نشریه برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی یک نشریه با داوری بسته و دوسو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث رفاه اجتماعی پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه رفاه اجتماعی انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم رفاه اجتماعی را گزارش می دهند می باشد.
این نشریه دارای درجة علمی– پژوهشی مصوب (2197/11/3 مورخ 24/12/88) وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است و در قالب تفاهم نامة همکاری بین دانشگاههای اصفهان، الزهراء (س)، تربیت معلم، شیراز، فردوسی مشهد و محقق اردبیلی با دانشگاه علامه طباطبائی و با هدف گسترش همکاریهای علمی و پژوهشی منتشر میشود.
به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است.
نشریه مبلغ 200,000 تومان جهت داوری مقالات دریافت میکند.
از مقالاتی که پس از فرایند داوری،پذیرفته شوند،مبلغ 400/000 تومان بعنوان هزینه پردازش دریافت خواهد شد.
نشریه برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی به دو صورت چاپی و آنلاین منتشر می شود.
چکیده بومگردی بهعنوان یکی از ظرفیتهای کلیدی توسعه پایدار گردشگری، نقش مؤثری در ارتقای معیشت و توانمندسازی اقتصادی جوامع محلی ایفا میکند، با این حال، کیفیت اشتغال در این حوزه غالباً مغفول مانده است. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل ابعاد و مؤلفههای توسعه کسبوکارهای بومگردی مبتنی بر رویکرد کار شایسته بود. این پژوهش از نوع کیفی و با بهرهگیری از تحلیل مضمون طراحی شد. جامعه آماری شامل خبرگان و مدیران کسبوکارهای بومگردی در ایران بود و نمونهگیری به روش هدفمند انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری شد و تحلیل آنها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت تا مضامین اصلی استخراج و طبقهبندی شوند. نتایج نشان داد که ابعاد کلیدی توسعه کسبوکارهای بومگردی مبتنی بر رویکرد کار شایسته شامل اشتغال مولد، حقوق بنیادین در کار، حمایت اجتماعی، گفتوگوی اجتماعی، برابری جنسیتی و فرصتهای برابر و ایمنی و سلامت شغلی هستند که بهصورت یکپارچه کیفیت اشتغال، انگیزه نیروی کار و مشارکت فعال جوامع محلی را ارتقا میدهند. یافتهها همچنین بر ضرورت تقویت حمایتهای قانونی و اجتماعی، توانمندسازی کارکنان، نهادینهسازی شفافیت و گفتوگو، و رعایت اصول عدالت و ایمنی شغلی تأکید کردند تا پایهای مستحکم برای توسعه پایدار و عادلانه بومگردی فراهم شود. بر این اساس، ادغام رویکرد کار شایسته در مدیریت کسبوکارهای بومگردی میتواند همزمان رفاه اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی را ارتقا دهد و مسیر عملیاتی توسعه گردشگری مسئولانه را ترسیم کند.
چکیده میزان هزینههای یک سیستم، نحوه تامین این هزینهها و میزان کارائی یک سیستم از دغدغه های سیاستگذاران است. در این راستا ما به بررسی میزان هزینه و نحوه تامین مالی بخش سلامت بر میزان کارائی آنها پرداختهایم. روش این تحقیق تحلیل ثانویه دادههای نظام سلامت کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی در سال 2019 است که 25 کشور براساس مدل اسپینگ- اندرسن به عنوان نمونه انتخاب شدهاند. برای سنجش نحوه تامین مالی از سه فاکتور؛ سهم بخش دولت ، سهم بخش بیمهها و سهم پرداخت بیماران از هزینههای سلامت استفاده شده است. برای سنجش کارائی از دو فاکتور: میزان امیدزندگی و میزان مرگومیر اطفال زیر ۵ سال، استفاده شده است. برای تحلیل دادهها از نرم افزار spss و آزمونهای پیرسون، تحلیل واریانس و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. یافتهها: بین میزان پرداخت هزینه توسط دولت و هزینه سرانه سلامت با میزان کارایی بخش سلامت یک کشور رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین بین پرداخت مستقیم توسط بیمار و میزان کارایی بخش سلامت رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، بین سهم بیمه در هزینه سلامت و کارائی رابطه معناداری وجود ندارد. تامین منابع مالی از بخش عمومی بودجه و کاهش پرداخت از جیب بیماران تضمین کننده کارائی بخش بهداشت است.
چکیده با توجه به تشدید مخاطرات و تنشهای اجتماعی متعدد در جوامع، تبیین مفهوم تاب آوری اجتماعی و پیشرفت نظری و ارائه چارچوبهای مفهومی جدید، جهت برنامهریزی وسیاستگذاریهای دقیق در این زمینه به ضرورتی مهم بدل شده است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که مهمترین تئوریها و رویکردهای نظری مطرح شده در زمینه تاب آوری اجتماعی کدام است؟ کدام چارچوبهای مفهومی جهت تبیین ابعاد و شاخصهای این مفهوم ارائه شده است؟ این مطالعه از نوع کیفی بوده و با رویکرد مطالعه تطبیقی انجام شده است. جهت جمعآوری داده ها، مقالاتی که به مرور و دستهبندی نظری مفهوم تاب آوری و تاب آوری اجتماعی پرداخته بودند انتخاب و این دستهبندی ها با یکدیگر مقایسه شده و بر اساس شباهتها و تفاوتهای موجود، مجدداً دستهبندی و طبقهبندی شدند. نتیجه آنکه در بررسی سیرتحول نظری تابآوری، چهاردسته اصلی: ویژگیهای فردی، فرآیندی، سیستمی و روندهای نوین، معرفی شده است. مهمترین رویکردهای نظری در مفهوم تاب آوری اجتماعی نیز رویکردهای: کارکردگرایانه، سیستمی، سرمایه اجتماعی، توانمندسازی و تحولی هستند. در این نظریات مسیر تحول تابآوری از سازگاری منفعلانه در برابر بحرانها به فرصتسازی از تنشها به سمت تغییر و پیشرفت، بوده است.گونه شناسی نظری و تأمل در سیر تحولی نظریات در پیشبرد و بهرهبرداری عمیقتر از آنها راهگشا خواهد بود.
