوریها و رویکردهای نظری مطرح شده در زمینه تاب آوری اجتماعی کدام است؟ کدام چارچوبهای مفهومی جهت تبیین ابعاد و شاخصهای این مفهوم ارائه شده است؟ این مطالعه از نوع کیفی بوده و با رویکرد مطالعه تطبیقی انجام شده است. جهت جمعآوری داده ها، مقالاتی که به مرور و دستهبندی نظری مفهوم تاب آوری و تاب آوری اجتماعی پرداخته بودند انتخاب و این دستهبندی ها با یکدیگر مقایسه شده و بر اساس شباهتها و تفاوتهای موجود، مجدداً دستهبندی و طبقهبندی شدند. نتیجه آنکه در بررسی سیرتحول نظری تابآوری، چهاردسته اصلی: ویژگیهای فردی، فرآیندی، سیستمی و روندهای نوین، معرفی شده است. مهمترین رویکردهای نظری در مفهوم تاب آوری اجتماعی نیز رویکردهای: کارکردگرایانه، سیستمی، سرمایه اجتماعی، توانمندسازی و تحولی هستند. در این نظریات مسیر تحول تابآوری از سازگاری منفعلانه در برابر بحرانها به فرصتسازی از تنشها به سمت تغییر و پیشرفت، بوده است.گونه شناسی نظری و تأمل در سیر تحولی نظریات در پیشبرد و بهرهبرداری عمیقتر از آنها راهگشا خواهد بود.
نسرین بابائیان، فائزه شمس الدین قطرم، فرزانه کمسفیدی، محمدحسین حسین بیک عراقی، فرنوش فقیهی
چکیده خودمراقبتی یکی از مؤلفههای اساسی سلامت، نقشی تعیینکننده در پیشگیری از مشکلات جسمی روانی و رفتاری ایفا میکند و در میان دانشجویان خوابگاهی از اهمیت بیشتری برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی میزان خودمراقبتی در بین دانشجویان خوابگاهی دانشگاه یزد انجام شد.مطالعه حاضربا طرح پیمایش مقطعی توصیفی در سال ۱۴۰۴ اجرا شدجامعه آماری آن را کلیه دانشجویان ساکن خوابگاه دانشگاه یزد تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای یکمرحلهای، نمونه انتخاب شد.ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته خودمراقبتی شیری و افشانی (1400) که شامل ۳۰گویه در طیف لیکرت پنجدرجه بود و ابعاد جسمی، روانی/عاطفی، اجتماعی، تفریحی، معنوی و فکری را میسنجید؛روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ تأیید شد.دادهها با بهرهگیری از روشهای آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد سطح کلی خودمراقبتی در میان دانشجویان خوابگاهی بالاتر از حد متوسط ارزیابی شد و در میان ابعاد مختلف، بعد معنوی در وضعیت مطلوب قرار داشت، بعد فکری پایینترین سطح را به خود اختصاص داد. همچنین تفاوت معناداری در میزان خودمراقبتی بر حسب اشتغال دانشجویان مشاهده شد،اما متغیرهای جمعیتشناختی دیگر رابطه معناداری با خودمراقبتی نشان ندادند.نتایج حاکی از وضعیت نسبتاً مطلوب خودمراقبتی در دانشجویان خوابگاهی بود،البته تقویت بعد فکری و روانی از طریق برنامههای آموزشی و حمایتی ضروری به نظر میرسد و میتواند به ارتقای سلامت و تابآوری دانشجویان کمک کند
