توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
مسعود عالمی نیسی؛ مجتبی اصغری
چکیده
در سالهای اخیر، موانع قابل توجهی در مسیر ازدواج و فرزندآوری دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی مشاهده میشود. تکرارشوندگی این موانع، حاکی از ساختاری بودن موانع است و از آنجا که قوانین و مقررات، بخش مهمی از ساختار محسوب میشوند، میتوان احتمال داد که ریشه بسیاری از موانع در متون قانونی نهفته باشد و نه صرفاً در سلیقه یا عملکرد ...
بیشتر
در سالهای اخیر، موانع قابل توجهی در مسیر ازدواج و فرزندآوری دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی مشاهده میشود. تکرارشوندگی این موانع، حاکی از ساختاری بودن موانع است و از آنجا که قوانین و مقررات، بخش مهمی از ساختار محسوب میشوند، میتوان احتمال داد که ریشه بسیاری از موانع در متون قانونی نهفته باشد و نه صرفاً در سلیقه یا عملکرد مدیران. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی آنست تا به این سؤال پاسخ دهد که موانعِ مشاهدهپذیر و تکرارشوندۀ فرزندآوری در نظام آموزش عالی، چگونه و با چه فرایندی از قوانین و مقرراتِ مربوط به نظام آموزش عالی، متأثر است. در گام نخست این تحقیق با روش ردیابی فرایند، موانع تکرارشونده در زمینه فرزندآوری شامل: کمبود خوابگاه متأهلین، معضل درآمدزایی دانشجویان دکتری، معضل اشتغال و مهاجرت فارغالتحصیلان دانشگاهی شناسایی و در گام دوم، از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با مدیران و کارشناسان آموزش عالی به علتیابی پرداخته شد. در گام سوم، با مطالعه قوانین و مقررات در حوزههای خاصی که از علتیابی به دست آمده بود، زنجیرۀ علّیِ چگونگیِ تأثیر قوانین و مقررات بر تولید موانع، حاصل شد. یافتههای تحقیق نشان داد که این موانع، ریشه در برخی از متون قانونی دارند. نتیجۀ این پژوهش بر ضرورت بازنگری در قوانین و مقررات یادشده تأکید دارد؛ در غیر این صورت، شاهد بازتولید موانع فرزندآوری در ساختار آموزش عالی کشور خواهیم بود.
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
زهرا اسماعیل زاده لیمودهی؛ سهیلا علیرضانژاد؛ محمدمهدی رحمتی
چکیده
در این پژوهش، تغییرات ایجادشده در درک دانشآموزان ساکن شهر رشت از هویت خود بهمثابه شهروند جهانی مورد بررسی قرار گرفته است. جهانیشدن بهعنوان پدیدهای اجتماعی و فرهنگی، موجب تحول در نگرشها، ارزشها و هویت نسل جوان شده و آنان را با چالشهایی در بازتعریف شهروندی روبهرو کردهاست. هدف این پژوهش، شناخت ابعاد مختلف این تغییرات ...
بیشتر
در این پژوهش، تغییرات ایجادشده در درک دانشآموزان ساکن شهر رشت از هویت خود بهمثابه شهروند جهانی مورد بررسی قرار گرفته است. جهانیشدن بهعنوان پدیدهای اجتماعی و فرهنگی، موجب تحول در نگرشها، ارزشها و هویت نسل جوان شده و آنان را با چالشهایی در بازتعریف شهروندی روبهرو کردهاست. هدف این پژوهش، شناخت ابعاد مختلف این تغییرات هویتی و تحلیل تجربههای زیسته نوجوانان در مواجهه با فرآیند جهانیشدن است. پژوهش با روش قومنگاری انجام شده و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۵ دانشآموز دختر و پسر دبیرستانی (پایههای دهم تا دوازدهم، در بازه سنی حدود ۱۵ تا ۱۸ سال) و مشاهده مشارکتی در فضای مدرسه گردآوری شدهاند. تحلیل دادهها به روش تحلیل مضمون انجام شد. یافتهها نشان داد که جهانیشدن در پنج بعد اصلی بر هویت دانشآموزان تأثیرگذار بوده است: جهانیشدن تجربیات زندگی روزمره، جهانیشدن ارزشها، روحیه انتقادی، پویایی و تحول و اهمیت یافتن خود. این ابعاد، نشان میدهند که نوجوانان نهفقط از طریق رسانهها و ارتباطات جهانی، بلکه از مسیر بازسازی ارزشهای فردی و اجتماعی، به ساخت هویتی فراملی حرکت کردهاند. گرایش به استقلال، تغییر گروههای مرجع و انتقاد به ساختارهای آموزشی و فرهنگی، از دیگر مؤلفههای این تغییر است. در مجموع، یافتهها نشان میدهد که جهانیشدن فرآیندی پیچیده و چندوجهی است که بر تمامی ابعاد زندگی نوجوانان تأثیر گذاشته و آنان را بهسمت درک از «خود» بهمثابه شهروند جهانی سوق داده است .