چکیده بهزیستی به عنوان شاخصی کلیدی در ارزیابی سلامت روانی، رضایت از زندگی و روابط اجتماعی، نقش حیاتی در کیفیت زندگی جوانان ایفا می کند. این مفهوم در بستر تحولات گسترده و پیچیده ارزش ها و ساختارهای اجتماعی، که نگرش ها و هویت های فردی و جمعی را بازتعریف میکنند، دچار تغییرات اساسی شده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش پیمایش و نمونه گیری تصادفی طبقه ای، به بررسی بهزیستی جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله استان یزد و عوامل مرتبط با آن پرداخته است. داده ها از طریق پرسشنامه و با مشارکت ۷۰۸ نفر جمع آوری شد. نتایج نشان داد که سطح بهزیستی این نمونه در بازه متوسط تا بالا قرار دارد و متغیرهایی مانند پایگاه منزلتی، دسترسی به امکانات زندگی، دین داری، فردگرایی، عام گرایی و عاملیت رابطه ای مثبت و معنادار با بهزیستی دارند. در مقابل، رگرسیون چندمتغیره نشان داد که فضای مجازی تأثیر منفی بر بهزیستی جوانان دارد. همچنین، میان متغیرهای جنسیت و تحصیلات با بهزیستی ارتباط معنادار مشاهده نشد. یافتهها نشان میدهد که بهزیستی جوانان مورد مطالعه، محصول پیچیدهای از تعامل و تعادل میان ارزشهای فردگرایی و عامگرایی است، که در بستر چالشهای اقتصادی و فرهنگی شکل میگیرد. تحقق عاملیت واقعی و ارتقای بهزیستی این نسل، مستلزم سیاستها و حمایتهای جامع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که بهطور همزمان به نیازهای فردی و جمعی پاسخ دهد.
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر عوامل اجتماعی بر رضایت از زندگی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل تمامی افراد ۱۵ سال به بالا از خانوارهای معمولی شهری و روستایی ساکن در ۲۷ شهرستان استان خوزستان بود. درنهایت با روش تصادفی سیستماتیک، از هر بلوک ۱۰ خانوار برای مصاحبه حضوری انتخاب شدند. نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی رابطه مثبت با رضایت از زندگی دارد و بیشترین اثر آن بر رضایت کلی مشاهده شد، سرمایه اجتماعی نیز با رضایت کلی و احساس مؤثر بودن رابطه مثبت و قوی دارد، در حالیکه احساس محرومیت نسبی بیشترین اثر منفی را بر رضایت از زندگی دارد، احساس آزادی با رضایت کلی زندگی همبستگی مثبت و معنادار دارد، و دینداری نیز اثر مثبت ولی نسبتاً ضعیفی بر مؤلفههای رضایت دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که حمایت اجتماعی و سرمایه اجتماعی اثر مثبت قابل توجه، احساس آزادی اثر مثبت و احساس محرومیت نسبی اثر منفی قابل توجه بر رضایت از زندگی دارند. دینداری اثر مثبت محدود اما معنادار دارد. تحلیل مسیر نیز نشان داد که حمایت اجتماعی و سرمایه اجتماعی بیشترین اثر مثبت را از طریق مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم دارند، احساس آزادی نیز اثر مثبت مستقیم و غیرمستقیم دارد، و احساس محرومیت نسبی تنها اثر مستقیم منفی قابل توجه دارد. دینداری تنها اثر مستقیم محدود دارد.
چکیده در دهههای اخیر، گسترش الگوهای برونسپاری و پیمانکاری نیروی کار در بخشهای دولتی و شبهدولتی ایران، زمینه شکلگیری اشکال جدیدی از کنش جمعی کارگری را فراهم کرده است. یکی از نمونههای مهم این فرایند، اعتراضات اپراتورهای پستهای فشار قوی برق موسوم به «کلاهزردها» است که در واکنش به وضعیت استخدامی ناپایدار، نابرابری مزدی و عدم اجرای قوانین مرتبط با طبقهبندی مشاغل شکل گرفت. مسئله اصلی پژوهش آن است که چگونه این گروه شغلی از مطالبات صنفی پراکنده فراتر رفته و به کنشگری سازمانیافته در عرصه عمومی تبدیل شده است.
این پژوهش با بهرهگیری از چارچوب نظری سیاست نزاعی و روش تحلیل گفتمان تاریخی (DHA)، اسناد، بیانیهها، مکاتبات رسمی و مطالب رسانهای مرتبط با اپراتورهای پستهای فشار قوی را تحلیل کرده است. یافتهها نشان میدهد که «کلاهزردها» با بهرهگیری از ظرفیتهای قانونی، شبکههای ارتباطی و سرمایه تخصصی خود، مطالبات صنفی را به گفتمانی اعتراضی تبدیل کردند. استراتژی اصلی آنان بر استناد به قوانین و مقررات استخدامی برای مشروعیتبخشی به مطالبات و برساخت هویت جمعی مبتنی بر نقش راهبردی آنان در پایداری شبکه برق کشور استوار بوده است. مقاله استدلال میکند که تجربه کلاهزردها نمونهای از اشکال نوین کنش جمعی کارگری در ایران است که در آن مرز میان اعتراض صنفی و جنبش اجتماعی سیال میشود.