چکیده مقاله حاضر مبتنی بر پژوهشی کیفی است که در آن تلاش شده تا فهم ادراک شدهی دختران مجرد شهر یاسوج از زمینهها و بسترهای اجتماعی_اقتصادی تاخیر در سن ازدواج مورد واکاوی قرار گیرد. بدین منظور با 20 دختر مجرد در شهر یاسوج که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند، مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافته صورت پذیرفته است. در مرحله تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوای کلایزی استفاده شد، مقولههای اصلی استخراج شده در مصاحبه با مشارکت کنندگان شامل: «عدم مطلوبیت اقتصادی ازدواج»، «انتظارات اجتماعی_اقتصادی تعمیمیافته» و « تغییر و تحولات ارزش ها و هنجارهای خانواده » بوده و شامل 11 مقوله فرعی «پیچیدگی شرایط اقتصادی و ترس از آینده تشکیل خانواده»، «ناکارآمدی طرح های حمایتی»، «سیطره ملاک های اقتصادی بر امر ازدواج»، «چالش های شغلی و ترس از ازدواج»، «تجملات فزاینده و دشواری تهیه جهیزیه»، «هم کفوی اقتصادی و انتظارات اجتماعی-اقتصادی از پسران»، «مطالبه توازن تحصیلی و مالی در دختران و جاماندگی پسران»، «ترس از خیانت همسر و بی اعتمادی فزاینده »، «مهریه به مثابه تضمینی برای ازدواج»، «تغییر نگرش های نسلی و کم رنگ شدن نقش خانواده» و «سایه ذائقه سازی رسانه بر امر ازدواج» می باشد. در مجموع یافتههای پژوهش حاکی از آن بود که زمینههای اقتصادی_اجتماعی تا حد زیادی سیستم محاسبهی سود و زیان در امر ازدواج را مختل نموده است.
چکیده فقر و نابرابری اجتماعی از معضلات عمده شهرهای کشورهای درحال توسعه است که به دنبال شهرنشینی شتابان رخ داده است. هدف از این تحقیق تبیین پدیده فقر شهری در مناطق جنوب و جنوب غرب شهر تهران از خلال یک پژوهش داده محور و کیفی است. بدین منظور از روش تحقیق گرندد تئوری استفاده شد. تکنیک تحقیق شامل مشاهده مستقیم، بررسی اسناد و مدارک و مصاحبه عمیق و نیمه ساختاری است. مشارکت کنندگان در تحقیق شامل سرپرستان خانوارهای فقیر ساکن در مناطق مذکور است. در مجموع تعدا 37 نفر در تحقیق مشارکت کرده اند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی است که تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. نتایج تحقیق بر اساس مدل پارادایمی در پنج محور شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار دارد. در این مبحث به راهبردها و پیامدها پرداخته میشود. بر اساس نتایج تحقیق طرد از بازار کار به عنوان مقوله مرکزی شناخته شد به گونه ای که پدیده فقر در مناطق مورد مطالعه در شهر تهران بر اساس آن تبیین می شود. نتایج نشان می دهد مهاجران فقیر روستایی به دلیل ضعف سرمایه اقتصادی و انسانی و شرایط نامساعد اقتصادی و اشتغال به روشهایی برای بقا در شهر روی اورده اند که اشتغال غیررسمی و موقتی، اسکان اشتراکی و روشهای درمان جای گزین از جمله راهبردها است.