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
کریم رضادوست؛ جعفر هزارجریبی؛ احسان کاظمی؛ هیدا طوافی
چکیده
پژوهش پیش رو باهدف سنجش میزان احساس محرومیت نسبی و تعیین رابطه میان آن و شکلگیری و بروز نارضایتی اجتماعی در بین شهروندان بالای 18 سال ساکن در 8 منطقه شهری اهواز انجامشده است. تحقیق به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه به اجرا درآمده است. چارچوب نظری این مطالعه برگرفته از نظریه محرومیت نسبی «تدرابرت گر» و نظریههای ...
بیشتر
پژوهش پیش رو باهدف سنجش میزان احساس محرومیت نسبی و تعیین رابطه میان آن و شکلگیری و بروز نارضایتی اجتماعی در بین شهروندان بالای 18 سال ساکن در 8 منطقه شهری اهواز انجامشده است. تحقیق به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه به اجرا درآمده است. چارچوب نظری این مطالعه برگرفته از نظریه محرومیت نسبی «تدرابرت گر» و نظریههای نارضایتی در حوزههای جامعهشناسی«کریزبرگ» و روانشناسی اجتماعی«نظریه برابری آدامز» است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شهروندان (اعم از زن و مرد) ساکن در اهواز در سال 1401 است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 384 نفر و نمونهها به شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحله و تصادفی انتخابشدهاند. با بررسی اطلاعات و همچنین تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار spss و Amos سعی در تبیین مناسب دادهها و مدل ارتباطی شده است. نتایج توصیفی نشان می دهند که شهروندان در سطح متوسط بالا (24/18) از احساس محرومیت نسبی برخوردار هستند. همچنین میزان نارضایتی آنها در سطح بالا (32/181) برآورد شده است. نتایج آزمون همبستگی نشان از معنادار بودن رابطه بین احساس محرومیت نسبی (39/0) و میزان نارضایتی دارد. رابطه میان احساس محرومیت نسبی و شکلگیری و بروز نارضایتی اجتماعی(مدنی و غیر مدنی) نیز (26/0) معنادار ارزیابی شده است. همچنین همبستگی معناداری میان ابعاد نارضایتی(اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) و شکلگیری و بروز نارضایتی(مدنی و غیر مدنی) بااحساس محرومیت نسبی تأییدشده است.
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
ستار پروین
چکیده
هدف این پژوهش، سنجش و اولویت بندی نیازهای مربوط به بازنشستگان صندوق بازنشستگی کشوری در ایران است.. رشد تعداد بازنشستگان و سالمندان در کشور ایران با حرکت جمعیت به سمت میانسالی و سالمندی، همواره دغدغه سیاستگذاران برای تأمین نیازها و ارائه خدمات متناسب با این گروههای جمعیتی بوده است. روش پژوهش، پیمایش است که از ابزار پرسشنامه محقق ...