نسرین بابائیان، فائزه شمس الدین قطرم، فرزانه کمسفیدی، محمدحسین حسین بیک عراقی، فرنوش فقیهی
چکیده خودمراقبتی یکی از مؤلفههای اساسی سلامت، نقشی تعیینکننده در پیشگیری از مشکلات جسمی روانی و رفتاری ایفا میکند و در میان دانشجویان خوابگاهی از اهمیت بیشتری برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی میزان خودمراقبتی در بین دانشجویان خوابگاهی دانشگاه یزد انجام شد.مطالعه حاضربا طرح پیمایش مقطعی توصیفی در سال ۱۴۰۴ اجرا شدجامعه آماری آن را کلیه دانشجویان ساکن خوابگاه دانشگاه یزد تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای یکمرحلهای، نمونه انتخاب شد.ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته خودمراقبتی شیری و افشانی (1400) که شامل ۳۰گویه در طیف لیکرت پنجدرجه بود و ابعاد جسمی، روانی/عاطفی، اجتماعی، تفریحی، معنوی و فکری را میسنجید؛روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ تأیید شد.دادهها با بهرهگیری از روشهای آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد سطح کلی خودمراقبتی در میان دانشجویان خوابگاهی بالاتر از حد متوسط ارزیابی شد و در میان ابعاد مختلف، بعد معنوی در وضعیت مطلوب قرار داشت، بعد فکری پایینترین سطح را به خود اختصاص داد. همچنین تفاوت معناداری در میزان خودمراقبتی بر حسب اشتغال دانشجویان مشاهده شد،اما متغیرهای جمعیتشناختی دیگر رابطه معناداری با خودمراقبتی نشان ندادند.نتایج حاکی از وضعیت نسبتاً مطلوب خودمراقبتی در دانشجویان خوابگاهی بود،البته تقویت بعد فکری و روانی از طریق برنامههای آموزشی و حمایتی ضروری به نظر میرسد و میتواند به ارتقای سلامت و تابآوری دانشجویان کمک کند
سودابه خسروپور، محمدحسین اسدی داودآبادی، امید علی احمدی، علی روشنایی
چکیده چکیده: تحقیق حاضر با هدف مطالعه نقش برنامه های توسعه بر عدالت جنسیتی و میزان توزیع فرصتهای زندگی در زنان قزوین در سال 1398 به انجام رسیده است. در این مطالعه کیفی از روش تماتیک استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش محتوای شش برنامه توسعه ای ایران و آمار و شاخص های مربوط به وضعیت زنان در استان قزوین می باشد.نمونه آماری شامل تمامی بندها و مواد محتوای شش برنامه بود که در مورد زنان یا واژه مترادف آن بود. در این پژوهش، محتوای شش برنامه توسعه ای مورد بهره برداری قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل تمانیک استفاده شد. در مرحله اول 71 کد اولیه، در مرحله دوم 26 تم فرعی و در مرحله سوم 6 تم اصلی سلامت، آموزش، اجتماعی- سیاسی، اشتغال، فرهنگی و رفاه و حمایت اجتماعی)شناسایی شد. یافته ها در خصوص وضعیت زنان استان قزوین حاکی از این است که هرچه از برنامه اول به سمت ششم حرکت می کنیم، مواد قانونی بیشتری با رویکرد جنسیتی مشاهده میشود. هر چند واقعیت های رخ داده در دوره های اجرای برنامه های توسعه با روح کلی حاکم بر برنامه همخوانی ندارد و از این لحاظ خصوصاً در عرصه اشتغال و سیاست در نقطه مقابل اهداف برنامه توسعه ای قرار گرفته است اما نمیتوان از دست آوردهای زنان در زمینه آموزش چشم پوشید.
چکیده عدالت رفاهی یکی از ارزشهای حرفه مددکاری اجتماعی است و در بسیاری از اسناد حرفهای و سیاستهای اجتماعی بهعنوان مبنای تحقق عدالت اجتماعی مطرح میشود. با این حال، پیامدهای رویکردهای مختلف رفاه اجتماعی برای مداخلات حرفهای مددکاران اجتماعی و جهتگیری سیاستهای اجتماعی کمتر بهطور نظاممند بررسی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مفهوم عدالت رفاهی از منظر مددکاری اجتماعی و بررسی پیامدهای دو رویکرد اصلی رفاه اجتماعی، یعنی رویکرد پسماندی و رویکرد نهادی، انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای اسنادی انجام شد. دادههای پژوهش از ده سند کلیدی بینالمللی در حوزه اخلاق حرفهای مددکاری اجتماعی، حقوق اجتماعی و سیاستهای رفاهی استخراج و تحلیل شد. یافتهها نشان داد که پنج تم اصلی در تبیین عدالت رفاهی قابل شناسایی است: شکاف ادراکی میان برداشت عمومی از رفاه اجتماعی و واقعیت ساختاری نظامهای رفاهی، ساختار چندسطحی و اقتصاد مختلط رفاه، نقش نهادهای غیرانتفاعی در ارائه خدمات اجتماعی، پیامدهای جهانیشدن برای شکلگیری نابرابریهای اجتماعی نوین، و نقش نهادهای بینالمللی در حکمرانی رفاه. نتایج تحلیل نشان میدهد که رویکردهای نهادی، با تأکید بر حقمحوری، فراگیری خدمات اجتماعی و مسئولیتپذیری دولت در تأمین رفاه عمومی، ظرفیت بیشتری برای تحقق عدالت رفاهی و ارتقای اثربخشی مداخلات مددکاری اجتماعی دارند. این پژوهش با ارائه مدل مفهومی «حکمرانی چندلایه رفاه» به توسعه ادبیات نظری عدالت اجتماعی و سیاستهای رفاهی در حوزه مددکاری اجتماعی کمک میکند.
چکیده شناخت ابعاد ظرفیت دولت در ایران واجد اهمیت فراوانی است چراکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران و متعاقب آن شروع جنگ تحمیلی، تمرکز دولت بر بسیاری از صنایع و فعالیت های اقتصادی کشور اجتناب ناپذیر بود. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی علل ناکارآمدی دولت ج. ا ایران در شکلگیری و حمایت از بخش خصوصی مستقل در بازه زمانی 1384 تا 1392 است. در این تحقیق از تکنیک اسنادی به منظور گردآوری دادهها و از روش تحلیل علّی (تکنیک ردیابی فرآیند) به منظور تعیین تأثیرأت متغیرهای تحقیق استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد ساختار سیاسی به وجود آمده پس از پیروزی انقلاب 57، با توزیع نابرابر ثروت و ایجاد رانت بین گروههای نزدیک به فضای فکری خود، دیگر گروههای اجتماعی و سیاسی را از گردونه رقابت خارج کرد و این روند حذفی به مرور به انسداد سیاسی ختم گردید. نتیجه چنین روندی، ابزار گونه شدن دولت در دستان گروههای اجتماعی خاص بهمنظور حفظ و گسترش منافع خود خواهد بود. انسداد سیاسی به وجود آمده در عرصه اقتصادی از طریق مؤلفه هایی چون تضاد منافع گروه های خاص، مخدوش سازی قوانین و مقررات و نبود شفافیت در سازوکارهای قانونی رقابت، دنبال و منجر به شکلگیری انحصار و ناکارآمدی دولت شد؛ تداوم چنین روندی، شکل گیری بخش خصوصی کارآمد در کشور را با مشکلات جدی رو به رو ساخته است.