چکیده با توجه به روند سالمند شدن جمعیت جهان و همچنین ایران، گردشگری سالمندی فرصتی حائزاهمیت در صنعت گردشگری محسوب میشود. از سوی دیگر توسعه گردشگری سالمندی منجر به افزایش کیفیت زندگی و رضایتمندی سالمندان به عنوان بخشی بزرگ از جامعه خواهد شد. جهت تحقق این امر، شناسایی ویژگیهای گردشگران سالمند اهمیت بالایی دارد زیرا این گروه سنی از لحاظ نیازها، محدودیت ها و ترجیحات کاملا متمایز از سایر گروههای سنی میباشند. علیرغم رشد صورتگرفته در تعداد پژوهشهای اینحوزه طی سالهای اخیر، همچنان با خلاء پژوهشی علیالخصوص در منابع داخلی مواجه ایم لذا این پژوهش، با نگاهی کلنگر و با هدف شناسایی مقولههای اصلی و فرعی توسعۀ گردشگری سالمندان از منظر گردشگران و ارائه چارچوبی کلی انجام شده است. جهت نیل به اینهدف، بااستفاده از مرور نظاممندِ ادبیات و اتخاذ رویکردکیفی و روش فراترکیب، پژوهشهای پیشین بررسی و تحلیل شدند و برآن اساس، مقولهها و مفاهیم موردنظر شناسایی و ارائه گردید. جهت انجام فراترکیب نیز، پس از غربالگری منابع اولیه تعداد 82 منبع انتخاب شده و پس از کدگذاری باز و محوری، کدها نهایتا در 10 مقولۀ فرعی و 4 مقولۀ اصلی شامل انگیزهها(رانشی و کششی)، محدودیتها(درونفردی، بینفردی، ساختاری)، تسهیلگرها(درونفردی، بینفردی، ساختاری) و منافعکسب شده(بهبود فاکتورهای عینی کیفیتزندگی، بهبود فاکتورهای ذهنی کیفیتزندگی) طبقهبندی شدند.
چکیده نابرابری جنسیتی یکی از پدیده هایی است که در بیشتر جوامع بشری دیده می شود و به عنوان مسئل ه ای اجتماعی، همانند سایر پدیده های اجتماعی، تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد و از سویی بر متغیرهای دیگر نیز تاثیرگذار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین نابرابری جنسیتی و توسعه فرهنگی دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی تهران انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی تهران با حجم تعداد 457381 نفر بودهاند. حجم نمونه با استفاده از شیوه نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای متناسب با حجم و تصادفی ساده برابر با 382 نفر محاسبه شده است. به منظور جمعآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته توسعه فرهنگی (57 گویه) و نابرابری جنسیتی (34 گویه) استفاده گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای Spss22 انجام گرفت. نتایج نشان داد، نابرابری جنسیتی در حالت کلی و ابعاد آن همچون (نابرابری فرهنگی، نابرابری اجتماعی، نابرابری اقتصادی، نابرابری نمادی) با توسعه فرهنگی رابطه معکوس دارند. بدین معنا که با کاهش نابرابری جنسیتی و ابعاد آن، سطح توسعه فرهنگی کاهش مییابد. . چرا که مادامی که زنان یک جامعه در وضعیت نابرابر نسبت به مردان قرار داشته باشند نمیتوان انتظار داشت که نهاد خانواده از جایگاه و استواری کافی برخوردار باشد. از سویی زنان نقش کلیدی در جامعه پذیری جنسیتی کودکان دارند.
چکیده دارو به عنوان یک نیاز حیاتی تنها یک مقوله درمانی نیست بلکه دارای ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیز هست. نظام دارویی ایران به دلیل اجرای برخی از سیاستهای بازارمحور دستخوش تحولاتی شده است که پیامد های گسترده اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی داشته است. مساله مطالعه حاضر بررسی آثار و چالشهای واگذاری حوزه دارو به عنوان یک کالای حیاتی در زندگی آحاد نیازمند به سازوکار بازار است. این پژوهش کیفی در قالب تحلیل و توصیف و دریک سطح نهادی و راهبردی ازحوزهی دارو به عنوان یک کالای درمانی انجام گرفته است. در این پژوهش به کمک روش کیفی، یعنی مطالعه اسنادی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با برخی از متخصصین این حوزه، به نقد این تحول در بازاری شدن داروپرداخته میشود. دادههای حاصل از مصاحبه و اسناد با روش تحلیل مضمون مقوله بندی میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد که بخش مهمی از قوانین و سیاست های اجرایی در حوزه دارو متاثر از اندیشه بازارسپاری است، این پیامدها شامل انحصاری شدن قدرت در دست برخی از افراد حقیقی و حقوقی، افزایش بیرویه واردات دارو، قیمتگذاری آزاد، آزادسازی در حوزه های میانی و سازمانی است. پیامدهای رفاهی این تحول آسیب های تعیینکننده بر دسترسی طبقات مختلف به ویژه دسترسی نیازمندان به داروهای درمانی گذاشته بهطوری که زمینه های نارضایتی گستردهای را بهوجود آورده است.