بیشتر
هدف این پژوهش، سنجش و اولویت بندی نیازهای مربوط به بازنشستگان صندوق بازنشستگی کشوری در ایران است.. رشد تعداد بازنشستگان و سالمندان در کشور ایران با حرکت جمعیت به سمت میانسالی و سالمندی، همواره دغدغه سیاستگذاران برای تأمین نیازها و ارائه خدمات متناسب با این گروههای جمعیتی بوده است. روش پژوهش، پیمایش است که از ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل همه بازنشستگان صندوق بازنشستگی کشوری میشود. بر اساس فرمول کوکران تعداد 1200 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شده که به شیوه نمونهگیری طبقه ای متناسب و بر اساس استانها گزینش شده اند. یافته نشان می دهد در اغلب شاخصها، میزان اولویت نیازها برای پاسخگویان بسیار بالا است. نیازهای خانوادگی، سلامت عمومی و معیشت بالاترین اولویتها را در میان پاسخگویان داشته است. همچنین کمترین اولویتها نیز مربوط به مسکن، توانبخشی و خدمات رفاهی و تفریحی بوده است. از سوی دیگر دادهها نشان میدهد که وضعیت اولویت نیازها در میان همه گروههای اجتماعی یکسان نبوده و تفاوتهای میانگین معناداری بین گروههای مختلف اجتماعی وجود دارد. نتایج این پژوهش می تواند در شناخت و اولویت بندی نیازهای مستمری بگیران صندوق بازنشستگی کشور و برنامه ریزی مناسب برای برآورده کردن این نیازها و در نهایت بهبود کیفیت زندگی آنان مورد استفاده قرار گیرد.
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
سیدعلیرضا افشانی؛ علی روحانی؛ نگین نعیمی؛ یزدان کریمی منجرمویی
چکیده
هدف این پژوهش کاوش فرایندهای اجتماعی منتهی به موفقیت کارآفرینان جوان برتر استان یزد است. این پژوهش با رویکرد کیفی از نوع نظریه دادهبنیاد و مدل استراوس و کوربین است. نمونهگیری به صورت نظری و هدفمند بوده است. دادهها متشکّل از مشارکت 15 کارآفرین جوان استان یزد بود. ابزار مورد استفاده جهت گردآوری دادهها، مصاحبۀ عمیق و نیمه ساختیافته ...
بیشتر
هدف این پژوهش کاوش فرایندهای اجتماعی منتهی به موفقیت کارآفرینان جوان برتر استان یزد است. این پژوهش با رویکرد کیفی از نوع نظریه دادهبنیاد و مدل استراوس و کوربین است. نمونهگیری به صورت نظری و هدفمند بوده است. دادهها متشکّل از مشارکت 15 کارآفرین جوان استان یزد بود. ابزار مورد استفاده جهت گردآوری دادهها، مصاحبۀ عمیق و نیمه ساختیافته بود و مصاحبه با جوانان کارآفرین موفق تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. جهت تحقق اعتبار پژوهش از استراتژیهای مشارکت بلندمدت، همه جانبهنگری، مرور یا بازخورد همتایان، تحلیل موارد منفی، تصریح سوگیری پژوهشگر، کنترل اعضا، توصیف پرمایه و غنی و میزان بیرونی استفاده شده است.براساس یافتههای پژوهش، مقوله نهایی فراگشت- فروگشت اجرای نیتمندانۀ کارآفرینی برساخت گردید. شرایط علی مقولههای بهرهمندی از صفات ایدهآل کارآفرینی، شکلگیری ایدهآلهای هویتی، بلوغیافتگی توانمندیهای منابع انسانی، تشخیص قابلیتهای خودکارآفرینی میباشند. شرایط مداخلهگر مقولههای میدان کارآفرینزدا، نوسازی اجتماعی-فرهنگی، تکوین شخصیت کارآفرین از رهگذر جامعهپذیری، دوآلیسم کارکرد موقعیتمند تسهیلات مالی میباشند. شرایط زمینهای مقولههای عوامل انگیزشی رانشی، عوامل انگیزشی کششی، ضرورت کارکردی خلاقیت، اهرمهای اجتماعی- فرهنگی کارآفرینی میباشند. استراتژیها مقولههای پردازش واقعبینانۀ شکست-موفقیت، مدیریت استراتژیک-تابآورانۀ شکست، تدوین چشماندازهای فردی-سازمانی، تلاش در جهت ایفای مطلوب نقشهای خانوادگی میباشند و پیامدها نیز مقولههای رضایتمندی نسبی از خودکارآفرینی، سرمایۀ اجتماعی-نمادین موفقیت، سنتز مطلوبیتهای مادی-غیرمادی موفقیت میباشند
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
فردین محمدی؛ امید قادرزاده
چکیده
تحقیق حاضر سعی دارد که با بهرهگیری از رویکرد کیفی و بر مبنای روایتهای مبتنی بر تجربه زیسته کولبران، شناختی عمیق و دقیق از تجربه زیسته کولبران و درک آنها از این پدیده حاصل گردد. برای ورود به میدان مطالعه نیز، از روش پدیدارشناسی تفسیری و برای گردآوری دادهها از تکنیک مصاحبه عمیق به شیوه نیمه ساختیافته استفاده شد. نمونهها از ...