چکیده گردشگری دسترسپذیر شاخهای از گردشگری پایدار است که بر ایجاد فرصتهای برابر برای افراد دارای معلولیت در دسترسی به جاذبهها و خدمات گردشگری تمرکز دارد. این پژوهش با هدف شناسایی محور مناسب گردشگری دسترسپذیر در شهر شیراز و تدوین برنامه عملیاتی برای مشارکت این گروه انجام شد. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، حدود 1.3 میلیارد نفر در جهان و بر اساس آمار سازمان بهزیستی ایران (1398)، بیش از 11 میلیون نفر در ایران با معلولیت زندگی میکنند که به دلیل موانع کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از گردشگری محروم هستند. این مطالعه با روش ترکیبی (کیفی و کمی)، از طریق مصاحبه با 15 خبره، مشاهدات میدانی و بررسی اسناد در منطقه تاریخی زندیه (ارگ کریمخان، حمام وکیل، مسجد وکیل و بازار وکیل) انجام شد. یافتهها نشان داد موانع اصلی شامل پلههای غیراستاندارد، نبود رمپ و علائم لمسی/صوتی، هزینههای بالای سفر و نگرشهای تبعیضآمیز است. منطقه زندیه به دلیل تمرکز جاذبههای تاریخی و قابلیت مناسبسازی بهعنوان محور پیشنهادی انتخاب شد. برنامه عملیاتی در پنج محور شامل آسیبشناسی، تدوین سیاستهای دسترسپذیری، مناسبسازی زیرساختی، طراحی تورهای دسترسپذیر و نظارت مستمر طراحی شد. همچنین، حفاظت از اماکن تاریخی و همکاری با سازمانهای بینالمللی مانند UNWTO پیشنهاد شد. این پژوهش با ارائه راهکارهای عملی، شیراز را بهعنوان مقصدی پیشرو در گردشگری دسترسپذیر معرفی میکند که میتواند الگویی برای سایر شهرهای ایران باشد.
چکیده عصر سلجوقیان بزرگ از دورههایی است که در آن سه سنت معرفتی و فکری ایرانی، اسلامی و ترکی در بستر واحد حکمرانی با یکدیگر همنشین شده و در شکلدهی به ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نقش ایفا کردهاند. پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتاب اندیشه خدمات اجتماعی در پرتو این منابع فکری انجام شده و در پی پاسخ به این پرسش است که تکثر این منابع، چگونه در شکلگیری الگوی خدمات اجتماعی در دوره سلجوقیان انعکاس یافته است. رویکرد پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است و در آن از روش تحلیل تاریخی برای بررسی منابع اندرزنامهای، متون اسلامی و میراث مکتوب ترکی استفاده شده است.یافتههای پژوهش نشان میدهد که اندیشه خدمات اجتماعی در عصر سلجوقیان حاصل تعامل این سه سنت فکری است، که با کارکرد متفاوت، در شکلگیری اندیشه خدمات اجتماعی نقش داشتهاند؛ بهگونهای که آموزههای اسلامی بنیانهای ارزشی خدمات اجتماعی را فراهم میکرد، تجربه دولتداری ایرانی بیشترین سهم را در ساماندهی سازوکارهای اداری و سیاستگذاری اجتماعی داشت و میراث سیاسی ـ نظامی ترکها زمینه اجرایی و قدرت لازم برای تحقق این سیاستها را مهیا میساخت. با وجود این تفاوتها، مطالعه تطبیقی منابع بیانگر آن است که مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، رفاه عمومی، حمایت از اقشار آسیبپذیر، تعاون و حفظ امنیت اجتماعی بهعنوان محورهای مشترک میان این سنتها عمل کرده و مبنای شکلگیری الگویی چندبعدی و منسجم از خدمات اجتماعی در ساختار حکمرانی سلجوقیان شده است.
چکیده با گسترش فعالیت صنایع و افزایش انتظارات جوامع محلی از نقشآفرینی اجتماعی بنگاههای اقتصادی، مسئولیت اجتماعی شرکتها به یکی از مهمترین سازوکارهای تحقق پایداری اجتماعی و تقویت روابط میان صنعت و جامعه تبدیل شده است. با این حال، چگونگی سیاستگذاری اثربخش مسئولیت اجتماعی و همسوسازی آن با نیازها و اولویتهای جوامع میزبان همچنان از چالشهای مهم این حوزه است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل سیاستگذاری مسئولیت اجتماعی شرکت فولاد گهرزمین در بردسیر برای تحقق پایداری اجتماعی انجام شد. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی و با بهرهگیری از چارچوب تحلیل سیاست والت -گیلسون صورت گرفت. دادههای کیفی از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه صنعت، مدیریت، سیاستگذاری و توسعه محلی گردآوری و با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. در بخش کمی نیز دیدگاههای شهروندان و خبرگان درباره اولویتهای مسئولیت اجتماعی بررسی شد. یافتهها نشان داد سیاستگذاری اثربخش مسئولیت اجتماعی مستلزم توجه همزمان به چهار مؤلفه زمینه، بازیگران، فرایند و محتوای سیاست است. همچنین مشارکت ذینفعان، شفافیت، اعتمادسازی اجتماعی، نیازسنجی محلی و ارزیابی مستمر از مهمترین الزامات این فرایند به شمار میآیند. بر اساس یافتهها، مدلی برای سیاستگذاری مسئولیت اجتماعی ارائه شد که از یک سو میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی، ارتقای کیفیت زندگی و تحقق پایداری اجتماعی در جوامع میزبان صنایع کمک کند و از سوی دیگر به غنای ادبیات سیاستگذاری مسئولیت اجتماعی و پایداری اجتماعی بهویژه در کشورهای در حال توسعه، کمک کند.