چکیده در سال های اخیر بر تعداد زنان سرپرستخانوار افزوده شده است و مشکلاتی که این زنان و خانواده هایشان با آن رو برو هستند موجب شده سیاست گذاران و نهادهای حمایتی به امر اشتغال و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار توجه ویژهای مبذول دارند. هر نوع مداخله اثربخشی نیازمند شناسایی چالش ها و مسائلی است که در این مسیر وجود دارد و مانع از اثربخشی اقدامات و حمایتها می گردد. به این منظور با استفاده از روش فراترکیبِ اسناد این حوزه (66 سند پژوهشی و رسمی) تحلیل و سپس مصاحبه عمیق با مطلعین و ذینفعان در سه سطح خرد (زنان سرپرست خانوار) ، میانه (مددکاران) و کلان (مدیران و تصمیمگیران) (24 نفر) انجام شد و تجزیه و تحلیل دادهها از طریق تحلیل مضمون صورت پذیرفت. یافتههای بررسی انجام شده نشان داد در چهار حوزه بسترهای آسیب زا، انواع سرمایههای معیشتی، فرایندها و ساختارها و استراتژیهای معیشتی زنان سرپرست خانوار چالشها و مسائل متعددی وجود دارد که مانع از آن میشود که مداخلات حوزه اشتغال و توانمندسازی از اثربخشی لازم برخوردار باشد. اعتبار و روایی پاسخها مورد بررسی قرار گرفت و تائید شد. در مجموع بر اساس یافتههای فراترکیب و مصاحبههای عمیق 24 چالش عمده و 104 مسئله در این چهارحوزه شناسایی شد.
چکیده مقاله حاضر، بهمنظور تحلیل شخصیت جوانان، بهمثابه عاملان مؤثر در توسعۀ اجتماعی کشور، بهویژه نخبگان جوان تنظیم شده است. نظریۀ اصلیِ این مقاله، نظریه تلفیقی و چندبُعدی «نظم اجتماعی» به روایت چلبی است؛ زیرا در آن، ملازم با بهگشت (توسعه) اجتماعی، پرورش شخصیت پیشرفته تحت نظامهای خانواده، همچنین آموزشی و آموزشگاهی (PCK) لحاظ شده است. روش انجام پژوهش، روش تلفیقیِ «سنجش اجتماعی» است. البته عمده گزارش این مقاله براساس نتایج کمّی است؛ که با تکیه بر شواهد کیفی مورد تأیید و توصیف قرار گرفتهاند. نمونه آماری متشکل از 250 دانشآموز از شهر مشهد است. گردآوری و تحلیل دادهها در وجه کمّی به روش پیمایش و تکنیکهای آماری؛ و در وجه کیفی، با بهرهگیری از تکنیکهای مشاهده و مصاحبه عمیق انجام شده است. نتایج نشان میدهد که دانشآموزان مدارس عادی در ابعاد اجتماعیِ شخصیت پیشرفته، اعم از تحمّل اجتماعی، تعهّد تعمیمیافته، وابستگی عاطفیِ عام و هوش اجتماعی، بهطور معنادار از دانشآموزان مدارس سمپاد جلوتر هستند. همچنین، مطابق مدلهای رگرسیون، سهم مراکز آموزشی در مقایسه با خانواده در تبیین تغییرات شخصیت پیشرفته در میان جوانان بیشتر است. بطوریکه متغیرهای همدلی در مدرسه، روابط معلم-شاگرد و انتظارات عامگرایانۀ معلم در شکلگیری شخصیت این جوانان نقش تقویت کننده ایفا میکنند؛ در حالیکه روابط صمیمی با مدیر مدرسه نقش تضعیف کننده در شکلگیری ابعاد اجتماعیِ شخصیت آنان دارا میباشد.