بیشتر
تحقیق حاضر سعی دارد که با بهرهگیری از رویکرد کیفی و بر مبنای روایتهای مبتنی بر تجربه زیسته کولبران، شناختی عمیق و دقیق از تجربه زیسته کولبران و درک آنها از این پدیده حاصل گردد. برای ورود به میدان مطالعه نیز، از روش پدیدارشناسی تفسیری و برای گردآوری دادهها از تکنیک مصاحبه عمیق به شیوه نیمه ساختیافته استفاده شد. نمونهها از طریق روش نمونهگیری هدفمند با حداکثر تنوع انتخاب شدند و در نهایت با 28 نفر از مشارکتکنندگان مصاحبه به عمل آمد و دادههای گردآوریشده در قالب دوازده مقوله مضمون، کدگذاری و تحلیل شدند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که تجربه زیسته کولبران دربرگیرنده مضامینی مانند حقارت زیسته، دشمنانگاری، بیگانگی، اضطراب بی-پایان، رنج مدام، فقدان رفاه، فرسایش جسمی-روحی، تجارت جان با نان، بیمعنایی زمان و تقابل روزمرّه مرگ با زندگی است. این مضامین حکایت از این واقعیت دارند که تجربه کولبری، همراه با رنج و فرسودگی (استهلاک جسمی)، زوال و انحطاط روابط زیسته انسانی (مرگ روابط زیسته)، رخت بربستن روز از زندگی و درک متفاوت زمان (بیمعنایی زمان) و زندگی در فضایی است که مرگ بر آن سایه انداخته است (فضای زیسته مرگوار). بر این اساس کولبری تنها، شامل تجربه حمل کالا در شرایط سخت و دشوار کوهستانی نیست، بلکه دربرگیرنده تقابلهای دوتایی است؛ تقابلهای آسودگی-عدمآسودگی، آینده-حال، عزت- حقارت، جان-نان و زندگی-مرگ است که دال و عنصر محوری همه این تقابلها نان است
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
هاتف پوررشیدی
چکیده
برنامه های پنجساله توسعه ایران از حدود چهار دهه گذشته در تلاش بوده که آهنگ توسعه کشور را متوازن تر نموده و زمینه های تحقق پیشرفت در جامعه را فراهم آورد. یکی از موضوعات اساسی توسعه در هر جامعه ای پرداختن به بهداشت و سلامت عمومی است که در قالب حوزه توسعه ارتباطات سلامت قابل بحث و پیگیری است. این مقاله با هدف تبیین جایگاه ارتباطات سلامت ...
بیشتر
برنامه های پنجساله توسعه ایران از حدود چهار دهه گذشته در تلاش بوده که آهنگ توسعه کشور را متوازن تر نموده و زمینه های تحقق پیشرفت در جامعه را فراهم آورد. یکی از موضوعات اساسی توسعه در هر جامعه ای پرداختن به بهداشت و سلامت عمومی است که در قالب حوزه توسعه ارتباطات سلامت قابل بحث و پیگیری است. این مقاله با هدف تبیین جایگاه ارتباطات سلامت و رویکردهای متاخذه در این خصوص در احکام برنامه های توسعه تدوین شده و در تلاش بوده به این پرسش پاسخ دهد که «مولفه های مورد تاکید در اهداف برنامه های توسعه پنجساله کشور در حوزه ارتباطات سلامت بر چه موضوعاتی متمرکز و هدف غائی آن چه بوده است؟» برای پاسخ به این پرسش و با تاکید بر نظریات حوزه ارتباطات سلامت و رویکرد توسعه در این نوع از ارتباطات، از روش اسنادی برای گرداوری داده ها و تحلیل محتوای کیفی برای بررسی و آنالیز احکام برنامه استفاده شده است. نتایج حکایت از این دارد رویکرد «سلامت پایدار» به عنوان رویکرد اصلی و فراگیر این برنامه جاری و ساری است. این مفهوم از مفاهیم سازمان دهنده چون «ارتقا سلامت جامعه»، «توسعه بیمه تامین اجتماعی و همگانی»، «امنیت غذائی و تولید غذای سالم و حفظ محیط زیست»، «نظارت داروئی و درمانی» و «سلامت الکترونیک» حاصل شده که همگی در مسیر توسعه و با همراهی ارتباطات سلامت قابلیت تحقق دارد.