مریم ابراهیمی، افشین متقی، حسین همتی فر، شاهرخ فرخ
چکیده مهاجرت نخبگان نشاندهنده یک چالش راهبردی حیاتی برای ایران است. که ظرفیت کشور برای توسعه پایدار را تهدید میکند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل پیامدهای بلندمدت تداوم روند فرار سرمایه انسانی از منظر آیندهپژوهی انجام شده است. مطالعه حاضر از یک طرح تحقیق کیفی مبتنی بر روششناسی چرخ آینده بهره گرفته است . جامعه آماری شامل متخصصان موضوعی بود که از میان آنها، نمونهای متشکل از پانزده نفر با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق پروتکل مصاحبه چرخ آینده محققساخته گردآوری شدند و یافتهها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی مورد پردازش و بررسی قرار گرفتند. یافتهها نشاندهنده چندین پیامد کلیدی مرتبه اول بود که در حوزههای علمی-فناورانه، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و حکمرانی دستهبندی شدند. پیامدهای مهم شامل افول نظام پژوهش ملی، رکود فناورانه، فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف کارآمدی حکمرانی است که هر یک منجر به بروز پیامدهای پسین عمیقتری میشود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تداوم مهاجرت نخبگان به عنوان یک فرایند سیستماتیک و یک چرخه بازخوردی منفی عمل میکند که منجر به تضعیف مستمر ساختارهای مولد کشور میشود. در نهایت، این روند به طور معناداری توانایی کشور را برای مقابله با چالشهای آتی و دستیابی به اهداف توسعه پایدار محدود میسازد.
چکیده این مقاله با این پرسش آغاز میشود که چرا در جوامعی با پیشرفتهترین نهادهای رفاهی، با وجود بهبود شاخصهای نهادی رفاه، تجربه زیسته ناامنی افزایش مییابد؟ هدف پژوهش، تبیین این واگرایی از طریق بازسازی نظری رابطه میان سه سطح نهادی، تجربی و تخیلی رفاه است.
پژوهش در سنت بازسازی نظری انتقادی قرار دارد و در سه گام انجام شده است: تحلیل مفهومی سازههای کلیدی (رفاه، بحران، تخیل اجتماعی و امر ممکن)، تحلیل انتقادی نظریهها بر پایه نقش هر نظریهپرداز در تبیین سطوح مدل، و تلفیق مفهومی در قالب مدلی چرخهای. اعتبار تحلیل بر چهار معیار استوار است: انسجام مفهومی، کفایت تبیینی، سازگاری انتقادی و ظرفیت اکتشافی.
یافتهها نشان میدهد تناقضهای چهارگانه دولت رفاه (آزادی/وابستگی، کالاییزدایی/بازکالاییشدن، کاهش فقر/بازتولید فقر و دولت حداقلی/مداخلهگر) نه از منطق ذاتی دولت رفاه، بلکه از فشار بازکالاییساز نئولیبرالیسم بر سازوکارهای حمایتی آن ناشی میشوند و از طریق تضعیف ظرفیت آرزومندی جمعی، به انسداد تخیل اجتماعی میانجامند.
مقاله استدلال میکند که بازسازی رفاه مستلزم ترکیب سه مسیر بازطراحی نهادی، بازتولید اجتماعی و بازتعریف معیار رفاه است. بازتعریف معیار، محتملترین اما ضعیفترین مسیر، و بازتولید اجتماعی، بنیادیترین اما پرمقاومتترین مسیر است. در نتیجه، «امر ممکن رفاه» شرط لازم، اما نه کافی، برای بازسازی پایدار رفاه است و تعیین شرایط تحقق آن به پژوهشهای تجربی آینده واگذار میشود.
چکیده این پژوهش با هدف بازخوانی برنامههای اول تا ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، الگوی بازنمایی حقوق شهروندی را در مهمترین اسناد سیاستگذاری کشور بررسی میکند. پژوهش با رویکرد کیفی–کمی و با غلبه تحلیل کیفی انجام شده و چارچوب نظری آن بر تلفیق دیدگاههای مارشال، ترنر، تیلور و کیملیکا استوار است تا ابعاد مدنی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حقوق شهروندی بهصورت جامع تحلیل شود. دادهها از طریق تحلیل محتوای اسناد برنامههای توسعه گردآوری و با بهرهگیری از مقولهبندی پیشینی، کدگذاری، سنجش فراوانی و تحلیل درصدی ارزیابی شدهاند. یافتهها نشان میدهد که توجه به حقوق شهروندی در برنامههای توسعه از الگوی منسجم و متوازنی پیروی نکرده و میان ابعاد مختلف آن تفاوتهای قابلتوجهی وجود دارد. در اغلب برنامهها، حقوق اجتماعی، بهویژه آموزش، رفاه، اشتغال و عدالت اجتماعی، بیشترین سهم را به خود اختصاص دادهاند، درحالیکه حقوق مدنی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حضوری محدودتر و نامتوازن داشتهاند. همچنین، روند تحولات برنامهها با مسیر تکاملی مورد انتظار مارشال و الگوی انسجام چندبعدی ترنر همخوانی کامل ندارد و رشد ظاهری بعد فرهنگی نیز بیش از آنکه بیانگر بازشناسی واقعی تنوع فرهنگی باشد، بر تثبیت هویت رسمی تأکید دارد. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر بازنمایی پراکنده، ناپیوسته و فاقد الگوی پایدار حقوق شهروندی در برنامههای توسعه جمهوری اسلامی ایران است و ضرورت بازنگری در سیاستگذاریهای توسعهای را آشکار میسازد.
چکیده رهاشدگی سالمندان در بیمارستانها دربستر چالش های سالمندی، تحولات خانواده، نارسایی نظام سلامت و کاستی های نظام رفاه و حمایت اجتماعی شکل می گیرد. نبود سازوکارهای حمایتی بین بخشی، ضرورت بازاندیشی درنقش مددکاری اجتماعی برای ارتقای رفاه سالمندان رها شده را برجسته کرده است. این پژوهش با هدف تبیین فرایند رهاشدگی سالمندان در بیمارستان و طراحی مدل مددکاریاجتماعی با رویکرد نظام رفاه و حمایت اجتماعی انجام شد. این مطالعه کیفی با رویکرد نظریه دادهبنیاد اشتروس و کوربین و از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۲۷ نفر شامل سالمندان رهاشده، اعضای خانواده و صاحبنظران در استان گیلان انجام و دادهها باکدگذاری نظاممند تحلیل شد. یافته ها نشان داد رهاشدگی سالمندان، حاصل تعامل موانع ساختاری، اقتصادی و حمایتی، فرسایش سرمایه اجتماعی، ناکارآمدی نظامهای حمایتی و رفاه اجتماعی است که در قالب فرایند «بازتولید چندسطحی رهاشدگی سالمندان» تداوم مییابد. نوآوری این پژوهش ارائه مدل نظری- کاربردی بومی مددکاری اجتماعی مبتنی بر توانمندسازی سالمندان، مدیریت جامع مورد و تقویت شبکه های حمایتی سالمندان رها شده در بیمارستان با توجه به نظام رفاه و حمایت اجتماعی است. در نتیجه این مدل، مبنایی برای تدوین دستورالعمل های بین بخشی و ارتقای سیاست های حمایتی برای استفاده سیاستگذاران حوزه سلامت، رفاه اجتماعی و مددکاران اجتماعی فراهم می آورد.
چکیده مسئله اصلی این پژوهش آن است که سرمایه جنسی زنان در بافت فرهنگی و سنتی دامغان فعال است و سرمایههای روانشناختی و اجتماعی میتوانند نقش تقویتکننده و تبیینکننده در این زمینه داشته باشند. هدف مطالعه، بررسی اثر این دو سرمایه در میان زنان ۱۵ تا ۷۵ ساله شهر دامغان بود. چارچوب نظری پژوهش بر مدل سرمایه روانشناختی لوتانز، نظریه سرمایه اجتماعی پاتنام و مؤلفههای سرمایه جنسی کاترین حکیم استوار است. روش پژوهش کاربردی–توصیفی تحلیلی بود و دادهها از ۵۵۰ زن از طریق نمونهگیری خوشهای تصادفی در محلههای مختلف دامغان و با استفاده از پرسشنامههای استاندارد مبتنی بر طیف لیکرت جمعآوری شد. پایایی کل ابزار برابر با 0.925 گزارش شد و تحلیلهای آماری با نرمافزار SPSS انجام گرفت. یافتههای توصیفی نشان داد میانگین سرمایه روانشناختی، اجتماعی و جنسی در سطح متوسط قرار دارد. تحلیل مسیر نشان داد سرمایه روانشناختی اثر مستقیم معناداری بر سرمایه اجتماعی دارد (β = 0.52) و سرمایه اجتماعی نیز سرمایه جنسی را تقویت میکند (β = 0.48). همچنین با ورود سرمایه اجتماعی به مدل، اثر مستقیم سرمایه روانشناختی بر سرمایه جنسی کاهش یافت (β = 0.21) و آزمون سوبل میانجیگری سرمایه اجتماعی را تأیید کرد (Z = 4.92). برآیند نتایج نشان میدهد در ساختار سنتی دامغان، سرمایه روانشناختی محرک اولیه توانمندسازی زنان است، اما فعال شدن سرمایه جنسی تنها در بستر شبکههای اجتماعی مشروعیتیافته امکانپذیر میشود.
چکیده این پژوهش باهدف واکاوی تجربههای زیسته زنان روستایی مشارکتکننده در این طرح و شناسایی تأثیرها، چالشها و مطالبههای سیاستی آنان انجام شده است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون در روستاهای شهرستانهای دماوند و فیروزکوه انجام شد. دادهها از طریق مشاهده مشارکتی و ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری و با نرمافزار MAXQDA تحلیل شدند. یافتهها در چهار مضمون اصلی شامل فرآیند تبدیل منابع به عاملیت و دستاوردهای فردی، شغلی و اجتماعی، دستاورد توازن قدرت، جنسیت و مکانمندی چالشهای اشتغال، و انتظارات سیاستی طبقهبندی شدند. نتایج نشان دادند که دسترسی زنان به سرمایههای مالی و غیرمالی، در تعامل با گروههای خودیار و حمایت تسهیلگران، از طریق ایجاد فرصتهای اقتصادی، گسترش شبکههای اجتماعی، افزایش کنترل بر منابع و تقویت توان زنان به شکلگیری و تقویت عاملیت منجر شده و در برخی موارد روابط قدرت در خانواده و جامعه محلی را تغییر داده است. پژوهش با اتکا به مدل توانمندسازی کبیر سه سهم نظری ارائه میکند. نخست بسط این مدل در زمینه فرهنگی اجتماعی جامعه مورد بررسی از طریق تبیین سازوکارهای تبدیل منابع به عاملیت و شرایط زمینهای مؤثر بر تبدیل عاملیت به دستاورد، دوم نشان دادن نقش گروههای خودیار و تسهیلگران به عنوان سازوکارهای میانجی و اجتماعی کننده فرایند توانمندسازی و سوم شناسایی شکاف میان مسئله شناسی و نیازسنجی سیاستگذار و تقاضاهای واقعی زنان مشارکت کننده.
مسلم ضرغام فرد، سامان ابی زاده، مجید اکبری، مسعود احمدی
چکیده هدف: سیاست مسکن اقشار کم درآمد در ایران پس از سی سال هنوز نتوانسته نیاز سکونتی اقشار گروه های هدف را پاسخگو باشد و مساله مسکن روز به روز حادتر می شود. از این رو باید یک تجدید نظر اساسی در فرایند سیاستگذاری صورت گیرد. روش شناسی: پژوهش به کمک روش مصاحبه تک به تک، تحلیل گفتمان و مدلسازی ساختاری-تفسیری با مشارکت 41 خبره هدایت شده است. روش نمونه گیری نیز از نوع نمونه گیری هدفمند می باشد. یافته: سیاست مسکن اقشار کم درامد در ایران با موفقیتی همراه نبوده است و اصلاحات ساختاری و رادیکال باید در آن انجام شود. به منظور تدوین یک سیاست موفق باید (۱) همه علوم در فرایند سیاستگذاری به کار گرفته شوند، (۲)سیاستگذاری زمین اصلاح شود، (۳) سیاست مسکن به صورت استانی تهیه شود، (۴) اصلاحات اساسی در سیستم مالیات و اجاره داری انجام شود و (۵) خانههای خالی به چرخه مصرف وارد شوند. دولت باید این اصلاحات را برای تحقق هر چه بیشتر سیاست های مسکن اقشار کم درامد مد نظر قرار دهد . اصالت: مقاله حاضر سیاست مسکن اقشار کم درامد را نقد و چالش های پیش روی آن را تشریح می کند و پیشنهاداتی برای اصلاح محتوای سیاست ها ارائه می دهد.