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
حسین دانش مهر؛ عثمان هدایت
چکیده
هدف پژوهش حاضر، اتخاذ راهبردهای مشارکتمحور با تاکید بر ظرفیتهای جامعه محلی در سیاستگذاری مدیریت منابع آب در استان کردستان است. با توجه به بحران آب و پیامدهای آن در روستاهای شهرستانهای دهگلان و قروه استان کردستان و همچنین شکست رویکردهای مشارکتی از بالا به پایین و بهتبع، ناکارآمدی رویکردهای سازهمدار و دولتمحور حاکم ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، اتخاذ راهبردهای مشارکتمحور با تاکید بر ظرفیتهای جامعه محلی در سیاستگذاری مدیریت منابع آب در استان کردستان است. با توجه به بحران آب و پیامدهای آن در روستاهای شهرستانهای دهگلان و قروه استان کردستان و همچنین شکست رویکردهای مشارکتی از بالا به پایین و بهتبع، ناکارآمدی رویکردهای سازهمدار و دولتمحور حاکم بر سیاستگذاریها، بازتعریف و طرح دوباره سیاستگذاری مشارکتی در حوزه مدیریت منابع آب، دوچندان مهم و ضروری است. برای این منظور، مصاحبه نیمهساختیافته با ١٥ نفر از کشاورزان محلی و ٤ نفر از کارشناسان نهادهای مربوطه براساس روش تحلیل تماتیک کلارک و براون مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که شکست کنشهای جمعی و تشکلیابی و اثرات همافزایی منفی نهادها/ جامعه محلی شرایط آغازگر اتخاذ راهبردهای مشارکتمحور را فراهم آوردهاند. با توجه به ضعف آموزش، بهحاشیهرانی ظرفیتهای محلی و رویه سازمانی متمرکز و نابسندگی آن در مدیریت آب، فرایند همکاری نهادها و جامعه محلی باید براساس عدم تمرکز، آموزش و توانمندسازی جامعه محلی به پیش رود. افزایش توان بازدارندگی قوانین و سیاستهای تشویقی نیز جهت تسهیل این فرایند باید از سوی نهادها اتخاذ شود. در نهایت، با توجه به ضعف حکمرانی مشارکتی همافزا، راهبردهای مشارکتمحور، تشکیل کمیتههای محلی، توسعه فناوری دیجیتال و اطلاعرسانی عمومی، مشارکت گفتگوی و مشارکت مبتنی بر مشروعیت به عنوان رویکرد مشارکتمحور حدوسط مابین نهادهای متولی وکشاورزان را میتوان پیشنهاد نمود.
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
علی اصغر درویشی فرد؛ فاطمه محمدی
چکیده
مطالعۀ حاضر با هدف فهم چالشهای درمان اجباری اعتیاد زنان و ارائه پیشنهادهای سیاستی انجام شده است.روش پژوهش،کیفی واطلاعات لازم از طریق تکنیک مشاهده ومصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است.مشارکتکنندگان، 14 نفر از زنان سوء مصرفکننده مواد و 7 نفر از مطلعین کلیدی در حوزه مورد بررسی است.اطلاعات به دست آمده،از طریق روش تحلیل مضمون ...