چکیده امنیت از نیازهای اساسی انسان است، زمانی که افراد آینده را به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و زندگی شخصی نامطمئن ببیند، به لحاظ امنیت دچار تردید میشوند. این عدم احساس امنیت میتواند محرکی برای حرکت و جابجایی افراد باشد. در این راستا مطالعه حاضر با انتخاب یک نمونه 376 نفری از جوانان شهرستان آبدانان در استان ایلام به بررسی این مسئله پرداخته است .نتایج بیانگر آن است در تقریباً تمامی ابعاد احساس امنیت جوانان مورد مطالعه نمرهای پایینتر از میانگین مورد انتظار را کسب نمودهاند. از سوی دیگر میانگین نمره تمایل به مهاجرت در جوانان پاسخگو بالاتر از میانگین مورد انتظار بود. نتایج تحلیل چند متغیره با استفاده از رگرسیون خطی بیانگر آن است که با کنترل متغیرهای زمینهای تمامی ابعاد احساس امنیت بر تمایل به مهاجرت جوانان تاثیرگذار هستند و هر چه جوانان احساس ناامنی بیشتری در ابعاد مختلف (اقتصادی مقدار بتا 0.18-، اجتماعی مقدار بتا 0.27-، سیاسی مقدار بتا 0.21- و قضایی 0.31-) داشته باشند میزان تمایل به مهاجرت در آنها افزایش مییابد. با این وجود نکته قابل تامل آن است که در بین ابعاد مختلف احساس امنیت، احساس امنیت قضایی بیشترین تاثیر را بر میزان تمایل به مهاجرت جوانان داشته است. بنابراین احساس امنیت در رابطه با مهاجرت را نباید به بعد اقتصادی آن تقلیل داد بلکه هر کدام از ابعاد آن میتواند به نوبه خود بر تمایل به مهاجرت جوانان اثرگذار باشند.
چکیده سیاستگذاری مسکن شهری، بعنوان یکی از مهمترین عرصههای سیاستگذاری شهری همواره مطمحنظر برنامهریزان و سیاستگذاران شهری بودهاست. ایندرحالیاست که برخی سیاستهای پوپولیستی توسعه مسکن با هدف حداکثر سازگاری با شرایط گروه هدف بهویژه توان درآمدی آنها، دچار تقلیلگرایی نظری شده و در درازمدت اثرات منفی اقتصادی، کالبدی، زیستمحیطی، سیاسی و اجتماعی- فرهنگیای دارد که تدبیراندیشی کاهش این اثرات، بعضاً دشوار یا هزینهبر است. درهمینراستا ، «طرح مسکن مهر» در سندراهبردی مسکن کشور (1385) در قالب بند «د» قانون بودجهی 1386 با تأکید بر گروه هدف کمدرآمد، در نوشتار حاضر بررسی شدهاست. رویکرد تحقیق، کیفی با استناد به پرسشنامه محققساخت نیمهساختاریافته بهشیوهی گفتگوی هدفمند در سطح متخصصین مطلع، است. از مجموع 22 کداصلی و 22 مفهوم شناسایی شدهی مرتبط، 15 مقولهی اصلی در قالب 4 سوال تحقیق، استخراج و تحلیل محتوا شدهاند. طبق یافتهها، در طرح مسکن مهر، 7 خصیصه معرف موضوع پوپولیسم قابل ردگیری در ایده، اجرا و روندهای طرح، شناسایی و تبیین شدهاست که تأکید بر نتیجهگرایی و بازدهی فوری طرحها بجای کیفیتگرایی و همچنین قطبیسازی و جدال حاشیه و متن، بیش ازهمه مورد تاکید است. اینهمه سبب شده تا بازتولید قطببندی اجتماعی، منجر به افزایش شکاف طبقاتی، تورم شدید و کسری بودجه گردد؛ آنچه نهایتاً با وجود موفقیت موردی در برخی نواحی، حداقل از جنبه فرهنگی و سبک زندگی، با معضلات اساسی روبهروست.
چکیده نخبگان دانشگاهی به عنوان سرمایههای انسانی و فرهنگی نقش بسیار تاثیرگذار و مثبتی در فرایند توسعه جامعه ایفا میکنند. با این حال یکی از مسائل اجتماعی امروز، شتاب در مهاجرت نخبگان است. پژوهش حاضر به دنبال کشف موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی از منظر تجربه زیسته خود آنها با روش پژوهش کیفی است. ابزار جمعآوری دادهها، مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته و تکنیک تحلیل دادهها، تحلیل مضمون است و مضامین پایه، سازماندهنده و مضمون فراگیر از متن مصاحبهها استخراج شده است. یافته-های پژوهش نشان میدهد «بیثباتیهای اقتصادی، ناامنیهای شغلی، احساس محرومیت نسبی، احساس ناامنی، افت خلاقیتها و تولیدات علمی، ضعف جایگاه پژوهش، کمبود حمایتهای مالی و رفاهی، ضعف نظام جذب و استخدام، غلبه نگاه کمیگرا و فقدان نگاه تمایزمحور، مشکلات بوروکراسی و نظام اداری، فقدان فضای مطلوب علمی و سیاسی، احساس تبعیض، گسست فرهنگی، دغدغههای آموزشی و فرهنگی فرزندان، فشارها و تنشهای خانوادگی» از جمله موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی در ایران است. یافتهها نشان میدهد زندگی روزمره نخبگان ایرانی اسیر مثلث ناکارآمدی در سه قلمرو اقتصاد، دانشگاه، فرهنگ-سیاست است. زندگی روزمره نخبگان اسیر ناکارآمدیهای چندگانه در قلمروهای مختلف است که همه اینها موانع ماندگاری نخبگان را تشکیل میدهد. همچنین نخبگان در کشاکش بین سلطهگری اقتصاد در زندگی روزمره و پیگیری دغدغههای فرامادی زیست میکنند.
معصومه باقری، مرضیه شهریاری، علی بوداقی، سجاد بهمنی
چکیده آگاهی از وضعیت فقر در یک جامعه اولین قدم در مسیر برنامهریزی برای مبارزه با فقر و محرومیت و بررسی نتایج برنامهها و سیاستهای پیشین و احیاناً تجدیدنظر در آنها خواهد بود. این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای تبیین فقر در مناطق شهری نیمه برخوردار استان خوزستان می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر 24 نفر از ذینفعان مرتبط با فقر هستند که یا ساکن مناطق مورد پژوهش هستند و یا تجارب کار و فعالیت اداری و تعامل با این مناطق را دارند. جهت جمعآوری دادهها از تکنیک مصاحبهنیمه ساختاریافته و برای انتخاب موردها از نمونهگیری هدفمند استفاده شده است. بعد از کدگذاری، ده مقولۀ اصلی از دادهها پدیدار شد که هر یک از مقولهها بهصورت کامل با استناد به متن مصاحبهها مورد تحلیل قرار گرفتهاند. پاردایم ظهوریافته شامل سه بعد شرایط، کنش ـ تعاملها و پیامدها است که بر مبنای نتایج پژوهش در بعد شرایط شامل (عدم ظرفیتسازی اجتماعیه از تکنولوژی ابتدایی) و در بعد کنش ـ تعامل (تخصیص تسهیلات دولتی به کسدینی، کوتاهی و ع اقوام، مهاجرت، دلزدگی از مسئولین) است که حول یک مقولهی هسته به نام (توسعه نامتوازن و بدقواره میان منطقه ای- روستازدگی در مبداء) شکل گرفتهاند.
چکیده شهر شاد راهکاری ارائه شده از سوی چارلز مونتگمری است که میتواند به عنوان رویکردی مناسب برای حل چالشهای افسردگی و نبود شادی در شهرها استفاده شود. هدف این مقاله، شناسایی عوامل و مؤلفه های مؤثر بر شهر شاد در شهر بابل است. پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی و از نظر روش پژوهش مورد استفاده از نوع روشهای ترکیبی است. اطلاعات مورد نیاز پژوهش برای شناسایی عوامل و مؤلفه های شهر شاد با مطالعۀ منابع کتابخانهای و اسنادی و روش دلفی فازی به دست آمده است. جامعه آماری پژوهش را متخصصان علوم شهری در شهر بابل تشکیل میدهند و با استفاده از روش قضاوتی و در دسترس 28 نفر به عنوان نمونه مورد نظر انتخاب شده اند. ابتدا با مطالعات کتابخانه ای و اسنادی 5 عامل کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و مدیریتی به همراه 54 مؤلفه مؤثر بر شهر شاد شناسایی شده است. سپس با روش دلفی فازی دو مرحله ای، 42 مؤلفه مؤثر بر شهر شاد در شهر بابل مورد تأیید متخصصان قرار گرفته است. مطابق نتایج دلفی فازی، مؤلفه مبلمان و المان های هنری شهری بیشترین و مؤلفه رضایت از مالکیت خودرو کمترین تأثیر را بر شهر شاد در شهر بابل دارند. همچنین عامل های کالبدی و اجتماعی به ترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر شهر شاد در شهر بابل دارند.
چکیده مشارکت عمومی_خصوصی راهبردی مناسب جهت استفاده بهینه از ظرفیتها و سرمایه بخش دولتی و بخش خصوصی میباشد که درنهایت منجر به ارائه خدمات بهصرفه ازلحاظ اقتصادی و پرمنفعت ازلحاظ اجتماعی میگردد. ازاینرو پژوهش حاضر باهدف بررسی راهکارهای توسعه مشارکت عمومی- خصوصی بخش ورزشی انجام گرفت؛ که ازلحاظ فلسفی تفسیری، ازلحاظ ماهیت اکتشافی تحلیلی و ازلحاظ هدف کاربردی میباشد. روش پژوهش کیفی به روش داده بنیاد با رویکرد گلیزر انجام شد؛ جامعه آماری کلیه خبرگان مرتبط با برونسپاری و خصوصیسازی ورزش در کشور بودند. روش نمونهگیری، نظری بود. دادهها توسط ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته جمعآوری شد و معیار هم تحقق اشباع نظری بود. از تحلیل تفسیری با استفاده از کدگذاری واقعی و کدگذاری نظری برای تحلیل محتوای مصاحبهها استفاده شد. اعتمادپذیری مصاحبهها از طریق مرور و اصلاح یافتهها و تائید کدگذاری هر مصاحبه توسط مصاحبهشونده محقق شد. پایایی مصاحبهها نیز با استفاده از حسابرسی فرایند و توافق درون موضوعی 81% تائید شد. نتایج این پژوهش نشاندهنده استخراج بالغبر 69 مفهوم اولیه در قالب سه مقوله اصلی «توانمندیهای لازم برای طرفین قرارداد»، «زیرساختها»، «بازاریابی و ایجاد انگیزه مشارکت» میباشد. نتایج این پژوهش میتواند راهکارهای مناسبی را در اختیار مدیران و سیاستگذاران در حوزه ورزش قرار دهد تا منجر به پیشرفت صنعت ورزش و بهبود عملکرد بخش عمومی در حوزه ورزش گردد. در این صورت ورزش توسعه، گسترش و به کل جامعه تعمیم داده میشود.
چکیده رسیدن به توسعه پایدار و همه جانبه در گرو مشارکت اجتماعی است و توجّه و تأکید بر آن لازم است زیرا که مردم به پشتوانه آن میتوانند در سرنوشتشان دخالت کنند و به اهداف معیّن و از پیش تعیین شده برسند. این پژوهش با هدف مطالعۀ جامعهشناختی مشارکت اجتماعی و عوامل مؤثّر بر آن در شهرستان-های کمترتوسعهیافته جوانرود و روانسر استان کرمانشاه انجام شده است. روش تحقیق پیمایشی(کمی) است و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری دادهها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه شهروندان 18 سال به بالای ساکن در شهرستانهای جوانرود و روانسر است. حجم نمونه این تحقیق 384 نفر بوده که با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده-ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیّری استفاده شده است. یافتههای پژوهش حاکی از میزان مشارکت اجتماعی متوسّط در شهرستانهای جوانرود و روانسر است و رابطۀ معنیداری بین متغیّرهای مستقل (محلّیگرایی، خانوادهگرایی، وضعیّت تأهّل و جنسیّت) با متغیّر وابسته (مشارکت اجتماعی) وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیّرهای مستقل، مقدار کمی از تغییرات متغیّر وابسته را تبیین میکنند و از بین عوامل مؤثّر بر مشارکت اجتماعی، متغیّرهای خانواده-گرایی، محلّیگرایی، جنسیّت و تأهّل به ترتیب بیشترین تأثیر را داشتهاند.