بیشتر
مطالعۀ حاضر با هدف فهم چالشهای درمان اجباری اعتیاد زنان و ارائه پیشنهادهای سیاستی انجام شده است.روش پژوهش،کیفی واطلاعات لازم از طریق تکنیک مشاهده ومصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است.مشارکتکنندگان، 14 نفر از زنان سوء مصرفکننده مواد و 7 نفر از مطلعین کلیدی در حوزه مورد بررسی است.اطلاعات به دست آمده،از طریق روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.حضور در میدان مورد مطالعه ومشاهده فضای درمان،دقت در ثبت و مستند سازی دادهها،توافق و همسانی در رمزگذاری مضامین پژوهش وارائه نقل قول از معیارهای مورد استفاده به منظور افزایش قابلیت اعتماد و باورپذیری یافتههای پژوهش است.پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات بر مبنای مفاهیم پایه و در بخش چالشهای درمان اجباری اعتیاد، هشت مضمون اصلی شامل رویکرد قهری/ ضربتی به مسئله، مقاومت نسبت به درمان، احساسات و هیجانات بازدارنده، رویکرد تقلیلی به درمان، ضعف نظام مراقبتی/ حمایتی حین درمان، عادی سازی/ درونی سازی مسئله،نظام حمایتی شکننده و ضعف نظام ارزیابی و کنترل اثربخشی و بیست مضمون فرعی استخراج شد. بر این اساس،دو مضمون اصلی در ذیل پیشنهادهای سیاستی برای اصلاح و بهبود فرایند درمان اجباری اعتیاد شامل،مداخلات مراقبتی در حین درمان،مداخلات مراقبتی مبتنی بر جامعه و نظام تصمیمگیری ارائه گردید.یافتههای پژوهش نشان میدهد که فرایند ساماندهی زنان در مراحل مختلف دستگیری،غربالگری، مراقبت در حین درمان و مراقبت پس از خروج با چالشهای مختلفی مواجه است و نیاز به بازنگری و اصلاح جدی دارد.
توسعه اجتماعی - رفاه اجتماعی -جهانی شدن -تعرضات خانوادگی -رضایت شغلی- مشارکت اجتماعی
حسین محمدزاده؛ یعقوب احمدی؛ شیوا مجد
چکیده
در دوران مدرن ارتقاء آموزش زنان امری ضروری اما چالش برانگیز است. هدف این پژوهش بررسی تجربه زیسته زنانِ متأهلِ شاغل در اداره آموزش و پرورش از ادامه تحصیل در شهر سنندج است. مبانی نظری و روشی ریشه در دیدگاه پدیدارشناسانه دارد. حجم نمونه پژوهش 16 نفر بوده و دادهها از طریق مصاحبه بدست آمده است. تجزیه و تحلیل دادهها به روش کدگذاری سه مرحلهای ...
بیشتر
در دوران مدرن ارتقاء آموزش زنان امری ضروری اما چالش برانگیز است. هدف این پژوهش بررسی تجربه زیسته زنانِ متأهلِ شاغل در اداره آموزش و پرورش از ادامه تحصیل در شهر سنندج است. مبانی نظری و روشی ریشه در دیدگاه پدیدارشناسانه دارد. حجم نمونه پژوهش 16 نفر بوده و دادهها از طریق مصاحبه بدست آمده است. تجزیه و تحلیل دادهها به روش کدگذاری سه مرحلهای صورت پذیرفته و منجر به شناسایی پنج مفهوم "میل به تحصیل"،"ارتقاء اجتماعی"،"موانع"،"زمینه اجتماعی"،"تاکتیکهای مدیریت" و یک مقوله هستهای به نام " دیالکتیک مدیریت زنانه و زمینه اجتماعی " شد. نتایج پژوهشی نشان میدهد که زنان بنابر دلایلی همچون علاقه، الگوپذیری، جایگاه علمی، افزایش رتبه اداری و دستمزد، ارتقاء جایگاه اجتماعی، تصمیم به ادامه تحصیل میگیرند. ادامه تحصیل آنان متاثر از شرایط فردی،خانوادگی و سازمانی است. زنانی که از توانایی فردی لازم و حمایتهای خانوادگی و سازمانی برای مدیریت وضعیتشان برخوردار بودند، کمترین میزان تنش و فشار ناشی از مسئولیتهای چندگانه را تجربه کردند. بالعکس در زمینههایی که بسترهای حمایتی لازم وجود ندارند و خود زنان نیز از توانایی و منابع لازم برای مدیریت وضعیتشان برخوردار نیستند فشار و تنش تجربه شده شدید بوده است. آموزش در زمینه توانائیهای فردی و همکاری سازمانی در این راستا می توان بسیار قابل توجه و کمک کننده باشد.